آلفا اسکول

X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 1 به 15 از 23
    1. Top | #1
      در انتظار تایید ایمیل

      تاریخ عضویت
      08 بهمن 1396
      نوشته ها
      8
      نمایش مشخصات

      مصاحبه با یک رتبه سه رقمی کنکور 97 !!!

      سلام
      من جابر هستم.رتبه سه رقمی کنکور 97
      این ایده به ذهنم رسید و نمیدونم در جای مناسبی ایجاد کردم یا نه ولی یه تاپیک مشاوره فردی و خود یاری هست.و امیدوارم متن حذف نشه!
      من تا 180 روز قبل کنکور قاطی پاتی درس میخوندم و تراز 6 هزار و یکم کمتر و بالاتر میاوردم ولی از این 180 روز وارد فضای ارتباط های مزخرف شدم و کم کم از اون پسر درس خون درجه یک تبدیل شدم به یک عدد به درد نخور و درس نخون
      یه وبلاگ هم زدم و بعدا وارد تخیلات و توهمات شدم.و عهد بستم اگه آزمون 20 بهمن هم نتیجه ای که میخوام رو نگیرم خودم رو میکشم!!!
      میدونستم که نمیتونم و به قولی داشتم وصیت نامه مینوشتم که شب کار خودمو تموم کنم ولی یه حادثه اتفاق افتاد
      پدرم براش یه مشکلی پیش اومد فکر کردیک سکته بوده ولی هیچی نبود
      ما رفتیم بیمارستان
      رفتار و سواد پزشک ها و حتی پرستارا و اینکه اونا هم شاخ ندارند و یه ادم عادی بودن رو برام دوباره تداعی کرد
      اینکه رو به روی اتاق احیا
      و فکر کردم شاید اگه زودتر اون وصیتم تموم شده بود الان اینجا بودم.تو ذهنم بود
      به قول قدیمای خودم هنگ بودم و علامت تعجب
      یکسری رفتار ها دیدم و اینکه دیدم خیلی ها هستند نیاز به پزشک خوبی دارند
      نمیدونم شایدم خودمم دنبال بهانه بودم که خودم رو نفله نکنم
      (یه حقیقت جالب من که میخواستم امشب برای بار آخر نفس بکشم هر نفس کشیدن شیرین بود.زندگی بدجوری جذاب به نظر میرسید
      امروز فهمیدم تا وقتی مطمئنی هنوز فرصت داری تلخی های زندگی رو به روتهست ولی وقتی فکر کنی دیگه وقترفتنته
      اینجا بد جوری شیرین میشه
      تازه فهمیدم اون همه حرص و طمع بعضی پیر مردا و یا اون حرفایی که میگند قدر بدونید زندگی رو همه شون رو فهمیدم)
      به خودم گفتم
      جابر
      مردن آسونه, مرد این هستی که زندگی کنی؟!
      تو که میخواستی خودت رو بکشی خب؟ خب الانم فکرکن خودت رو کشتی دیگه
      یه دیوار بشو نه حرفی بزن نه بخند نه گریه نه هیچی دیگه
      فقط درس
      اصلا گفتم بیا یه کاری کن
      به جای اینکه امروز خودت رو نفله کنی , 101 روز بعد خودت رو نفله کن ولی قبلش حداقل یه قدرت نمایی بکن, خواستم نشون بدم من حتی اگه بمیرم هم مثل ترسو ها نمی میرم
      قبل روز مبارزه و آزمون من نمی میرم
      من شاید یه دورانی میخواستم امپراطور کنکور باشم شاید میخواستم رتبه 1 بشم و حالا میگم شاید نشه
      در هر حال این حرفا تو ذهنم بود تا اینکه
      گفتم فقط 101 روز دیگه باشه؟
      اصلا من که چیزی برای از دست دادن ندارم. ذاتا میخواستم خودم رو هم نفله کنم.واقعنی چیزی ندارم
      پس استرس کنکور هم ندارم به صورت ادم و با توجه به توانایی و ویژگی هام درس میخونم
      حالا چه برنامه ای اومد ذهنم؟
      بسم الله
      اولین حرکتی که میزنم اینه
      من بعدا میخوام بکوب بخوابم.پس این 101 روز رو به خواب اهمیت نمیدم! ساعت 5 بلند میشم (همیشه میخواستم یک دکتر بشم و ساعت 5 همیشه بلند شده باشم)
      یه دونه روپوش سفید هم دارم اونو هم میپوشم به عنوان کفن : )))
      یه سیستم مطالعه قبلا خونده بودم و اوایل که شروع میکردم اینطوری خوندم و خیلی برام بازدهی داشت بازم میخوام اونو اجرا کنم
      این رو تو کتاب های تونی بوزان نوشته بود
      25 دقیقه مطالعه میکنم و 5 دقیقه استراحت و بازم مطالعه
      یک نکته ای هم تجربه کردم بودم که یه دونه اختصاصی و یه دونه عمومی بخونم خیلی خوب نتیجه میده
      چیز دیگه ای که یاد گرفته بودم این بود که تو هر ساعت خاصی یه درسی بخونم اینطوری کم کم شرطی میشم و در اون ساعت حس خوندن اون درس خاص میاد
      مثلا من از ساعت 3 تا 3 و 25 دقیقه عربی میخوندم .هنوزم وقتی ساعت 3 میشه حس عربی خوندن میگیرم
      این مقدمات کار من بود
      الان برم سراغ برنامه ام
      من زمانی شاخ زبان بودم ولی خب وقتی نخونی یادت میره
      از 100 رسیدم به 20
      ولی روش 100 رو برای خودم بلدم
      زبان انگلیسی: لغت ها رو از روی تیک 8 کار میکنم هر روز 25 دقیقه کاملا کافیه برای لغت خوندنم.25 دقیقه دوم زبان خوندنم اینه که متن رو از روی کتاب نترسیم از متن کیاسالار کار کنم.
      وقتی لغت ها رو خوندم و تموم شدند.گرامر رو از روی فیلم همایش سه ساعته آلا میبینم و از روی فیل مبتکران هم گرامر رو یکمی نگاه میکنم و یه جزوه برای خودم درست میکنم و اون رو یکمی کار میکنم تا همه چیش رو فول فول فول بشم.بعد اینکه به گرامر فول شدم.یکبار دیگه کل لغات رو میخونم و مشکل دار ها رو مینویسم روی یه کاغذ و چند بار میخونمش و وارد دوره جمع بندیم میشم که همون روش 3 روز یکبار هست.و از 1 خردادشروع میشه
      آهاا من 101 روز فرصت برای خوندن خودم دادم و از 1 خرداد شروع میکنم به جمع بندی
      دینی
      دینی هم یه زمانی خفن بودم توش ولی خب افت کردم خیلی زیاد
      روش دینی خواندنم اینطوری
      فیلم های کلاس کنکور رنجبر زاده از آلا رو نگاه میکنم و روی متن درس ها و آیه ها و پیام هاشون مسلط میشم درست مثل یک روحانی یاد میگیرم آیات و تحلیل کنم و اصلا برای فهمیدن آیات اونا رو میخونم و پیام هاشون رو به دید تفسیر نگاه میکنم .حداقل اینطوری هم بیشتر تو یادم میمونه و هم میتونم به پیام های ابتکاری هم جواب بدم چون مسلط به خود آیه ام.برای دینی سعی میکنم صدای رنجبرزاده تو گوشم باشه و سر کنکور علاوه بر متن کتاب صدای رنجبر زاده هم تو یادم باشه.روزی 25 دقیقه روی فیلم تدریس کار میکنم و 25 دقیق هم کتاب رو میخونم و نکاتش رو تحلیل میکنم و حفظ.
      من هدف و اصل موضوع رو فراموش کرده بودم.
      هدف و اصل موضوع این بود که در کنکور تست رو درست جواب بدم حالا به هر نحوی شد شد! مهم نیست نحوش مهم درست جواب دادن و زیاد جواب دادن هست
      عربی:
      عربی برای من وحشتناک بود یادمه سوم دبیرستان ترم اول کم مونده بود تک رقمی بگیرم ولی ترم دوم خیلی خوب شدم.یادمه 1 ماه و نیم و دو ماه فقط قسمت مقدمات عربی به زبان ساده مبتکران رو خوندم.ولی عوضش کم کم عربی خوندن رو یاد گرفتم و ترم دوم 18 شدم.ولی خب چون نخوندم اینم افت کرد
      کتاب تست های زیادی خریدم ولی هیچکدوم رو نخوندم.همون مبتکران رو هم نصفه خوندم
      خب خوندنم نمیاد! چه کنم؟
      هیچی اون کاری رو میکنم که خوشم میاد
      من فیلم های تدریس عربی خیلی از دبیرا رو دیدم اقای فلاح اقای واعظی اقای ناصح زاده
      خیلی خوب هستند همه شون
      مخصوصا ترجمه و تعریب ناصح زاده رو دوس دارم
      ولی بهترین دبیر برای من آقای علیمرادی آلا بود
      اصلا هیچ جا از این شخ اسمی برده نشده منم برای تفریح رفتم یک قسمت رو ببینم و بعدش عاشق تدریسشون شدم چون دقیقا همون چیزی بود که میخواستم.یه چیز خلاصه که بعدش خودم با تحلیل کاملش کنم.
      25 دقیقه فیلم تدریس آقای علیمرادی رو میبینم و 25 دقیقه هم روی جزوه ای که نوشتم کار میکنم.چون جزوه شون رو دانلود میکنم ولی پرینت نمیکنم تجربه بهم ثابت کرده خودم جزوه بنویسم هم بهتر مینوسیم هم بهتر یادم میمونه.برای تست هم ایشون خودشون تست میدن که اونو پرینت میگیرم و روش کار میکنم.وقتی روی یک جلسه مسلط شدم کامل جلسه بعدی رو میبینم وگرنه اونقدر میبینم که تک تک کلماتش رو حفظ بشم
      ادبیات
      25 دقیقه لغات رو از آخر کتاب های ادبیاتم را میخوانم و هر روز یک ستون میخونم به صورت لایه لایه ای.یعنی لغت اول رو حفظ میکنم و بعد لغت دوم ولی وقتی خواستم لغت سوم رو حفظ کنم اول لغت های 1 و 2 رو میخونم و بعد 3 رو حفظ میکنم
      و وقتی مثلا میخوام لغت 10 رو حفظ کنم اول 9 لغت قبلی رو مرور میکنم و بعد لغت 10 رو حفظ میکنم.
      آخر کتاب های ادبیات به صورت ستون هست .هر روز یه ستون رو حفظ میکنم.و در حفظ کردن ستون ها هم لایه لایه کار میکنم یعنی ستون اول و فردا که میخوام ستون دوم رو بخونم.اول ستون اول رو مرور میکنم
      هر کتاب رو به صورت لایه ای کار میکنم و بع که تموم شد (تقریبا 30 ستون) چند بار کل ستون ها رو مرور میکنم و سخت ها رو مینویسم.
      بعدش میرم از کتاب گاج موضوعی اون لغات بدون ستاره ای که آورده رو حفظ میکنم.
      25 دقیقه تاریخ ادبیات ها رو از روی اعلام (آخر کتاب) میخونم.مثل لغت ستون به ستون حفظ میکنم.معلممون معلم خوبی بود و اون اعلام هایی که به درد نمیخود رو حذف کرد برامون
      وقتی کل اعلام رو خوندم یه بار کل تاریخ ادبیات های اومده در اول درس ها رو میخونم و نکات جدیدشون رو یادداشت میکنم و حفظ میکنم
      وقتی این کار هم کردم بعدش درآمدی بر ادبیات ها رو میخونم و اونقدر میخونم که حفظ بشم کلمه به کلمه فکرکنم 120 بار بسه : )))
      25 دقیقه املا کار میکنم که از روی فرهنگ املای خیلی سبز کار میکنم املا ها رو و میشوم استاد سخن : ))
      وقتی مباحث بالا تموم شدند.سه تا 25 دقیقه دارم که در این زمان تست قرابت 25 دقیقه و تست آرایه 25 دقیقه و خوندن زبان فارسی 25 دقیقه
      کار میکنم
      فکر کنم از برنامه ادبیاتم تابلو هست که یکمی درصدم کمتر از بقیه شون میشه : )))
      تو این 101 روز زمین نمیخونم ولی در دوران جمع بندی یعنی خرداد هر روز 25 دقیقه زمین میخونم
      برنامه عمومی هام بالایی بود حالا شاید با یکم تغییر که ان شا الله بعد کنکور اگه خودم رو نفله نکردم میام و مصاحبه میکنم و بهتون میگم که چیکارا کردم و نکردم
      میدونید بزرگترین معلم های ما چی ها هستند؟؟؟
      یک قلب شکسته
      یک جیب خالی
      یک شکست درست و حسابی
      و من مفتخرم بهتون بگم 3 تا از بهترین معلم ها رو دارم
      اره هر سه تاشون رو دارم و از استاد های درجه یک در دنیا هستند استاد های من : )))
      یه روزی از اون 180 روز داشتم فکر میکردم اگه یکی بیاد بگه جابر
      تو پزشکی قبول شدی .اصلا من خودم اسمت رو بردم سنجش و اسمت رو نوشتم تو پزشکی همون دانشگاهی که میخوای مثلا فرض کنید شیراز
      بعد داشتم فکر میکردم اون وقت چطوری درس میخونم؟؟؟
      اولش حدس زدم که درس نمیخونم .کرم ندارم که
      ولی بعد چند روز گفتم نه باو
      من که قبولم
      حداقل بزار ببینم عرضه داشتم خودم هم قبول بشم ؟یانه؟
      ولی خب مثل اینکه نداشتم (
      به قول یک شاعر: درسته دارم میرم ولی من یه امپراطورم
      خیلی حال میده این رو(درسته رفتم ولی من یه امپراطورم) روی وصیت نامه بنویسی !!! فرض کن اصلا میخوای خودت رو بزنی بکشی
      فرض کن قبل کنکور به عنوان یه بازنده بری سینه قبرستون یا اینکه بعد کنکور و آوردن یه رتبه 3 رقمی خفن !!!
      خیلی فرق هستااااا
      جیگر میخوادااااا
      میدونید نمیدونم اصلا این متن رو میزارند بمونه یا نه ولی اگه موند و شما داری این رو میخونی
      یه چیزی بگم بهت
      دلیل شکست خیلی از کنکوری ها
      مثل شکست خوردن برخی از شاه های ما بود
      سلطان حسین شاه بهش گفتند محمود داره میاد گفت هنوز به اصفهان نرسیده و مشغول توهم و لذت لحظه ای خودش بود
      و بعدشم دخترش رو به عقد همون شخص آورد و خودش لباس و تاج پادشاهی رو داد بهش
      خیلی سختت میاد؟؟ اگه میاد مثل منی, منم وقتی خوندم سختم اومد .کل خاندانش رو با شمشیر خودش میکشت و عزت مردانه می جنگید بهتر از زنده بودن با خفت بود.
      میدونید چرا اینطوری کرد؟ چون فکر میکرد قدر الهی اینه . متاسفانه توهم قدر الهی باعث شده پیشرت خیلی ها و حرکتشون گرفته بشه.چون تعبیر درستی نداریم.
      یا شاه اسماعیل در جنگ چالدران چرا شکست خورد؟برید بخونید.من که خوندم دلیلش این بود توهم داشتند
      حتی بدون زره میرفتند
      و فکر میکردن قدر الهی بر پیروزی ایناست.و دیدیم که سلطان سلیم اومد سوگلی ایشون رو برد و عقدش کرد .نمیدونم ولی میارزید حتی اگه کسی هم نیومد باهاش تنهایی میرفت و تا جایی که میتونست میرفت جلو و پسش میگرفت.نمیگم خود کشی کنه.ولی میتونست با کمی پول ادمایی اجیر کنه که.قضاوت نکنیم.خودم رو میگم
      اصلا فکر کن رویای تو ناموس توعه.چیکار میکنی؟؟؟من که قرار باشه بمیرم هم .اول اون یارو رو میزنم و میکشمش و شرایط رو اوکی میکنم و بعدا به عزرائیل میگم بیا داداش به کارت برس.و الانم دقیقا همین کار رو میخوام بکنم.
      . نمیدونم چی بگم. بی دین نیتسمااا خیلی هم متدین هستم ولی سعی دارم از توهم و خرافات بیام بیرون و اصل دین رو درک کنم و برای اینکار برنامه ای دارم.الان میگند اگه دین داری چرا خودت رو نفله میکنی؟! ولمون کن عامووو من چی دارم میگم تو چی میگی!!!
      چقدر حاشیه رفتم.وقتتون رو گرفتمااا شرمنده بخدا
      ریاضی:
      در ریاضی فیلم استاد های مختلفی رو دیدم با آقا شامی زاده آلا و البته موئینی آفبا تونستم ارتباط برقرار کنم ولی باب میل من نبودن و زیاد مسئله حل میکردن ولی من خوشم میاد خودم مسئله حل کنم تا اینکه یکی فیلم آقای حسینی فرد آلا رو بهم گفت و من رفتم قدر مطلقش رو دانلود کردم و دیدم و فهمیدم همونی هست که میخوام البته احتمال و ترکیبیات رو یکم طولش داده ولی باقی مباحثش عالی
      برای من ریاضی رو فهمیدن یعنی اینکه یک دبیری تدریس کنه و من یک جزوه ای رو بنویسم و اون جزوه رو بار ها از اولش تمرین کنم تا به تسلط برسم.
      50 دقیقه فیلم تدریس ایشون رو میبینم و 50 دقیقه هم جزوه ای که نوشتم رو از تدریس ایشون رو کار میکنم.وقتی یک مبحث تموم شد
      همون مبحث رو از روی فیلم همایش آقای شامی زاده میبینم.چون این دو دبیر باهم به صورت مکمل هستند برای من و باعث میشند مبحث رو خر فهم بشم.و بعد تست های جزوه های این دو دبیر رو بار ها و بارها کار میکنم و تمرین میکنم.وقتی به همه اون تست ها و تمرین ها و مثال ها مسلط شدم یعنی توشون مشکلی نداشتم دیگه .مبحث بعدی رو شروع میکنم.
      در این مرحله تست هایی که ابتکاری بودن و با معلومات جزوه قابل حل نبودن یا به هر نحوی به ذهن من راه حلش نمیرسید رو در یک جزوه مینویسم.

      فیزیک
      25 دقیقه فیلم تدریس آقای طلوعی رو از آلا میبینم و 25 دقیقه هم جزوه نوشته شده رو تمرین و مرور میکنم.
      روش فیزیکم هم مثل روش ریاضی.با این تفاوت که دبیر هاش متفاوت هستند و من به این نتیجه رسیدم آقا طلوعی در کنار کازرانیان برای من معرکه میکنند و حتی به درصد 100 میرسم درست مثل ریاضی که اون دو دبیر باعث شده بودند 100 بزنم.البته اینا برای گذشته است الان 40 به زور میزنم چون اون راه رو نمیرفتم که با این برنامه تصمیم گرفتم همون راه های موفق خودم رو برم و دنبال راه های موفق بقیه نیافتم
      ایرادم اینجا بود
      من با اینکه میدونستم با این راه 100 میزنم ولی در انجمن های مختلف از جمله اینجا دنبال راه های بهتر و راحت تر و واقعیتش رو بگم سریعتر بودم .ولی خب باید قبول کرد بهترین راه همون راهی هست که بلدیم و نتیجه اش رو دیدیم.
      تمرکز اصلی در یادگیری درس و مفهوم و روش حل های مثال هایی که حل شده اند و تست زنی فرع هست.اصل موضوع یادگیری درس و بلد بودن مثال هاست.
      زیست
      کتاب درسی رو دو سه بار میخونم تا کلیات و تا حدودی جزئیات مطلب به دستم بیاد
      بعدش فیلم تدریس آقای پازوکی رو میبینم و در برخی فصل ها آقا رحیمی و در برخی فصل ها آقای کرامت و در یک فصل شاید هر سه تاش رو دیدم
      بعدش تست زنی میکنم از روی کتاب گاج
      نصف تست ها رو مینزم و بعدش بلافاصله نصف دیگه رو میزنم
      در هر تستی که مینزم به کتاب درسی مراجعه میکنم و اون نکته ای که تست ازش مطرح شده رو هایلایت میکنم و روش تمرکز میکنم.گزینه های هر تست رو هم بررسی میکنم که چرا غلطه و چه زمانی امکان درست بودنش هست و...
      بعد از تست زنی بار ها و بارها کتاب درسی رو میخونم و سعی میکنم خودم به جای طراح فکر کنم.وقتی به حدی از تسلط رسیدم و شبهه ای در کتاب باقی نموند فصل بعدی رو شروع میکنم و آخر هفته ها تمام فصل هایی که تا الان خوندم رو تورق سریع میکنم.
      شیمی
      فیلم تدریس دبیر های مختلفی رو دیدم ولی آريالای صنیعی و آقاجانی واقعا معرکه هستند.
      من قبلا بدون دبیر شیمی میخوندم و اصلا بلد نبودم چطوری بخونم و مسئله حل کنم تا اینکه یه بار فیلم تدریس آقای آقاجانی رو دیدم و یه راه حل بهتر پیدا کردم.و در واقع روش حل رو یاد گرفتم همون آزمون درصد شیمی ام از 12 بود فکر کنم 12 درصد رسید به 67 یا 63 درصد.ولی خب طبق معمول گفتم بابا وقت گیره و فلانه بیخیال شدم یه بارم فقط تدریس آقای سنیعی رو دیدم و رفتم 50 زدم.5 شنبه نشستم دیدم و جمعه 50 زدم البته بیشتر میتونستم بزنم ولی خب چون مسلط نبودم.فقط با چیزایی که یادم بود از تدریسشون اینقدر زدم.
      کلاس کنکور آقای آقاجانی رو نگاه میکنم.و هر جلسه تدریس ایشون که معمولا دو تا فیلم میشه تموم شد.قشنگ روی اون جلسه تدریس مسلط مشم و یاد میگیرم و اگه مثلا تکلیفی داده باشه انجام میدم یا اگه فصل تموم شده باشه کتاب درسی رو چند بار میخونم و روی نکات حفظی مسلط میشم و جزوه ای که نوشتم رو مرور میکنم و بعدش جلسه بعدی رو نگاه میکنم.
      اینطوری وقتی به صورت مسلط برم جلو نتیجه خیلی بهتری میگیرم.در تست زنی هم اولین و شاید آخرین منبع تست زنیم .تیپ تست ها و فایل های تستی که تو سایت آلا هست باشه.که بعد کنکور بهتون میگم چیکار کردم و چی شد !
      دوستم امسال شیمی رو بالای 40 زد دقیق یادم نیست چند گفت ولی 46 یا یه همچین چیزی بود.گفتم چطور؟ گفت من شیمی رو حذف کرده بودم ولی یک ماه مونده به کنکور تو خودت بهم یه فیلم دادی مال همین آقا جانی .منم دیدم خوب درس میده نشستم این یه ماه شیمی رو شبانه روز کار کردم.و تدریسش رو دیدم اینقدر زدم.اونجا بود که فهمیدم عالم بی عمل هستم ( .
      با این اوصاف برنامه من به طور کلی محورش یادگیری دروس با روشی که خودم بلدم و برام نتیجه بخشه (هر چند وقت گیر) هستشو از طرفی مثل قبل دغدغه تست زنی ندارم که ای وااااای این همه کتاب هست باید تست های همه شون رو بزنم. : /
      دغدغه ای کلا ندارم.ولی اگه یه خورده هم داشته باشم.اینه که اصل و فرع رو قاطی نکنم
      و دغدغه اصلی اینه که درس ها رو واقعا یاد بگیرم و بتونم سوالات متفاوتی که ازشون طرح میشه رو بزنم.نه اینکه دغدغه ام این باشه کل تست های کتابای بازار رو بزنم.
      مهمترین چیز مسلط شدن به درس ها و مفهومشون هست
      تو کنکور ارشد منبع مشخصی نداریم.فقط یکسری منبع مشخص میشه و گفته میشه برید از رو اینا بخونید اگه این چیزایی که اینجا گفته شده رو بلد باشید میتونید درصد بالایی از سوالا رو جواب بدید
      ولی ما همه مون فکر میکنیم که یک کتاب تستی گیر بیاریم که سوالات کنکور توش باشه
      کنکور های قبل نه هاااا
      کنکور پیش رو
      تفکرات خیالی هستند و شبیه توهم ولی خب همینه که هست.اما من دیگه ترجیح میدم درس رو خوب یاد بگیرم تا اینکه بخوام همش تست بزنم و تعداد زیاد تست ها و کتاب تست ها باعث بشه استرس بگیرم و هزار کوفت و زهر مار دیگه
      ویرایش توسط Tia : 22 بهمن 1396 در ساعت 10:58 دلیل: حذف لینک

    2. Top | #2
      در انتظار تایید ایمیل

      تاریخ عضویت
      08 بهمن 1396
      نوشته ها
      8
      نمایش مشخصات
      خواب بودم.خواب دیدم مرده ام
      بی نهایت خسته و افسرده ام
      تا میان گور رفتم ,دل گرفت
      قبر کن ,سنگ لحد را گل گرفت
      روی من , خروار ها از خاک بود
      وااااای , قبر من چه وحشتناک بود
      بالش زیر سرم ,از سنگ بود
      غرق ظلمت
      سوت و کور و تنگ بود
      هر که آمد پیش, حرفی راند و رفت
      سوره حمدی خواند رو رفت

    3. Top | #3
      کاربر فعال

      تاریخ عضویت
      06 شهریور 1395
      نوشته ها
      785
      نمایش مشخصات
      خیلی طولانی بود

    4. Top | #4
      کاربر نیمه فعال

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      01 شهریور 1396
      نوشته ها
      131
      نمایش مشخصات
      امیدوارم به چیزی که میخوای برسی
      it always seems
      impossible
      until
      its done



    5. Top | #5
      در انتظار تایید ایمیل

      تاریخ عضویت
      08 بهمن 1396
      نوشته ها
      8
      نمایش مشخصات
      یک چیز دیگه باید اضافه کنم
      رویای دیشبم بود ولی خب کاربردی
      در خواب داشتیم به همراه چند نفر از کوهی بالا میرفتیم
      من با سعرت متعادل خودم میرفتم.تا اینکه دوستام یکم جلوتر افتادن
      اون قسمت هم سنگ زیاد بود و اکثرشون شل بودن
      منم برای اینکه خودم رو مقایسه کردم با اونا خواستم تند تند قدم بردارم و بدون احتیاط و سعی کردم پام رو بزارم جای پای اونا ولی چند قدم رفتم بودم که سنگ سر خورد و از بالا کوه پرت شدم پایین...
      چند تا نکته خوب بود
      اینکه نباید خودم رو با کسی مقایسه کنم
      نباید پام رو جا پای یکی دیگه بزارم
      چون ممکنه اون شانس داشته باشه و یا وزنش سبک باشه سنگ سر نخوره
      ولی من به محض اینکه پام رو گذاشتم سر بخوره
      بعضی وقتا این مقایسه کردن خیلی بده.
      یک مقایسه خیلی جالب برام این بود
      کارنامه های قبلی ام رو دیدم
      من یه زمانی تراز 6 هزار برام آرزو بود
      ولی وقتی 6 هزار میاوردم زمین و زمان رو فوش میدادم که چرا 6 هزار؟؟؟ اخه اینقدر خوندم
      الانم شاید رتبه 3 رقمی آرزومه
      ولی به زودی فوش میدم که چرا دو رقمی شدم : )))
      از خوبی های کنکور تمرین صبر هست
      مثل ماهیگیری میمونه.باید با حوصله درس خوند و بار ها تلاش کرد
      حتی من یه بار از صبح تا شب هیچی صید نکردم ولی هر بار
      عطشان تر و حریص تر قلاب مینداختم
      بحث ماهیگیری خیلی شبیه کنکور هست
      اگه هدف فقط گرفتن ماهی باشه خیلی بد میشه شرایط بعد از 5 بار دیگه کلا قلاب رو جمع میکنی
      ولی وقتی هدفت فقط لذت ماهیگیری باشه و بودنت در طبیعت باشه خیلی شیرین میشه
      چون هدفت یه ماهی گرفتن و خوردنش نیست,اگه این بود همون بهتر میرفتی ماهی میخریدی میخوردی
      ماهیگری میخواد به آدم یاد بده لذت ماهیگری و اینکه فرصت داری و وقت که الان به ماهیگیری بگذرونی رو شکر کنی و لذتش رو ببری
      امروز یک موردی رو دیدم
      کسایی که نمیتونند آژمون بدن
      نه تنها قلم چی بلکه کلا کنکور
      و اون وقت ما این همه تعمت خوب داریم و بهترینش همین که فرصت داریم برای آینده بجنگیم و تلاش کنیم
      ولی میخوایم خودمون رو نفله کنیم
      با روش های مختلف:
      یکی خودکشی . یکی بقیه رو میکشه .یکی وارد رابطه عاطفی غلطی میشه که قربانیش خودش و طرف مقابلشه .یکی ....
      به تعداد انسان های روی زمین راه های نفله کردن خود هست
      و البته راه های موفق شدن و تو کنکور رتبه شدن
      ولی همونطور که میدونید.کنکور سیاهی لشکره
      نه اینطوری نیست
      همه شون تک تک یه هدفی داشتند از کنکور
      ولی به علت مقایسه و تلاش نکردن و جدی نبودن و از همه مهمتر مستمر نبودن شکست خوردن و شدند سیاه لشکر
      من قبلا زیاد دنبال انگیزه و فیلم انگیزشی بودم.ولی هیچ قهرمان ورزشی هر روز برای تمرین انگیزه نداره
      بحث فراتر از انگیزه است
      بحث عادت هست
      باید عادت های رفتاری ایجاد کنیم
      21 روز برای تثبیت یه عادت و 40 روز برای تسلط و 66 تا 70 روز برای اینکه به شاهراه عصبی در ذهنمون تبدیل بشه وقت لازمه
      خب عادت کردن سخته
      امروز که 5 بلند شدم میخواستم سرم رو بکوبم دیوار.آسون نیتس که آخه
      ولی خب 20 دقیقه بعدش اون حس رو نداشتم.یهحس قدرت داشتم اینکه من تا دیروز تا ساعت 10 میخوابیدم و امروز 5 بلندش دم و این یعنی من میتونم
      خیلی حال میده کار هایی بکنی که
      فکر میکردی نمیتونی
      این باعث میشه قدرت از دست رفته رو به دست بیاری
      مثلا من فکر میکردم نمیشه 100 تا دراز نشست برم.ولی برای اینکه اثابت کنم میشه
      رفتم
      درسته تا یه ربع همه جام درد میکرد ولی ارزشش رو داشت
      هر چقدر بیشتر آزمون بدم و بیشتر در خونه تمرین کنم , بیشتر برای کنکور آماده میشم و این تنها امیدی هست که باعث میشه سختی هایی که قبلا غیر قابل تحمل بود رو الان تحمل کنم.

    6. Top | #6
      کاربر نیمه فعال

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      12 شهریور 1396
      نوشته ها
      126
      نمایش مشخصات
      انرژیتون فوق العادس همین فرمون برید سه رقمی که هیچ ...

    7. Top | #7
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      19 بهمن 1396
      نوشته ها
      4
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط jabbar نمایش پست ها
      سلام
      من جابر هستم.رتبه سه رقمی کنکور 97
      این ایده به ذهنم رسید و نمیدونم در جای مناسبی ایجاد کردم یا نه ولی یه تاپیک مشاوره فردی و خود یاری هست.و امیدوارم متن حذف نشه!
      من تا 180 روز قبل کنکور قاطی پاتی درس میخوندم و تراز 6 هزار و یکم کمتر و بالاتر میاوردم ولی از این 180 روز وارد فضای ارتباط های مزخرف شدم و کم کم از اون پسر درس خون درجه یک تبدیل شدم به یک عدد به درد نخور و درس نخون
      یه وبلاگ هم زدم و بعدا وارد تخیلات و توهمات شدم.و عهد بستم اگه آزمون 20 بهمن هم نتیجه ای که میخوام رو نگیرم خودم رو میکشم!!!
      میدونستم که نمیتونم و به قولی داشتم وصیت نامه مینوشتم که شب کار خودمو تموم کنم ولی یه حادثه اتفاق افتاد
      پدرم براش یه مشکلی پیش اومد فکر کردیک سکته بوده ولی هیچی نبود
      ما رفتیم بیمارستان
      رفتار و سواد پزشک ها و حتی پرستارا و اینکه اونا هم شاخ ندارند و یه ادم عادی بودن رو برام دوباره تداعی کرد
      اینکه رو به روی اتاق احیا ( CPR )

      و فکر کردم شاید اگه زودتر اون وصیتم تموم شده بود الان اینجا بودم.تو ذهنم بود
      به قول قدیمای خودم هنگ بودم و علامت تعجب
      یکسری رفتار ها دیدم و اینکه دیدم خیلی ها هستند نیاز به پزشک خوبی دارند
      نمیدونم شایدم خودمم دنبال بهانه بودم که خودم رو نفله نکنم
      (یه حقیقت جالب من که میخواستم امشب برای بار آخر نفس بکشم هر نفس کشیدن شیرین بود.زندگی بدجوری جذاب به نظر میرسید
      امروز فهمیدم تا وقتی مطمئنی هنوز فرصت داری تلخی های زندگی رو به روتهست ولی وقتی فکر کنی دیگه وقترفتنته
      اینجا بد جوری شیرین میشه
      تازه فهمیدم اون همه حرص و طمع بعضی پیر مردا و یا اون حرفایی که میگند قدر بدونید زندگی رو همه شون رو فهمیدم)
      به خودم گفتم
      جابر
      مردن آسونه, مرد این هستی که زندگی کنی؟!
      تو که میخواستی خودت رو بکشی خب؟ خب الانم فکرکن خودت رو کشتی دیگه
      یه دیوار بشو نه حرفی بزن نه بخند نه گریه نه هیچی دیگه
      فقط درس
      اصلا گفتم بیا یه کاری کن
      به جای اینکه امروز خودت رو نفله کنی , 101 روز بعد خودت رو نفله کن ولی قبلش حداقل یه قدرت نمایی بکن, خواستم نشون بدم من حتی اگه بمیرم هم مثل ترسو ها نمی میرم
      قبل روز مبارزه و آزمون من نمی میرم
      من شاید یه دورانی میخواستم امپراطور کنکور باشم شاید میخواستم رتبه 1 بشم و حالا میگم شاید نشه
      در هر حال این حرفا تو ذهنم بود تا اینکه
      گفتم فقط 101 روز دیگه باشه؟
      اصلا من که چیزی برای از دست دادن ندارم. ذاتا میخواستم خودم رو هم نفله کنم.واقعنی چیزی ندارم
      پس استرس کنکور هم ندارم به صورت ادم و با توجه به توانایی و ویژگی هام درس میخونم
      حالا چه برنامه ای اومد ذهنم؟
      بسم الله
      اولین حرکتی که میزنم اینه
      من بعدا میخوام بکوب بخوابم.پس این 101 روز رو به خواب اهمیت نمیدم! ساعت 5 بلند میشم (همیشه میخواستم یک دکتر بشم و ساعت 5 همیشه بلند شده باشم)
      یه دونه روپوش سفید هم دارم اونو هم میپوشم به عنوان کفن : )))
      یه سیستم مطالعه قبلا خونده بودم و اوایل که شروع میکردم اینطوری خوندم و خیلی برام بازدهی داشت بازم میخوام اونو اجرا کنم
      این رو تو کتاب های تونی بوزان نوشته بود
      25 دقیقه مطالعه میکنم و 5 دقیقه استراحت و بازم مطالعه
      یک نکته ای هم تجربه کردم بودم که یه دونه اختصاصی و یه دونه عمومی بخونم خیلی خوب نتیجه میده
      چیز دیگه ای که یاد گرفته بودم این بود که تو هر ساعت خاصی یه درسی بخونم اینطوری کم کم شرطی میشم و در اون ساعت حس خوندن اون درس خاص میاد
      مثلا من از ساعت 3 تا 3 و 25 دقیقه عربی میخوندم .هنوزم وقتی ساعت 3 میشه حس عربی خوندن میگیرم
      این مقدمات کار من بود
      الان برم سراغ برنامه ام
      من زمانی شاخ زبان بودم ولی خب وقتی نخونی یادت میره
      از 100 رسیدم به 20
      ولی روش 100 رو برای خودم بلدم
      زبان انگلیسی: لغت ها رو از روی تیک 8 کار میکنم هر روز 25 دقیقه کاملا کافیه برای لغت خوندنم.25 دقیقه دوم زبان خوندنم اینه که متن رو از روی کتاب نترسیم از متن کیاسالار کار کنم.
      وقتی لغت ها رو خوندم و تموم شدند.گرامر رو از روی فیلم همایش سه ساعته آلا میبینم و از روی فیل مبتکران هم گرامر رو یکمی نگاه میکنم و یه جزوه برای خودم درست میکنم و اون رو یکمی کار میکنم تا همه چیش رو فول فول فول بشم.بعد اینکه به گرامر فول شدم.یکبار دیگه کل لغات رو میخونم و مشکل دار ها رو مینویسم روی یه کاغذ و چند بار میخونمش و وارد دوره جمع بندیم میشم که همون روش 3 روز یکبار هست.و از 1 خردادشروع میشه
      آهاا من 101 روز فرصت برای خوندن خودم دادم و از 1 خرداد شروع میکنم به جمع بندی
      دینی
      دینی هم یه زمانی خفن بودم توش ولی خب افت کردم خیلی زیاد
      روش دینی خواندنم اینطوری
      فیلم های کلاس کنکور رنجبر زاده از آلا رو نگاه میکنم و روی متن درس ها و آیه ها و پیام هاشون مسلط میشم درست مثل یک روحانی یاد میگیرم آیات و تحلیل کنم و اصلا برای فهمیدن آیات اونا رو میخونم و پیام هاشون رو به دید تفسیر نگاه میکنم .حداقل اینطوری هم بیشتر تو یادم میمونه و هم میتونم به پیام های ابتکاری هم جواب بدم چون مسلط به خود آیه ام.برای دینی سعی میکنم صدای رنجبرزاده تو گوشم باشه و سر کنکور علاوه بر متن کتاب صدای رنجبر زاده هم تو یادم باشه.روزی 25 دقیقه روی فیلم تدریس کار میکنم و 25 دقیق هم کتاب رو میخونم و نکاتش رو تحلیل میکنم و حفظ.
      من هدف و اصل موضوع رو فراموش کرده بودم.
      هدف و اصل موضوع این بود که در کنکور تست رو درست جواب بدم حالا به هر نحوی شد شد! مهم نیست نحوش مهم درست جواب دادن و زیاد جواب دادن هست
      عربی:
      عربی برای من وحشتناک بود یادمه سوم دبیرستان ترم اول کم مونده بود تک رقمی بگیرم ولی ترم دوم خیلی خوب شدم.یادمه 1 ماه و نیم و دو ماه فقط قسمت مقدمات عربی به زبان ساده مبتکران رو خوندم.ولی عوضش کم کم عربی خوندن رو یاد گرفتم و ترم دوم 18 شدم.ولی خب چون نخوندم اینم افت کرد
      کتاب تست های زیادی خریدم ولی هیچکدوم رو نخوندم.همون مبتکران رو هم نصفه خوندم
      خب خوندنم نمیاد! چه کنم؟
      هیچی اون کاری رو میکنم که خوشم میاد
      من فیلم های تدریس عربی خیلی از دبیرا رو دیدم اقای فلاح اقای واعظی اقای ناصح زاده
      خیلی خوب هستند همه شون
      مخصوصا ترجمه و تعریب ناصح زاده رو دوس دارم
      ولی بهترین دبیر برای من آقای علیمرادی آلا بود
      اصلا هیچ جا از این شخ اسمی برده نشده منم برای تفریح رفتم یک قسمت رو ببینم و بعدش عاشق تدریسشون شدم چون دقیقا همون چیزی بود که میخواستم.یه چیز خلاصه که بعدش خودم با تحلیل کاملش کنم.
      25 دقیقه فیلم تدریس آقای علیمرادی رو میبینم و 25 دقیقه هم روی جزوه ای که نوشتم کار میکنم.چون جزوه شون رو دانلود میکنم ولی پرینت نمیکنم تجربه بهم ثابت کرده خودم جزوه بنویسم هم بهتر مینوسیم هم بهتر یادم میمونه.برای تست هم ایشون خودشون تست میدن که اونو پرینت میگیرم و روش کار میکنم.وقتی روی یک جلسه مسلط شدم کامل جلسه بعدی رو میبینم وگرنه اونقدر میبینم که تک تک کلماتش رو حفظ بشم
      ادبیات
      25 دقیقه لغات رو از آخر کتاب های ادبیاتم را میخوانم و هر روز یک ستون میخونم به صورت لایه لایه ای.یعنی لغت اول رو حفظ میکنم و بعد لغت دوم ولی وقتی خواستم لغت سوم رو حفظ کنم اول لغت های 1 و 2 رو میخونم و بعد 3 رو حفظ میکنم
      و وقتی مثلا میخوام لغت 10 رو حفظ کنم اول 9 لغت قبلی رو مرور میکنم و بعد لغت 10 رو حفظ میکنم.
      آخر کتاب های ادبیات به صورت ستون هست .هر روز یه ستون رو حفظ میکنم.و در حفظ کردن ستون ها هم لایه لایه کار میکنم یعنی ستون اول و فردا که میخوام ستون دوم رو بخونم.اول ستون اول رو مرور میکنم
      هر کتاب رو به صورت لایه ای کار میکنم و بع که تموم شد (تقریبا 30 ستون) چند بار کل ستون ها رو مرور میکنم و سخت ها رو مینویسم.
      بعدش میرم از کتاب گاج موضوعی اون لغات بدون ستاره ای که آورده رو حفظ میکنم.
      25 دقیقه تاریخ ادبیات ها رو از روی اعلام (آخر کتاب) میخونم.مثل لغت ستون به ستون حفظ میکنم.معلممون معلم خوبی بود و اون اعلام هایی که به درد نمیخود رو حذف کرد برامون
      وقتی کل اعلام رو خوندم یه بار کل تاریخ ادبیات های اومده در اول درس ها رو میخونم و نکات جدیدشون رو یادداشت میکنم و حفظ میکنم
      وقتی این کار هم کردم بعدش درآمدی بر ادبیات ها رو میخونم و اونقدر میخونم که حفظ بشم کلمه به کلمه فکرکنم 120 بار بسه : )))
      25 دقیقه املا کار میکنم که از روی فرهنگ املای خیلی سبز کار میکنم املا ها رو و میشوم استاد سخن : ))
      وقتی مباحث بالا تموم شدند.سه تا 25 دقیقه دارم که در این زمان تست قرابت 25 دقیقه و تست آرایه 25 دقیقه و خوندن زبان فارسی 25 دقیقه
      کار میکنم
      فکر کنم از برنامه ادبیاتم تابلو هست که یکمی درصدم کمتر از بقیه شون میشه : )))
      تو این 101 روز زمین نمیخونم ولی در دوران جمع بندی یعنی خرداد هر روز 25 دقیقه زمین میخونم
      برنامه عمومی هام بالایی بود حالا شاید با یکم تغییر که ان شا الله بعد کنکور اگه خودم رو نفله نکردم میام و مصاحبه میکنم و بهتون میگم که چیکارا کردم و نکردم
      میدونید بزرگترین معلم های ما چی ها هستند؟؟؟
      یک قلب شکسته
      یک جیب خالی
      یک شکست درست و حسابی
      و من مفتخرم بهتون بگم 3 تا از بهترین معلم ها رو دارم
      اره هر سه تاشون رو دارم و از استاد های درجه یک در دنیا هستند استاد های من : )))
      یه روزی از اون 180 روز داشتم فکر میکردم اگه یکی بیاد بگه جابر
      تو پزشکی قبول شدی .اصلا من خودم اسمت رو بردم سنجش و اسمت رو نوشتم تو پزشکی همون دانشگاهی که میخوای مثلا فرض کنید شیراز
      بعد داشتم فکر میکردم اون وقت چطوری درس میخونم؟؟؟
      اولش حدس زدم که درس نمیخونم .کرم ندارم که
      ولی بعد چند روز گفتم نه باو
      من که قبولم
      حداقل بزار ببینم عرضه داشتم خودم هم قبول بشم ؟یانه؟
      ولی خب مثل اینکه نداشتم (
      به قول یک شاعر: درسته دارم میرم ولی من یه امپراطورم
      خیلی حال میده این رو(درسته رفتم ولی من یه امپراطورم) روی وصیت نامه بنویسی !!! فرض کن اصلا میخوای خودت رو بزنی بکشی
      فرض کن قبل کنکور به عنوان یه بازنده بری سینه قبرستون یا اینکه بعد کنکور و آوردن یه رتبه 3 رقمی خفن !!!
      خیلی فرق هستااااا
      جیگر میخوادااااا
      میدونید نمیدونم اصلا این متن رو میزارند بمونه یا نه ولی اگه موند و شما داری این رو میخونی
      یه چیزی بگم بهت
      دلیل شکست خیلی از کنکوری ها
      مثل شکست خوردن برخی از شاه های ما بود
      سلطان حسین شاه بهش گفتند محمود داره میاد گفت هنوز به اصفهان نرسیده و مشغول توهم و لذت لحظه ای خودش بود
      و بعدشم دخترش رو به عقد همون شخص آورد و خودش لباس و تاج پادشاهی رو داد بهش
      خیلی سختت میاد؟؟ اگه میاد مثل منی, منم وقتی خوندم سختم اومد .کل خاندانش رو با شمشیر خودش میکشت و عزت مردانه می جنگید بهتر از زنده بودن با خفت بود.
      میدونید چرا اینطوری کرد؟ چون فکر میکرد قدر الهی اینه . متاسفانه توهم قدر الهی باعث شده پیشرت خیلی ها و حرکتشون گرفته بشه.چون تعبیر درستی نداریم.
      یا شاه اسماعیل در جنگ چالدران چرا شکست خورد؟برید بخونید.من که خوندم دلیلش این بود توهم داشتند
      حتی بدون زره میرفتند
      و فکر میکردن قدر الهی بر پیروزی ایناست.و دیدیم که سلطان سلیم اومد سوگلی ایشون رو برد و عقدش کرد .نمیدونم ولی میارزید حتی اگه کسی هم نیومد باهاش تنهایی میرفت و تا جایی که میتونست میرفت جلو و پسش میگرفت.نمیگم خود کشی کنه.ولی میتونست با کمی پول ادمایی اجیر کنه که.قضاوت نکنیم.خودم رو میگم
      اصلا فکر کن رویای تو ناموس توعه.چیکار میکنی؟؟؟من که قرار باشه بمیرم هم .اول اون یارو رو میزنم و میکشمش و شرایط رو اوکی میکنم و بعدا به عزرائیل میگم بیا داداش به کارت برس.و الانم دقیقا همین کار رو میخوام بکنم.
      . نمیدونم چی بگم. بی دین نیتسمااا خیلی هم متدین هستم ولی سعی دارم از توهم و خرافات بیام بیرون و اصل دین رو درک کنم و برای اینکار برنامه ای دارم.الان میگند اگه دین داری چرا خودت رو نفله میکنی؟! ولمون کن عامووو من چی دارم میگم تو چی میگی!!!
      چقدر حاشیه رفتم.وقتتون رو گرفتمااا شرمنده بخدا
      ریاضی:
      در ریاضی فیلم استاد های مختلفی رو دیدم با آقا شامی زاده آلا و البته موئینی آفبا تونستم ارتباط برقرار کنم ولی باب میل من نبودن و زیاد مسئله حل میکردن ولی من خوشم میاد خودم مسئله حل کنم تا اینکه یکی فیلم آقای حسینی فرد آلا رو بهم گفت و من رفتم قدر مطلقش رو دانلود کردم و دیدم و فهمیدم همونی هست که میخوام البته احتمال و ترکیبیات رو یکم طولش داده ولی باقی مباحثش عالی
      برای من ریاضی رو فهمیدن یعنی اینکه یک دبیری تدریس کنه و من یک جزوه ای رو بنویسم و اون جزوه رو بار ها از اولش تمرین کنم تا به تسلط برسم.
      50 دقیقه فیلم تدریس ایشون رو میبینم و 50 دقیقه هم جزوه ای که نوشتم رو از تدریس ایشون رو کار میکنم.وقتی یک مبحث تموم شد
      همون مبحث رو از روی فیلم همایش آقای شامی زاده میبینم.چون این دو دبیر باهم به صورت مکمل هستند برای من و باعث میشند مبحث رو خر فهم بشم.و بعد تست های جزوه های این دو دبیر رو بار ها و بارها کار میکنم و تمرین میکنم.وقتی به همه اون تست ها و تمرین ها و مثال ها مسلط شدم یعنی توشون مشکلی نداشتم دیگه .مبحث بعدی رو شروع میکنم.
      در این مرحله تست هایی که ابتکاری بودن و با معلومات جزوه قابل حل نبودن یا به هر نحوی به ذهن من راه حلش نمیرسید رو در یک جزوه مینویسم.

      فیزیک
      25 دقیقه فیلم تدریس آقای طلوعی رو از آلا میبینم و 25 دقیقه هم جزوه نوشته شده رو تمرین و مرور میکنم.
      روش فیزیکم هم مثل روش ریاضی.با این تفاوت که دبیر هاش متفاوت هستند و من به این نتیجه رسیدم آقا طلوعی در کنار کازرانیان برای من معرکه میکنند و حتی به درصد 100 میرسم درست مثل ریاضی که اون دو دبیر باعث شده بودند 100 بزنم.البته اینا برای گذشته است الان 40 به زور میزنم چون اون راه رو نمیرفتم که با این برنامه تصمیم گرفتم همون راه های موفق خودم رو برم و دنبال راه های موفق بقیه نیافتم
      ایرادم اینجا بود
      من با اینکه میدونستم با این راه 100 میزنم ولی در انجمن های مختلف از جمله اینجا دنبال راه های بهتر و راحت تر و واقعیتش رو بگم سریعتر بودم .ولی خب باید قبول کرد بهترین راه همون راهی هست که بلدیم و نتیجه اش رو دیدیم.
      تمرکز اصلی در یادگیری درس و مفهوم و روش حل های مثال هایی که حل شده اند و تست زنی فرع هست.اصل موضوع یادگیری درس و بلد بودن مثال هاست.
      زیست
      کتاب درسی رو دو سه بار میخونم تا کلیات و تا حدودی جزئیات مطلب به دستم بیاد
      بعدش فیلم تدریس آقای پازوکی رو میبینم و در برخی فصل ها آقا رحیمی و در برخی فصل ها آقای کرامت و در یک فصل شاید هر سه تاش رو دیدم
      بعدش تست زنی میکنم از روی کتاب گاج
      نصف تست ها رو مینزم و بعدش بلافاصله نصف دیگه رو میزنم
      در هر تستی که مینزم به کتاب درسی مراجعه میکنم و اون نکته ای که تست ازش مطرح شده رو هایلایت میکنم و روش تمرکز میکنم.گزینه های هر تست رو هم بررسی میکنم که چرا غلطه و چه زمانی امکان درست بودنش هست و...
      بعد از تست زنی بار ها و بارها کتاب درسی رو میخونم و سعی میکنم خودم به جای طراح فکر کنم.وقتی به حدی از تسلط رسیدم و شبهه ای در کتاب باقی نموند فصل بعدی رو شروع میکنم و آخر هفته ها تمام فصل هایی که تا الان خوندم رو تورق سریع میکنم.
      شیمی
      فیلم تدریس دبیر های مختلفی رو دیدم ولی آريالای صنیعی و آقاجانی واقعا معرکه هستند.
      من قبلا بدون دبیر شیمی میخوندم و اصلا بلد نبودم چطوری بخونم و مسئله حل کنم تا اینکه یه بار فیلم تدریس آقای آقاجانی رو دیدم و یه راه حل بهتر پیدا کردم.و در واقع روش حل رو یاد گرفتم همون آزمون درصد شیمی ام از 12 بود فکر کنم 12 درصد رسید به 67 یا 63 درصد.ولی خب طبق معمول گفتم بابا وقت گیره و فلانه بیخیال شدم یه بارم فقط تدریس آقای سنیعی رو دیدم و رفتم 50 زدم.5 شنبه نشستم دیدم و جمعه 50 زدم البته بیشتر میتونستم بزنم ولی خب چون مسلط نبودم.فقط با چیزایی که یادم بود از تدریسشون اینقدر زدم.
      کلاس کنکور آقای آقاجانی رو نگاه میکنم.و هر جلسه تدریس ایشون که معمولا دو تا فیلم میشه تموم شد.قشنگ روی اون جلسه تدریس مسلط مشم و یاد میگیرم و اگه مثلا تکلیفی داده باشه انجام میدم یا اگه فصل تموم شده باشه کتاب درسی رو چند بار میخونم و روی نکات حفظی مسلط میشم و جزوه ای که نوشتم رو مرور میکنم و بعدش جلسه بعدی رو نگاه میکنم.
      اینطوری وقتی به صورت مسلط برم جلو نتیجه خیلی بهتری میگیرم.در تست زنی هم اولین و شاید آخرین منبع تست زنیم .تیپ تست ها و فایل های تستی که تو سایت آلا هست باشه.که بعد کنکور بهتون میگم چیکار کردم و چی شد !
      دوستم امسال شیمی رو بالای 40 زد دقیق یادم نیست چند گفت ولی 46 یا یه همچین چیزی بود.گفتم چطور؟ گفت من شیمی رو حذف کرده بودم ولی یک ماه مونده به کنکور تو خودت بهم یه فیلم دادی مال همین آقا جانی .منم دیدم خوب درس میده نشستم این یه ماه شیمی رو شبانه روز کار کردم.و تدریسش رو دیدم اینقدر زدم.اونجا بود که فهمیدم عالم بی عمل هستم ( .
      با این اوصاف برنامه من به طور کلی محورش یادگیری دروس با روشی که خودم بلدم و برام نتیجه بخشه (هر چند وقت گیر) هستشو از طرفی مثل قبل دغدغه تست زنی ندارم که ای وااااای این همه کتاب هست باید تست های همه شون رو بزنم. : /
      دغدغه ای کلا ندارم.ولی اگه یه خورده هم داشته باشم.اینه که اصل و فرع رو قاطی نکنم
      و دغدغه اصلی اینه که درس ها رو واقعا یاد بگیرم و بتونم سوالات متفاوتی که ازشون طرح میشه رو بزنم.نه اینکه دغدغه ام این باشه کل تست های کتابای بازار رو بزنم.
      مهمترین چیز مسلط شدن به درس ها و مفهومشون هست
      تو کنکور ارشد منبع مشخصی نداریم.فقط یکسری منبع مشخص میشه و گفته میشه برید از رو اینا بخونید اگه این چیزایی که اینجا گفته شده رو بلد باشید میتونید درصد بالایی از سوالا رو جواب بدید
      ولی ما همه مون فکر میکنیم که یک کتاب تستی گیر بیاریم که سوالات کنکور توش باشه
      کنکور های قبل نه هاااا
      کنکور پیش رو
      تفکرات خیالی هستند و شبیه توهم ولی خب همینه که هست.اما من دیگه ترجیح میدم درس رو خوب یاد بگیرم تا اینکه بخوام همش تست بزنم و تعداد زیاد تست ها و کتاب تست ها باعث بشه استرس بگیرم و هزار کوفت و زهر مار دیگه
      سلام حالتون خوبه
      من ترم اخر ارشد رشته ى زبانم
      و مى خوام دوباره كنكور بدم بعد حدود ٨سال
      رفتم كتاباى تجربى رو گرفتم اما واقعا با رياضى و شيمى و فيزيكش خيلى مشكل دارم [emoji21]
      تازه وقتم هم كمه،اضافه براينكه متاهل هم هستم
      كم كم دارم نااميد ميشم
      هدفم فيزيوتراپى تهران بود[emoji17]
      نمى دونم چيكار كنم
      به نظرتون شيمى فقط مفاهيم بخونم مى تونم تا ٤٠درصد بزنم
      اصلا از وقتى كه رياضى فيزيك و مسائل شيمى رو ديدم خيلى بى انگيزه شدم و بسيار كند
      اينجا كه پيامتونو خوندم خيلى برام جالب بود كه گفتيد ٢٥ به ٢٥ دقيقه درساى مختلف بخونم
      ممنون از پستى كه گذاشتيد عالى بود


      Sent from my iPhone using Tapatalk

    8. Top | #8
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      19 بهمن 1396
      نوشته ها
      4
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط jabbar نمایش پست ها
      سلام
      من جابر هستم.رتبه سه رقمی کنکور 97
      این ایده به ذهنم رسید و نمیدونم در جای مناسبی ایجاد کردم یا نه ولی یه تاپیک مشاوره فردی و خود یاری هست.و امیدوارم متن حذف نشه!
      من تا 180 روز قبل کنکور قاطی پاتی درس میخوندم و تراز 6 هزار و یکم کمتر و بالاتر میاوردم ولی از این 180 روز وارد فضای ارتباط های مزخرف شدم و کم کم از اون پسر درس خون درجه یک تبدیل شدم به یک عدد به درد نخور و درس نخون
      یه وبلاگ هم زدم و بعدا وارد تخیلات و توهمات شدم.و عهد بستم اگه آزمون 20 بهمن هم نتیجه ای که میخوام رو نگیرم خودم رو میکشم!!!
      میدونستم که نمیتونم و به قولی داشتم وصیت نامه مینوشتم که شب کار خودمو تموم کنم ولی یه حادثه اتفاق افتاد
      پدرم براش یه مشکلی پیش اومد فکر کردیک سکته بوده ولی هیچی نبود
      ما رفتیم بیمارستان
      رفتار و سواد پزشک ها و حتی پرستارا و اینکه اونا هم شاخ ندارند و یه ادم عادی بودن رو برام دوباره تداعی کرد
      اینکه رو به روی اتاق احیا ( CPR )

      و فکر کردم شاید اگه زودتر اون وصیتم تموم شده بود الان اینجا بودم.تو ذهنم بود
      به قول قدیمای خودم هنگ بودم و علامت تعجب
      یکسری رفتار ها دیدم و اینکه دیدم خیلی ها هستند نیاز به پزشک خوبی دارند
      نمیدونم شایدم خودمم دنبال بهانه بودم که خودم رو نفله نکنم
      (یه حقیقت جالب من که میخواستم امشب برای بار آخر نفس بکشم هر نفس کشیدن شیرین بود.زندگی بدجوری جذاب به نظر میرسید
      امروز فهمیدم تا وقتی مطمئنی هنوز فرصت داری تلخی های زندگی رو به روتهست ولی وقتی فکر کنی دیگه وقترفتنته
      اینجا بد جوری شیرین میشه
      تازه فهمیدم اون همه حرص و طمع بعضی پیر مردا و یا اون حرفایی که میگند قدر بدونید زندگی رو همه شون رو فهمیدم)
      به خودم گفتم
      جابر
      مردن آسونه, مرد این هستی که زندگی کنی؟!
      تو که میخواستی خودت رو بکشی خب؟ خب الانم فکرکن خودت رو کشتی دیگه
      یه دیوار بشو نه حرفی بزن نه بخند نه گریه نه هیچی دیگه
      فقط درس
      اصلا گفتم بیا یه کاری کن
      به جای اینکه امروز خودت رو نفله کنی , 101 روز بعد خودت رو نفله کن ولی قبلش حداقل یه قدرت نمایی بکن, خواستم نشون بدم من حتی اگه بمیرم هم مثل ترسو ها نمی میرم
      قبل روز مبارزه و آزمون من نمی میرم
      من شاید یه دورانی میخواستم امپراطور کنکور باشم شاید میخواستم رتبه 1 بشم و حالا میگم شاید نشه
      در هر حال این حرفا تو ذهنم بود تا اینکه
      گفتم فقط 101 روز دیگه باشه؟
      اصلا من که چیزی برای از دست دادن ندارم. ذاتا میخواستم خودم رو هم نفله کنم.واقعنی چیزی ندارم
      پس استرس کنکور هم ندارم به صورت ادم و با توجه به توانایی و ویژگی هام درس میخونم
      حالا چه برنامه ای اومد ذهنم؟
      بسم الله
      اولین حرکتی که میزنم اینه
      من بعدا میخوام بکوب بخوابم.پس این 101 روز رو به خواب اهمیت نمیدم! ساعت 5 بلند میشم (همیشه میخواستم یک دکتر بشم و ساعت 5 همیشه بلند شده باشم)
      یه دونه روپوش سفید هم دارم اونو هم میپوشم به عنوان کفن : )))
      یه سیستم مطالعه قبلا خونده بودم و اوایل که شروع میکردم اینطوری خوندم و خیلی برام بازدهی داشت بازم میخوام اونو اجرا کنم
      این رو تو کتاب های تونی بوزان نوشته بود
      25 دقیقه مطالعه میکنم و 5 دقیقه استراحت و بازم مطالعه
      یک نکته ای هم تجربه کردم بودم که یه دونه اختصاصی و یه دونه عمومی بخونم خیلی خوب نتیجه میده
      چیز دیگه ای که یاد گرفته بودم این بود که تو هر ساعت خاصی یه درسی بخونم اینطوری کم کم شرطی میشم و در اون ساعت حس خوندن اون درس خاص میاد
      مثلا من از ساعت 3 تا 3 و 25 دقیقه عربی میخوندم .هنوزم وقتی ساعت 3 میشه حس عربی خوندن میگیرم
      این مقدمات کار من بود
      الان برم سراغ برنامه ام
      من زمانی شاخ زبان بودم ولی خب وقتی نخونی یادت میره
      از 100 رسیدم به 20
      ولی روش 100 رو برای خودم بلدم
      زبان انگلیسی: لغت ها رو از روی تیک 8 کار میکنم هر روز 25 دقیقه کاملا کافیه برای لغت خوندنم.25 دقیقه دوم زبان خوندنم اینه که متن رو از روی کتاب نترسیم از متن کیاسالار کار کنم.
      وقتی لغت ها رو خوندم و تموم شدند.گرامر رو از روی فیلم همایش سه ساعته آلا میبینم و از روی فیل مبتکران هم گرامر رو یکمی نگاه میکنم و یه جزوه برای خودم درست میکنم و اون رو یکمی کار میکنم تا همه چیش رو فول فول فول بشم.بعد اینکه به گرامر فول شدم.یکبار دیگه کل لغات رو میخونم و مشکل دار ها رو مینویسم روی یه کاغذ و چند بار میخونمش و وارد دوره جمع بندیم میشم که همون روش 3 روز یکبار هست.و از 1 خردادشروع میشه
      آهاا من 101 روز فرصت برای خوندن خودم دادم و از 1 خرداد شروع میکنم به جمع بندی
      دینی
      دینی هم یه زمانی خفن بودم توش ولی خب افت کردم خیلی زیاد
      روش دینی خواندنم اینطوری
      فیلم های کلاس کنکور رنجبر زاده از آلا رو نگاه میکنم و روی متن درس ها و آیه ها و پیام هاشون مسلط میشم درست مثل یک روحانی یاد میگیرم آیات و تحلیل کنم و اصلا برای فهمیدن آیات اونا رو میخونم و پیام هاشون رو به دید تفسیر نگاه میکنم .حداقل اینطوری هم بیشتر تو یادم میمونه و هم میتونم به پیام های ابتکاری هم جواب بدم چون مسلط به خود آیه ام.برای دینی سعی میکنم صدای رنجبرزاده تو گوشم باشه و سر کنکور علاوه بر متن کتاب صدای رنجبر زاده هم تو یادم باشه.روزی 25 دقیقه روی فیلم تدریس کار میکنم و 25 دقیق هم کتاب رو میخونم و نکاتش رو تحلیل میکنم و حفظ.
      من هدف و اصل موضوع رو فراموش کرده بودم.
      هدف و اصل موضوع این بود که در کنکور تست رو درست جواب بدم حالا به هر نحوی شد شد! مهم نیست نحوش مهم درست جواب دادن و زیاد جواب دادن هست
      عربی:
      عربی برای من وحشتناک بود یادمه سوم دبیرستان ترم اول کم مونده بود تک رقمی بگیرم ولی ترم دوم خیلی خوب شدم.یادمه 1 ماه و نیم و دو ماه فقط قسمت مقدمات عربی به زبان ساده مبتکران رو خوندم.ولی عوضش کم کم عربی خوندن رو یاد گرفتم و ترم دوم 18 شدم.ولی خب چون نخوندم اینم افت کرد
      کتاب تست های زیادی خریدم ولی هیچکدوم رو نخوندم.همون مبتکران رو هم نصفه خوندم
      خب خوندنم نمیاد! چه کنم؟
      هیچی اون کاری رو میکنم که خوشم میاد
      من فیلم های تدریس عربی خیلی از دبیرا رو دیدم اقای فلاح اقای واعظی اقای ناصح زاده
      خیلی خوب هستند همه شون
      مخصوصا ترجمه و تعریب ناصح زاده رو دوس دارم
      ولی بهترین دبیر برای من آقای علیمرادی آلا بود
      اصلا هیچ جا از این شخ اسمی برده نشده منم برای تفریح رفتم یک قسمت رو ببینم و بعدش عاشق تدریسشون شدم چون دقیقا همون چیزی بود که میخواستم.یه چیز خلاصه که بعدش خودم با تحلیل کاملش کنم.
      25 دقیقه فیلم تدریس آقای علیمرادی رو میبینم و 25 دقیقه هم روی جزوه ای که نوشتم کار میکنم.چون جزوه شون رو دانلود میکنم ولی پرینت نمیکنم تجربه بهم ثابت کرده خودم جزوه بنویسم هم بهتر مینوسیم هم بهتر یادم میمونه.برای تست هم ایشون خودشون تست میدن که اونو پرینت میگیرم و روش کار میکنم.وقتی روی یک جلسه مسلط شدم کامل جلسه بعدی رو میبینم وگرنه اونقدر میبینم که تک تک کلماتش رو حفظ بشم
      ادبیات
      25 دقیقه لغات رو از آخر کتاب های ادبیاتم را میخوانم و هر روز یک ستون میخونم به صورت لایه لایه ای.یعنی لغت اول رو حفظ میکنم و بعد لغت دوم ولی وقتی خواستم لغت سوم رو حفظ کنم اول لغت های 1 و 2 رو میخونم و بعد 3 رو حفظ میکنم
      و وقتی مثلا میخوام لغت 10 رو حفظ کنم اول 9 لغت قبلی رو مرور میکنم و بعد لغت 10 رو حفظ میکنم.
      آخر کتاب های ادبیات به صورت ستون هست .هر روز یه ستون رو حفظ میکنم.و در حفظ کردن ستون ها هم لایه لایه کار میکنم یعنی ستون اول و فردا که میخوام ستون دوم رو بخونم.اول ستون اول رو مرور میکنم
      هر کتاب رو به صورت لایه ای کار میکنم و بع که تموم شد (تقریبا 30 ستون) چند بار کل ستون ها رو مرور میکنم و سخت ها رو مینویسم.
      بعدش میرم از کتاب گاج موضوعی اون لغات بدون ستاره ای که آورده رو حفظ میکنم.
      25 دقیقه تاریخ ادبیات ها رو از روی اعلام (آخر کتاب) میخونم.مثل لغت ستون به ستون حفظ میکنم.معلممون معلم خوبی بود و اون اعلام هایی که به درد نمیخود رو حذف کرد برامون
      وقتی کل اعلام رو خوندم یه بار کل تاریخ ادبیات های اومده در اول درس ها رو میخونم و نکات جدیدشون رو یادداشت میکنم و حفظ میکنم
      وقتی این کار هم کردم بعدش درآمدی بر ادبیات ها رو میخونم و اونقدر میخونم که حفظ بشم کلمه به کلمه فکرکنم 120 بار بسه : )))
      25 دقیقه املا کار میکنم که از روی فرهنگ املای خیلی سبز کار میکنم املا ها رو و میشوم استاد سخن : ))
      وقتی مباحث بالا تموم شدند.سه تا 25 دقیقه دارم که در این زمان تست قرابت 25 دقیقه و تست آرایه 25 دقیقه و خوندن زبان فارسی 25 دقیقه
      کار میکنم
      فکر کنم از برنامه ادبیاتم تابلو هست که یکمی درصدم کمتر از بقیه شون میشه : )))
      تو این 101 روز زمین نمیخونم ولی در دوران جمع بندی یعنی خرداد هر روز 25 دقیقه زمین میخونم
      برنامه عمومی هام بالایی بود حالا شاید با یکم تغییر که ان شا الله بعد کنکور اگه خودم رو نفله نکردم میام و مصاحبه میکنم و بهتون میگم که چیکارا کردم و نکردم
      میدونید بزرگترین معلم های ما چی ها هستند؟؟؟
      یک قلب شکسته
      یک جیب خالی
      یک شکست درست و حسابی
      و من مفتخرم بهتون بگم 3 تا از بهترین معلم ها رو دارم
      اره هر سه تاشون رو دارم و از استاد های درجه یک در دنیا هستند استاد های من : )))
      یه روزی از اون 180 روز داشتم فکر میکردم اگه یکی بیاد بگه جابر
      تو پزشکی قبول شدی .اصلا من خودم اسمت رو بردم سنجش و اسمت رو نوشتم تو پزشکی همون دانشگاهی که میخوای مثلا فرض کنید شیراز
      بعد داشتم فکر میکردم اون وقت چطوری درس میخونم؟؟؟
      اولش حدس زدم که درس نمیخونم .کرم ندارم که
      ولی بعد چند روز گفتم نه باو
      من که قبولم
      حداقل بزار ببینم عرضه داشتم خودم هم قبول بشم ؟یانه؟
      ولی خب مثل اینکه نداشتم (
      به قول یک شاعر: درسته دارم میرم ولی من یه امپراطورم
      خیلی حال میده این رو(درسته رفتم ولی من یه امپراطورم) روی وصیت نامه بنویسی !!! فرض کن اصلا میخوای خودت رو بزنی بکشی
      فرض کن قبل کنکور به عنوان یه بازنده بری سینه قبرستون یا اینکه بعد کنکور و آوردن یه رتبه 3 رقمی خفن !!!
      خیلی فرق هستااااا
      جیگر میخوادااااا
      میدونید نمیدونم اصلا این متن رو میزارند بمونه یا نه ولی اگه موند و شما داری این رو میخونی
      یه چیزی بگم بهت
      دلیل شکست خیلی از کنکوری ها
      مثل شکست خوردن برخی از شاه های ما بود
      سلطان حسین شاه بهش گفتند محمود داره میاد گفت هنوز به اصفهان نرسیده و مشغول توهم و لذت لحظه ای خودش بود
      و بعدشم دخترش رو به عقد همون شخص آورد و خودش لباس و تاج پادشاهی رو داد بهش
      خیلی سختت میاد؟؟ اگه میاد مثل منی, منم وقتی خوندم سختم اومد .کل خاندانش رو با شمشیر خودش میکشت و عزت مردانه می جنگید بهتر از زنده بودن با خفت بود.
      میدونید چرا اینطوری کرد؟ چون فکر میکرد قدر الهی اینه . متاسفانه توهم قدر الهی باعث شده پیشرت خیلی ها و حرکتشون گرفته بشه.چون تعبیر درستی نداریم.
      یا شاه اسماعیل در جنگ چالدران چرا شکست خورد؟برید بخونید.من که خوندم دلیلش این بود توهم داشتند
      حتی بدون زره میرفتند
      و فکر میکردن قدر الهی بر پیروزی ایناست.و دیدیم که سلطان سلیم اومد سوگلی ایشون رو برد و عقدش کرد .نمیدونم ولی میارزید حتی اگه کسی هم نیومد باهاش تنهایی میرفت و تا جایی که میتونست میرفت جلو و پسش میگرفت.نمیگم خود کشی کنه.ولی میتونست با کمی پول ادمایی اجیر کنه که.قضاوت نکنیم.خودم رو میگم
      اصلا فکر کن رویای تو ناموس توعه.چیکار میکنی؟؟؟من که قرار باشه بمیرم هم .اول اون یارو رو میزنم و میکشمش و شرایط رو اوکی میکنم و بعدا به عزرائیل میگم بیا داداش به کارت برس.و الانم دقیقا همین کار رو میخوام بکنم.
      . نمیدونم چی بگم. بی دین نیتسمااا خیلی هم متدین هستم ولی سعی دارم از توهم و خرافات بیام بیرون و اصل دین رو درک کنم و برای اینکار برنامه ای دارم.الان میگند اگه دین داری چرا خودت رو نفله میکنی؟! ولمون کن عامووو من چی دارم میگم تو چی میگی!!!
      چقدر حاشیه رفتم.وقتتون رو گرفتمااا شرمنده بخدا
      ریاضی:
      در ریاضی فیلم استاد های مختلفی رو دیدم با آقا شامی زاده آلا و البته موئینی آفبا تونستم ارتباط برقرار کنم ولی باب میل من نبودن و زیاد مسئله حل میکردن ولی من خوشم میاد خودم مسئله حل کنم تا اینکه یکی فیلم آقای حسینی فرد آلا رو بهم گفت و من رفتم قدر مطلقش رو دانلود کردم و دیدم و فهمیدم همونی هست که میخوام البته احتمال و ترکیبیات رو یکم طولش داده ولی باقی مباحثش عالی
      برای من ریاضی رو فهمیدن یعنی اینکه یک دبیری تدریس کنه و من یک جزوه ای رو بنویسم و اون جزوه رو بار ها از اولش تمرین کنم تا به تسلط برسم.
      50 دقیقه فیلم تدریس ایشون رو میبینم و 50 دقیقه هم جزوه ای که نوشتم رو از تدریس ایشون رو کار میکنم.وقتی یک مبحث تموم شد
      همون مبحث رو از روی فیلم همایش آقای شامی زاده میبینم.چون این دو دبیر باهم به صورت مکمل هستند برای من و باعث میشند مبحث رو خر فهم بشم.و بعد تست های جزوه های این دو دبیر رو بار ها و بارها کار میکنم و تمرین میکنم.وقتی به همه اون تست ها و تمرین ها و مثال ها مسلط شدم یعنی توشون مشکلی نداشتم دیگه .مبحث بعدی رو شروع میکنم.
      در این مرحله تست هایی که ابتکاری بودن و با معلومات جزوه قابل حل نبودن یا به هر نحوی به ذهن من راه حلش نمیرسید رو در یک جزوه مینویسم.

      فیزیک
      25 دقیقه فیلم تدریس آقای طلوعی رو از آلا میبینم و 25 دقیقه هم جزوه نوشته شده رو تمرین و مرور میکنم.
      روش فیزیکم هم مثل روش ریاضی.با این تفاوت که دبیر هاش متفاوت هستند و من به این نتیجه رسیدم آقا طلوعی در کنار کازرانیان برای من معرکه میکنند و حتی به درصد 100 میرسم درست مثل ریاضی که اون دو دبیر باعث شده بودند 100 بزنم.البته اینا برای گذشته است الان 40 به زور میزنم چون اون راه رو نمیرفتم که با این برنامه تصمیم گرفتم همون راه های موفق خودم رو برم و دنبال راه های موفق بقیه نیافتم
      ایرادم اینجا بود
      من با اینکه میدونستم با این راه 100 میزنم ولی در انجمن های مختلف از جمله اینجا دنبال راه های بهتر و راحت تر و واقعیتش رو بگم سریعتر بودم .ولی خب باید قبول کرد بهترین راه همون راهی هست که بلدیم و نتیجه اش رو دیدیم.
      تمرکز اصلی در یادگیری درس و مفهوم و روش حل های مثال هایی که حل شده اند و تست زنی فرع هست.اصل موضوع یادگیری درس و بلد بودن مثال هاست.
      زیست
      کتاب درسی رو دو سه بار میخونم تا کلیات و تا حدودی جزئیات مطلب به دستم بیاد
      بعدش فیلم تدریس آقای پازوکی رو میبینم و در برخی فصل ها آقا رحیمی و در برخی فصل ها آقای کرامت و در یک فصل شاید هر سه تاش رو دیدم
      بعدش تست زنی میکنم از روی کتاب گاج
      نصف تست ها رو مینزم و بعدش بلافاصله نصف دیگه رو میزنم
      در هر تستی که مینزم به کتاب درسی مراجعه میکنم و اون نکته ای که تست ازش مطرح شده رو هایلایت میکنم و روش تمرکز میکنم.گزینه های هر تست رو هم بررسی میکنم که چرا غلطه و چه زمانی امکان درست بودنش هست و...
      بعد از تست زنی بار ها و بارها کتاب درسی رو میخونم و سعی میکنم خودم به جای طراح فکر کنم.وقتی به حدی از تسلط رسیدم و شبهه ای در کتاب باقی نموند فصل بعدی رو شروع میکنم و آخر هفته ها تمام فصل هایی که تا الان خوندم رو تورق سریع میکنم.
      شیمی
      فیلم تدریس دبیر های مختلفی رو دیدم ولی آريالای صنیعی و آقاجانی واقعا معرکه هستند.
      من قبلا بدون دبیر شیمی میخوندم و اصلا بلد نبودم چطوری بخونم و مسئله حل کنم تا اینکه یه بار فیلم تدریس آقای آقاجانی رو دیدم و یه راه حل بهتر پیدا کردم.و در واقع روش حل رو یاد گرفتم همون آزمون درصد شیمی ام از 12 بود فکر کنم 12 درصد رسید به 67 یا 63 درصد.ولی خب طبق معمول گفتم بابا وقت گیره و فلانه بیخیال شدم یه بارم فقط تدریس آقای سنیعی رو دیدم و رفتم 50 زدم.5 شنبه نشستم دیدم و جمعه 50 زدم البته بیشتر میتونستم بزنم ولی خب چون مسلط نبودم.فقط با چیزایی که یادم بود از تدریسشون اینقدر زدم.
      کلاس کنکور آقای آقاجانی رو نگاه میکنم.و هر جلسه تدریس ایشون که معمولا دو تا فیلم میشه تموم شد.قشنگ روی اون جلسه تدریس مسلط مشم و یاد میگیرم و اگه مثلا تکلیفی داده باشه انجام میدم یا اگه فصل تموم شده باشه کتاب درسی رو چند بار میخونم و روی نکات حفظی مسلط میشم و جزوه ای که نوشتم رو مرور میکنم و بعدش جلسه بعدی رو نگاه میکنم.
      اینطوری وقتی به صورت مسلط برم جلو نتیجه خیلی بهتری میگیرم.در تست زنی هم اولین و شاید آخرین منبع تست زنیم .تیپ تست ها و فایل های تستی که تو سایت آلا هست باشه.که بعد کنکور بهتون میگم چیکار کردم و چی شد !
      دوستم امسال شیمی رو بالای 40 زد دقیق یادم نیست چند گفت ولی 46 یا یه همچین چیزی بود.گفتم چطور؟ گفت من شیمی رو حذف کرده بودم ولی یک ماه مونده به کنکور تو خودت بهم یه فیلم دادی مال همین آقا جانی .منم دیدم خوب درس میده نشستم این یه ماه شیمی رو شبانه روز کار کردم.و تدریسش رو دیدم اینقدر زدم.اونجا بود که فهمیدم عالم بی عمل هستم ( .
      با این اوصاف برنامه من به طور کلی محورش یادگیری دروس با روشی که خودم بلدم و برام نتیجه بخشه (هر چند وقت گیر) هستشو از طرفی مثل قبل دغدغه تست زنی ندارم که ای وااااای این همه کتاب هست باید تست های همه شون رو بزنم. : /
      دغدغه ای کلا ندارم.ولی اگه یه خورده هم داشته باشم.اینه که اصل و فرع رو قاطی نکنم
      و دغدغه اصلی اینه که درس ها رو واقعا یاد بگیرم و بتونم سوالات متفاوتی که ازشون طرح میشه رو بزنم.نه اینکه دغدغه ام این باشه کل تست های کتابای بازار رو بزنم.
      مهمترین چیز مسلط شدن به درس ها و مفهومشون هست
      تو کنکور ارشد منبع مشخصی نداریم.فقط یکسری منبع مشخص میشه و گفته میشه برید از رو اینا بخونید اگه این چیزایی که اینجا گفته شده رو بلد باشید میتونید درصد بالایی از سوالا رو جواب بدید
      ولی ما همه مون فکر میکنیم که یک کتاب تستی گیر بیاریم که سوالات کنکور توش باشه
      کنکور های قبل نه هاااا
      کنکور پیش رو
      تفکرات خیالی هستند و شبیه توهم ولی خب همینه که هست.اما من دیگه ترجیح میدم درس رو خوب یاد بگیرم تا اینکه بخوام همش تست بزنم و تعداد زیاد تست ها و کتاب تست ها باعث بشه استرس بگیرم و هزار کوفت و زهر مار دیگه
      راستى رشته ى ديپلمم انسانى بود



      Sent from my iPhone using Tapatalk

    9. Top | #9
      کاربر فعال

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      18 شهریور 1396
      نوشته ها
      418
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط ليديا نمایش پست ها
      راستى رشته ى ديپلمم انسانى بود



      Sent from my iPhone using Tapatalk
      لامصب یه کیلومتر اومدم پایین واسه این نصفه خط

    10. Top | #10
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      31 شهریور 1395
      نوشته ها
      384
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Mamad_6xlarge نمایش پست ها
      لامصب یه کیلومتر اومدم پایین واسه این نصفه خط:yahoo (20):
      دقیقا :))
      خواهشا پستای طولانی رو ریپلای نزنین -___-

      ? What is the Most resilient Parasite? A Bacteria? A Virus? An Intestinal worm
      ;An idea
      ... Resilient, Highly contagious
      .Once an idea has taken hold of the brain it’s almost impossible to eradicate
      .An idea that is fully formed, fully understood,That sticks, right in there somewhere

    11. Top | #11
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      02 مرداد 1396
      نوشته ها
      66
      نمایش مشخصات
      با خودت مصاحبه کردی؟
      یادش بخیر یه زمانی پستای فیسبوکی خودمو لایک میکردم
      یاد اون موقع افتادم

      تنها چیزی که ازت دارم فاصله س


    12. Top | #12
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      02 مرداد 1396
      نوشته ها
      66
      نمایش مشخصات
      البته بهت ایرادی نمیگیرم چون اول راهی
      همین محسن چاووشی رو میبینی الان شعرای مولانا رو میخونه؟
      قبلا تو آهنگاش خودکشی میکرد و قبلشم با خودش راجب خودکشی مصاحبه میکرد
      ینی میخوام اینو بگم هیچ وقت نا امید نشو

      تنها چیزی که ازت دارم فاصله س


    13. Top | #13
      کاربر باسابقه

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      03 شهریور 1395
      نوشته ها
      634
      نمایش مشخصات
      جوگیری...
      تو این مدت کم...
      بخوای برای همه درسا فیلم ببینی
      برای یک درس زیست بعضی وقتا 3 تا فیلم ببینی
      نمیرسی

    14. Top | #14
      در انتظار تایید ایمیل

      تاریخ عضویت
      08 بهمن 1396
      نوشته ها
      8
      نمایش مشخصات
      ليديا
      سلام خوبید؟
      ولا من مشاور و از اینجور چیزا نیستم.
      اما مشاور های زیادی داشتم.فقط یک چیزی میتونم بگم بهتون که
      اولش باید سطح فعلی خودتون رو مشخص کنید.که بهتون پیشنهاد میدم از این قسمت برای اینکار استفاده کنید
      https://forum.sanatisharif.ir/topic/...87%D9%85%DB%8C

      یه چیز دیگه که خیلی مهمه .تجربه های مفید و خوب خودتون رو در هر درس یادداشت کنید و روشش رو هم بنویسید و همونطوری بخونید
      دنیا برای کسانی است که شهامت ریسک کردن دارند

    15. Top | #15
      در انتظار تایید ایمیل

      تاریخ عضویت
      08 بهمن 1396
      نوشته ها
      8
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط ebi92 نمایش پست ها
      با خودت مصاحبه کردی؟
      یادش بخیر یه زمانی پستای فیسبوکی خودمو لایک میکردم
      یاد اون موقع افتادم
      نقل قول نوشته اصلی توسط ebi92 نمایش پست ها
      البته بهت ایرادی نمیگیرم چون اول راهی
      همین محسن چاووشی رو میبینی الان شعرای مولانا رو میخونه؟
      قبلا تو آهنگاش خودکشی میکرد و قبلشم با خودش راجب خودکشی مصاحبه میکرد
      ینی میخوام اینو بگم هیچ وقت نا امید نشو
      نقل قول نوشته اصلی توسط YasharUR نمایش پست ها
      توضیح تصویری مثال ابی @ebi92@
      فایل پیوست 78249
      نقل قول نوشته اصلی توسط matin vt نمایش پست ها
      جوگیری...
      تو این مدت کم...
      بخوای برای همه درسا فیلم ببینی
      برای یک درس زیست بعضی وقتا 3 تا فیلم ببینی
      نمیرسی
      بله شما صحیح میفرمایید
      موفق باشید
      به امید دیدار

    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن