X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 1 به 15 از 28
    1. Top | #1
      همکار سابق انجمن
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      رشته تحصیلی
      پزشکی
      مقطع تحصیلی
      دکتری
      نام دانشگاه
      شهید بهشتی
      نوع دانشگاه
      سراسری روزانه
      جنسیت
      آقا
      تاریخ عضویت
      17 بهمن 1398
      نوشته ها
      2,781
      امتیاز
      17918
      رای موافق دریافتی
      18,134
      رای مخالف دریافتی
      349
      نمایش مشخصات

      Post در بطن اهمال کاری

      اهمال کاری یعنی این‌که کارهای ضروری‌ را عقب بیندازیم و ترجیح دهیم که ابتدا به سراغ کارهایی با ضرورت کمتر برویم.
      به بیان دیگر، کارهایی که لذت انجام‌شان بیشتر یا رنج انجام‌ دادن‌شان کمتر است را در فهرست فعالیت‌های خود – مستقل از اهمیت و ضرورت واقعی آنها – در اولویت قرار دهیم.



      سلام

      توی دلم مونده بود یه تاپیک مفصصصل (
      ) درمورد داستان اهمال کاری بنویسم ، و خب نتیجه اش شد این
      اینجا بیشتر درمورد چرایی ها و تاحدودی ریشه یابی ها قراره بنویسم ، یمقدار جدی تر و سازمان دهی شده تر به موضوع نگاه کنیم ، شاید خودمون و مشکلاتمون رو بهتر شناختیم.
      معضل اهمال کاری فقط مربوط به سال کنکور نیست و درتمامی مراحل زندگی بشدت تاثیر گذاره و جالب اینجاست که اهمال کاری به اندازه ای حتی لازم و مفیده اما اگه از اندازه اش خارج بشه تبدیل به عاملی زمین زننده خواهد شد سدی بزرگ بین شما و رسیدن به اهداف کوتاه یا بلندتون.

      اهمال کاری و به تعویق انداختن هم میتواند ریشه دیگر کمبود زمان باشد.
      گاهی اوقات، مشکل ما واقعاً کمبود زمان و مدیریت زمان نیست. بلکه عقب انداختن کارها به زمان دیگر است.
      میتوانم امروز پروژه درسی ام را انجام دهم، اما ترجیح میدهم تا حد امکان آن را عقب بیندازم. به هر حال باید مانتوی خودم را به خشکشویی بدهم، اما اگر میشود عصر این کار را انجام داد، چرا حالا؟ چند روز است که میبینم باک ماشین تقریباً خالی شده، اما تا ماشین به گریه و التماس نیفتد و خاموش نشود، ایستادن در صف پمپ بنزین را به زمان دیگری موکول میکنم. در صورتی که مشکل شما اهمال کاری است

      میتوان یکی از ریشه های اهمال کاری را همان چیزی دانست که فروید، اصل لذت یا Pleasure Principle می‌نامد.
      اینکه انسانها به جای اینکه به اثرات بلندمدت تصمیم‌ها و رفتارهای خود فکر کنند، به صورت کاملاً غریزی ترجیح می‌دهند رفتارهای لذت آفرین را انجام داده و از رفتارهای رنج آور دوری کنند
      در کنار اصل لذت، این را هم می‌دانیم که بر اساس مطالعات دن گیلبرت، انسان در شبیه سازی و تخمین آینده خطاهای زیادی دارد و نمی‌تواند به درستی حدس بزند که وقتی کار امروز را به فردا می‌اندازد، فردا چه احساسی را تجربه خواهد کرد.
      شاید اگر می‌توانست تلخی و سختی احساس فردا را به درستی پیش بینی کند، کارهایش را در زمان مناسب انجام می‌داد و به سمت اهمال کاری نمی‌رفت.
      تبعات منفی زیادی برای اهمال کاری شمرده شده است که از جمله آنها می‌توان به استرس، اضطراب، احساس گناه، ایجاد بحران یا تصور وجود بحران، کاهش سلامت و همینطور کاهش خروجی مفید و بهره وری اشاره کرد.




      اهمال کاری و به تعویق انداختن را زمانی می‌توان به عنوان یک مشکل و اختلال رفتاری مورد توجه جدی قرار داد که سه ویژگی زیر را داشته باشد:
      1_ موجب کاهش کارایی شود.
      2_ در کارها و فعالیت‌های ضروری هم وجود داشته باشد.
      3_در کل موجب تاخیر در انجام فعالیت‌ها شود.


      خب دیگه ، وقتشه بریم به بطن ماجرا

      علم فیزیک دو قانون اینرسی را کشف کرده و جالبه که هردو قانون با موضوع اهمال کاری مرتبط هستند.
      قانون اول: اشیای ثابت میل به ثابت ماندن دارند.
      قانون دوم: اشیای متحرک میل به حرکت کردن دارند
      کدوم یک از این قوانین، شما را بهتر توصیف می کنه؟!
      چگونه می توانید از ”ثابت بودن“ به ”متحرک بودن“ تغییر رویه بدید؟


      اهمال کاری این است که کاری را که تصمیم به اجرای آن داریم به آینده موکول کنیم در یک کلمه می توان گفت: "به تعویق انداختن، تعلل ورزیدن، سبک گرفتن و سهل انگاری در کار" است. بنابراین، اهمال هم در امور فردی و هم جمعی، معنا و مفهوم پیدا می کند. در نهایت می توان گفت: در همه این معانی نوعی "این دست آن دست" کردن نهفته است.

      انواع اهمال کاری
      1 -نوع اجتنابی
      2 -نوع بی نظم
      3 -نوع مردد به خود
      4 -نوع بین فردی
      5 -نوع همه یا هیچ
      6 -نوع لذت جو


      1 -نوع اجتنابی
      افراد اجتنابی با به تاخیر انداختن کارها تا حداکثر زمان ممکن ، با استرس و موضوعات ناخوشایند مقابله می کنند.
      مثال: وقتی انجام یک تکلیف ، به من فشار می آورد ، تا دقیقه آخر برای انجام آن صبر می کنم.
      از خبرهای بد دوری می کنم.

      2 -نوع بی نظم
      این افراد ، مدت زمان انجام تکالیف را کم برآورد کرده و مدت زمانی راکه در اختیار دارند ، بیش برآورد می کنند . آنها در مواقعی که بایدکارهای زیادی انجام دهند در اولویت بندی شان مشکل دارند .
      مثال :
      حتی زمانی که درست هم نباشد ، به خودم می گویم که وقت کافی دارم.
      مدت زمانی را که برای انجام کارهادر اختیار دارم ، بیش برآورد می کنم .

      3 -نوع مردد به خود
      این افراد در شروع کردن کارها مشکل دارند ، زیرا به توانایی های خوداعتماد نمی کنند . فکر می کنند اشتباه خواهند کرد ، یا شکست خواهند خورد .
      مثال :
      همیشه مطمئن نیستم که چه تصمیمی بگیرم ، بنابراین تا جایی که ممکن است تصمیم گیری را به آینده موکول می کنم .
      تعلل می کنم چون از اشتباه کردن یا شکست خوردن می ترسم.

      4 -نوع بین فردی
      این افراد عمدا اهمال کاری می کنند تا به این شیوه نظر خود را ابراز کنند.
      مثال :
      از اینکه به من گفته شود چه کاری انجام دهم ، متنفرم.
      ناخشنودی خودم را با پشت گوش انداختن مسائل نشان می دهم.

      5 -نوع همه یا هیچ
      این افراد کارهای زیادی را بر عهده می گیرند و با سرعت تمام کار می کنند تا اینکه انرژی شان تمام شود . این افراد در ابتدا می پذیرند که در انجام بسیاری از کارها همکاری کنند ، اما پس از آن به دلیل مقدار زیاد کار و زمان اندک ، کاملا از توان می افتند و در نهایت گیر افتاده و هیچ کاری انجام نمی دهند.
      مثال : بیش از حد توانم مسئولیت قبول می کنم .
      یا باید کارم را کامل انجام دهم یا همه چیز را کنار می گذارم.

      6 -نوع لذت جو
      این افراد گاهی خود را تنبل یا بی انگیزه می نامند . مثال به جای تایپ کردن گزارش کلاس خود ، تلوزیون تماشا می کند ، با اینکه می داند زمان محدودی در اختیار دارد و زمانش رو به اتمام است.
      مثال : وقتی احساس کنم حال و حوصله ندارم ، کار نمی کنم.
      رها کردن یک کار سرگرم کننده یا آرامش بخش و برگشتن سر تکالیف برایم دشوار است .


      مشکالت رایج اهمال کاران و راههای میان بر برای دور زدن موانع
      1 _الان حوصله انجام این کار را ندارم
      2_افکار اغواگر : اغفال نشوید
      3 _باید ها ، الزام ها و اجبارها
      _ 4 خودانتقادگری
      5 –بهانه جویی را متوقف کنید


      1 -الان حوصله انجام این کار را ندارم
      دلیل : نداشتن انگیزه یا انگیزه پایین
      راه میان بر : گاهی اوقات ، وقتی حوصله انجام کاری را نداریم ، مجبوریم با یافتن دلیلی برای ایجاد انگیزه ، به خودمان روحیه بدهیم.
      همین الان به مساله ایی که روی آن اهمالکاری می کنید فکر کنید و سه دلیل بیاورید که بهتر است تاخیر را کنار گذاشته و به خودتان حرکتی بدهید . دلیلی که بیشترین اهمیت را برایتان دارد انتخاب کنید .

      2_افکار اغواگر : اغفال نشوید
      افکار اهمال کارانه تلاش می کنند تا شما را تقویت کنند : تو خیلی سریع هستی ، مشکلی نخواهی داشت ، به خودت اینقدر سخت نگیر.
      آنها انجام هر کاری را طوری نشان می دهند که آسان به نظر برسد .
      راه میان بر : دادن پاسخ منطقی به اهمال کار درونی
      « ممکن است بتوانم کمی صبر کنم اما نمی توانم کار را رها کنم«
      « اگر در انجام آنچه لازم است انجام دهم ، تاخیر کنم ، نمی توانم آن را به سرانجام برسانم«
      بس کن ، کاری که همیشه می کردی رو نکن »

      3 _باید ها ، الزام ها و اجبارها
      « باید » یکی از آن کلماتی است که می تواند همه لذت ، علاقه یا تمایل موجود حتی در سرگرم کننده ترین تکالیف را از بین ببرد
      اگر با گفتن این که » باید » این کار را انجام دهید ، تلاش می کنید به خودتان انگیزه بدهید ، بدانید که احتمالا آن را بدتر می کنید.
      راه میان بر: وقتی می شنوید که به خودتان کلمه باید را می گویید یا به آن فکر می کنید ، تلاش کنید آن را تغییر دهید . به دلیل دیگری غیر از اینکه باید اینکار را انجام دهید فکر کنید «
      من باید اهمال کاری را متوقف کنم ». » اگر کمی پیشرفت کنم ، احساس بهتری نسبت به خود پیدا می کنم » « من باید بهترین نمره را بگیرم » . » من می خواهم تا جایی که می توانم ، این امتحان را خوب بدهم »

      4 –خودانتقادگری
      خشمگین شدن از خود به خاطر تاخیر یا به تعویق انداختن کارها در بین اهمالکاران شایع است .
      آنها معمولا خودشان را تنبل یا بی ارزش می خوانند .
      راه میان بر :این سواالت را از خود بپرسید
      1 -اگر از خودم انتقاد کنم ، این کار چه فایده ایی برایم دارد ؟
      2 -چگونه به من کمک می کند ؟
      3 -آیا به من کمک می کند که با انگیزه تر شوم ؟
      4 -آیا مرا به کاری ترغیب می کند ؟
      5 -آیا به من حس و حال بهتری می دهد ؟

      5 -بهانه جویی را متوقف کنید
      دلیل بهانه جویی : باورهای ناکارآمد در مورد اهمال کاری
      - باید حال و حوصله ام خوب باشد -
      الان وقت خوبی نیست -
      لازم است کمی بیشتر در مورد آن فکر کنم
      -
      الان حوصله اش را ندارم
      - جای خوبی برای انجام آن نیست -
      وقتی کاری را شروع می کنم که درگیر آن شوم .
      راه میان بر:
      : 1 -اعتراف کنید که دارید چکار می کیند . بپذیرید که دارید بهانه جویی می کنید .
      2 -با تصمیم گیری برای عمل کردن ، کنترل موقعیت را در دست بگیرید .
      3 -تکلیف هرچه باشد ، به خودتان بگویید که باید انجام شود ، منتظر روزی دیگر شدن ، انجام تکلیف را آسان تر نمی کند .


      شما از چه می ترسید ؟

      فایل پیوست 97773

      چرخه فکر ، احساس و عمل

      فایل پیوست 97774
      فایل پیوست 97775


      ترس چگونه می تواند بر شما پیروز شود ؟

      فایل پیوست 97776


      شکستن چرخه اهمال کاری از طریق جهت دهی افکار ، احساسات و اعمال

      فایل پیوست 97777



      فرایندهای فکری خطا
      1 -پیشگویی کردن
      2 -ذهن خوانی
      3 -فاجعه سازی


      1 -پیشگویی کردن
      مقابله با پیشگویی کردن :
      تمرکز : ترس از ناشناخته: اهمالکاری به این دلیل است که مطمئن نیستید که کارها چطور از آب در می آید ، اما فرض را بر این می گذارید که ممکن است بد شود .
      خطای تفکر : پیش گویی : یعنی اینکه اجازه بدهید که تردید شما باعث شود یک پیامد بد را ، مسلم فرض کنید.
      هدف : از تصمیم گیری با اتکا به احساسات درونی و یا شهود بپرهیزید . اطلاعات را کسب ، داده ها را جمع آوری و یا حقایق را گردآوری کنید و سپس تصمیم بگیرید که چکار می خواهید بکنید .
      راه حل پیشگویی
      راه حل اول : دستش را بخوانید !
      یک گوی بخت آزمایی دیگر را هم امتحان کنید ، اول آن را خوب تکان دهید ، دوباره به پیش بینی خود نگاه کنید و یک حدس دیگر بزنید . معمولا هنگامی که اولین ایده ترسناک به ذهن خطور می کند ، پیش گویی متوقف می شود . به ذهن تان اجازه دهید که بیشتر تالش کند و سایر احتمالات را در نظر بگیرد . وقتی شانسی برای بررسی گزینه های بیشتر داشتید ، ببینید که کدام گزینه بیشترین احتمال وقوع را دارد
      راه حل دوم :کسب اطلاعات
      اگر آینده ناشناخته است ، قبل از این که وارد عمل شوید ، از دیگران پرس جو کنید ، در مورد آن مطالعه کنید ، در اینترنت به دنبال جوابها بگردید و یا ببینید دیگران در این مورد چه کرده اند .

      2 -ذهن خوانی
      فراسوی ذهن خوانی
      تمرکز : ترس از واکنش های دیگران : فرض این مساله که دیگران به شیوه ایی منفی واکنش نشان خواهند داد و از چنین تعاملی کناره گیری خواهند کرد.
      خطای فکر : ذهن خوانی : حدس زدنه نحوه احساس و فکر دیگران در مورد خودتان ، بدون اینکه آنها مستقیما افکار و احساسات خودشان را با شما در میان گذاشته باشند .
      هدف : بدانید که شما یک ذهن خوان نیستید . برای پیشبرد کارهایتان به جای حدس زدن از واقعیت ها استفاده کنید . اگر اطلاعات کافی ندارید ، قبل از نتیجه گیری ، سوال هایتان را بررسی کنید .
      راه حل ذهن خوانی
      راه حل 1 : سوال کنید :
      به جای اینکه پیش خودتان فرض کنید که دیگران در مورد شما بد فکر می کنند ، از آنها سوال بپرسید . به آنها فرصت دهید که به جای اینکه بدترین احتمال ممکن را فرض کنید ، خودشان عقایدشان را مطرح کنند .
      راه حل 2 : حدس هایتان را با به زبان آوردن نگرانی هایتان آزمون کنید:
      برای مثال اگر لازم است به والدینتان بگویید که تصمیم گرفته اید ترک نحصیل کنید ، می بایست صحبت درباره ترس هایتان را آغاز کنید . »
      مثال : من نگرانم که اگر آنچه می خواهم انجام دهم را به شما بگویم ، از دستم عصبانی می شوید »
      راه حل 3 :این احتمال را درنظر بگیرید که اشتباه می کنید :
      ذهن خوانی شبیه ساختن یک فرضیه است . فرضیه صرفا یک فرض است ، اما خیلی از مردم به سرعت به نتیجه می رسند که حدس هایشان درست است . وقتی افراد ناراحت می شوند ، معمولا پیش بین های ضعیفی هستند ، قبل از اینکه واکنش نشان دهید به آن فکر کنید.
      راه حل 4 : راهی برای مقابله پیدا کنید :
      شما ممکن است به دلیل پیش بینی یک پیامد بد ، گفتگوی مهمی را به تعویق بیاندازید و شاید هم حق با شما باشد . بر روی این مساله تمرکز کنید که اگر پیش بینی تان درست از آب در آمد چطور می خواهید از پس آن بربیاید .برنامه ایی برای مقابله با یک پیامد احتمالی منفی بریزید.

      3 -فاجعه سازی
      تمرکز : ترس از اینکه در آینده چه اتفاقی می افتد : امید به بهترین اما آمادگی داشتن برای بدترین.
      خطای تفکر : فاجعه سازی : تجسم بدترین سناریوی ممکن و متقاعد کردن خود به اینکه احتمالا چنین چیزی اتفاق خواهد افتاد .
      هدف : با تجسم آن فاجعه ، ترساندن خود را متوقف کنید . همه احتمالات ممکن را در نظر بگیرید و خودتان را برای محتمل ترین اتفاق آماده کنید .
      راه حل فاجعه سازی
      راه حل 1 :
      دورنمای موضوعات را ببینید . چقدر احتمال دارد که بدترین اتفاق روی دهد ؟ تجربه تان را در نظر بگیرید . چند بار بدترین سناریو را تصور کرده اید و هرگز این اتفاق نیافتاده است ؟ سعی کنید به یاد بیاورید که آیا اهمال کاری به بهبود این وضعیت کمک کرده است .
      راه حل 2 :
      با پرسش از خود که اگر یکی از دوستان یا اعضای خانواده تان ترس مشابهی داشته باشد ، چه توصیه ایی به او می کنید ، سعس کنید دورنمایی از مشکل را به دست آورید . توصیه کردن به دیگران آسان تر از توصیه به خود است .با خودتان در آینه صحبت کنید ، باورهایتان را یادداشت کنید ، یا از تجسم تان برای مخاطب قرار دادن افکار ترسناک استفاده کنید .


      نیروهایی که منجر به اهمال کاری شما می شوند ، هنوز وجود دارند . این
      نیروها شامل افکار و احساسات قدرتمندی هستند که شما را از مسیر
      پیشرفت خارج می کنند و به راه اهمال کاری بر می گردانند . اگر می
      خواهید تغییر کنید باید قوی باشید . شما باید به توانایی خود برای بهتر شدن
      در فردا ایمان داشته باشید .
      « من می توانم یاد بگیرم که کارها را به گونه ایی متفاوت انجام دهم »



      و درآخر ، از تجربه های شخصی تون داخل تاپیک بنویسید ، از چرایی ها ، یا از راهکارهاتون یا خاطره و مشکلی که دراینباره تجربه کردید.


      (مطالب اضافه خواهد شد ! )

      __________________________________________________ __________________________________

      معضله فاصله ی زمانی

      بعنوان معرفیه یکی از عوامل
      فاصله زمانی ، زمانی که میانه شما و هدفتون فاصله ی زمانی ای وجود داره ............... همین فاصله ی زمانی باعث میشه با خودتون بگید حالا کو تا اون موقع بذار فعلا عشق و حال و لذت آنی رو ببرم

      دردِ دور :
      وقتی قرار باشد دردی را در زمانی بسیار دور تحمل کنیم ، فشار روانی آن درلحظه ی حال ، کمتر بنظر میرسد ، به همین علت گاهی آگاهانه یا ناآگاهانه حس میکنیم تجربه ی لذت نزدیک به بهای تحمل
      دردِ دور می ارزد.
      یک مثاله بدیهی و کنکوریه ماجرا اینکه نزدیکای کنکور خیلی از داوطلبا دچار استرس و فشار روانیه زیادی میشن و یسری ها آرزوشون این هست که وقت بیشتری برای مطالعه داشته باشن درحالی که همین داوطلبا چندماه پیش توی تابستون بخاطر فاصله ی زمانی ای که وجود داشت خیلی وقتا اهمال کاری میکردن و لذت درلحظه رو به دردِ دور ترجیح میدادن و خیلی از هدف گذاری ها و برنامه هاشون رو انجام نمیدادن یا کم کاری میکردن


      ما وقتی رفتار اشتباهی انجام می‌دهیم و بلافاصله تنبیه می‌شویم، بیشتر احتمال دارد آن رفتار را ترک کنیم. اما اگر فاصله‌ی بین رفتار و مجازات زیاد شود، تنبیه به سادگی رفتار را اصلاح نمی‌کند.
      فرض کنید همان لحظه که در رانندگی خطایی انجام می‌دهید، جریمه از حساب شما کسر شود. اثر این نوع پرداخت جریمه، با جریمه‌ای که ماه‌ها یا سال‌ها بعد، زمان معامله‌ی ماشین و اخذ صورت‌وضعیت خلافی خودرو پرداخت می‌کنید، تفاوت دارد.
      تنبلی و اهمال کاری هم، وضعیت مشابهی دارد: ما امروز تنبلی می‌کنیم و مدتی بعد، هزینه‌ی آن را می‌پردازیم. این شکل از تجربه‌‌ی با تأخیر، تأثیر قدرتمندی از نظر اصلاح رفتار ندارد.
      اگر این دو پاسخ (شرطی شدن، فشار روانیِ کمِ دردهای دور) را ترکیب کنید، احتمالاً یک راهکارِ ساده به ذهن‌تان خواهد رسید:


      • گام اول: برای کار خود، مهلت مشخص تعیین کنید.
      • گام دوم: جریمه‌های سریع و مشخص، برای انجام ندادن تعهد‌های کوتاه‌مدت خود در نظر بگیرید.


      مثال جریمه برای تنبلی و اهمال کاری
      مثلاً اگر می‌گویید من هر شب قرار است نیم ساعت زبان بخوانم، با خودتان قرار بگذارید که اگر این کار را نکردید، همان شب، مبلغ مشخصی را به حساب یک موسسه‌ی خیریه واریز کنید یا هر کار دیگری که برایتان سخت است، انجام دهید (اگر کار خیر برایتان بسیار خوشایند است، پول را به حساب موسسه‌ای که از آن نفرت دارید بریزید).
      البته جریمه قرار نیست همیشه مالی باشد. مثلاً ممکن است خودتان را وادار کنید یک بار دستشویی یا حمام را بشویید.


      خلاصه‌ی آزمایش دن اریلی

      آزمایش اول
      فرض کنید دانشجویان یک کلاس قرار است سه مقاله در طول دوره‌ی آموزشی خود ارائه دهند. مدرس برای نیمی از دانشجویان، مهلت ارائه‌ی مقاله را مشخص می‌کند. به این صورت که پس از گذشت یک‌سوم دوره، دو‌ سوم دوره و در روز پایان دوره، باید به ترتیب مقاله‌های اول و دوم و سوم را تحویل دهند.
      به گروه دوم (نیمه‌ی دیگر دانشجویان) گفته می‌شود که خودشان سه تاریخ برای تحویل سه مقاله اعلام کنند. آن‌ها می‌توانند هر تاریخی اعلام کنند. حتی می‌توانند هر سه مقاله را در روز آخر دوره تحویل دهند. اما مهم است که به تاریخی که خودشان اعلام می کنند، وفادار باشند و به ازاء هر روز که نسبت به تعهدشان تأخیر دارند، بخشی از نمره‌شان کم خواهد شد.

      آزمایش دوم
      گروهی از دانشجویان داوطلب انتخاب می‌شوند و به هر یک از آن‌ها سه مقاله داده می‌شود و می‌گویند غلط‌های نگارشی این مقالات را پیدا کنید و برای این‌ کار، سه هفته فرصت دارید.
      به ازاء هر غلط، ده سنت (یک‌دهم دلار) به شما داده می‌شود. اما به ازاء هر روز تأخیر در تحویل کار، یک دلار جریمه خواهید شد.
      در این‌جا دانشجویان به سه دسته تقسیم می‌شوند:


      • گروهی باید در این مدت ۲۱ روزه، آخر هر هفته، گزارش تصحیح یکی از مقالات را تحویل دهند.
      • گروه دوم می‌توانند به اراده‌ی خودشان، سه تاریخ اعلام کنند (حتی می‌توانند سه مقاله‌ را در پایان ۲۱ روز تحویل دهند).
      • به گروه سوم هم گفته می‌شود که تمام نتیجه‌ی کار خود را باید در پایان ۲۱ روز تحویل دهند.



      اگر از جزئیات بگذریم، خروجی‌ها و نتایجی که از این دو مطالعه به دست آمده جذاب است:

      بهترین مهلت، مهلتِ خُردشده و تحمیل‌شده‌ی بیرونی است
      در تجربه‌ی اول، بهترین مقالات توسط گروهی ارائه شد که مهلت را به آن‌ها تحمیل کرده بودند. یعنی استاد مشخص کرده بود که باید در سه تاریخ با فواصل مشخص، مقاله‌ی خود را تحویل دهند.
      در تجربه‌ی دوم هم، بیشترین تعداد اشتباهات (بهترین کیفیت تصحیح)، کمترین تأخیر و بیشترین درآمد متعلق به گروهی بود که به آن‌ها اعلام شده بود باید در پایان هر هفته گزارش تصحیح یکی از مقالات را ارائه دهند.
      اما این را هم بگوییم که در تجربه‌ی دوم، کسانی که به آن‌ها تا روز آخر مهلت داده شده بود، بدترین وضعیت را داشتند (کیفیت تصحیح پایین، درآمد کمتر از همه، تأخیر بیشتر از همه).

      بسیاری از افراد، خودشان می‌دانند که باید کار را خرد کنند. بخشی از مشکل این است که خرد کردن کار و تعیین مهلت، واقع‌گرایانه و با هدف بهترین خروجی انجام نمی‌شود.

      دو مثال از خرد کردن هدفمند و آگاهانه

      توجه به دو مثال زیر، می‌تواند بحث را برای شما شفاف‌تر کند.
      مطالعه‌ی ۱۲ کتاب در سال
      فرض کنیم می‌خواهید امسال ۱۲ کتاب بخوانید. آیا منطقی است که بگویید هر ماه یک کتاب می‌خوانم؟
      آیا واقعاً فروردین ماه و اسفند ماه شما یکسان است؟ آیا بهتر نیست برای ماه اول سال (به خاطر تعطیلات) دو کتاب و برای دو ماه آخر سال (به خاطر فشار پایان سال) یک کتاب در نظر بگیرید؟
      به خاطر داشته باشیم که هدف‌گذاری و تعیین مهلت، اگر هوشمندانه انجام نشود، از ابتدا احتمال موفقیت ما کاهش پیدا می‌کند و حس ما به برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری بد خواهد شد و چه بسا بپذیریم که اهمال‌کاری و انجام ندادن قول‌ها و قرارها یکی از ویژگی‌های تغییرناپذیر ماست.

      هفت ساعت زبان خواندن در هفته
      فرض کنیم می‌خواهید هر هفته هفت ساعت زبان بخوانید.

      ضعیف‌ترین شکل تعیین مهلت این است که بگویید: تا آخرین ساعت روز جمعه‌ی هر هفته، هفت ساعت زبان خواندن را پُر خواهم کرد.
      کمی بهتر آن است که بگویید هر شب یک ساعت زبان می‌خوانم و برای هر شب که چنین نشد، جریمه تعیین می‌کنم.
      اما بهترین حالت این است که کار را بر اساس واقعیت‌ها و محدودیت‌های خود، خُرد کنید. مثلاً شاید برای یک نفر چنین برنامه‌ای مناسب باشد:


      • از شنبه تا پایان روز دوشنبه، مجموعاً دو ساعت می‌خوانم و اگر نخواندم، جریمه‌اش … است.
      • در سه‌شنبه و چهارشنبه هم، مجموعاً دو ساعت می‌خوانم و اگر نخواندم، جریمه‌اش … است.
      • پنجشنبه و جمعه که خلوت‌ترم، مجموعاً سه ساعت می‌خوانم و اگر نخواندم، جریمه‌اش … است..

      ویرایش توسط Z3R0 : 05 تیر 1400 در ساعت 20:13

    2. Top | #2
      کاربر نیمه فعال

      Mamoli
      رشته تحصیلی
      تجربی
      مقطع تحصیلی
      دبیرستان
      سن
      16
      جنسیت
      آقا
      استان
      آذربایجان غربی
      شهر
      ارومیه
      تاریخ عضویت
      30 مهر 1399
      نوشته ها
      333
      امتیاز
      1353
      رای موافق دریافتی
      1,641
      رای مخالف دریافتی
      19
      نمایش مشخصات
      خدا دعاهام رو مستجاب کرد.میگفتم خدایا یکی در این مورد چرا هیچی نمیگه؟کی بهتر از زیرو.اتفاقا منم تا حدودی این مشکل رو دارم

      ممنون داداش.(برویم تاپیک را بخوانیم)
      الا بذکر الله تطمئن القلوب

      ***

      کاش مستی داشت هر حرامی چون شراب
      آن زمان معلوم میشد در جهان هوشیار کیست

    3. Top | #3
      کاربر حرفه ای

      Khoshhalam
      رشته تحصیلی
      ریاضی و فیزیک
      نوع دانشگاه
      سراسری روزانه
      جنسیت
      خانم
      تاریخ عضویت
      31 مرداد 1399
      نوشته ها
      1,005
      امتیاز
      2714
      رای موافق دریافتی
      2,348
      رای مخالف دریافتی
      19
      نمایش مشخصات
      کاش اسمش اهمال نامه بود
      مرسی زیرو

    4. Top | #4
      همکار سابق انجمن
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      رشته تحصیلی
      پزشکی
      مقطع تحصیلی
      دکتری
      نام دانشگاه
      شهید بهشتی
      نوع دانشگاه
      سراسری روزانه
      جنسیت
      آقا
      تاریخ عضویت
      17 بهمن 1398
      نوشته ها
      2,781
      امتیاز
      17918
      رای موافق دریافتی
      18,134
      رای مخالف دریافتی
      349
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط seyed..yousefi نمایش پست ها
      خدا دعاهام رو مستجاب کرد.میگفتم خدایا یکی در این مورد چرا هیچی نمیگه؟کی بهتر از زیرو.اتفاقا منم تا حدودی این مشکل رو دارم

      ممنون داداش.(برویم تاپیک را بخوانیم)
      خواهش میکنم

      متن تاپیک یکمی زیادی فلسفی طور شده
      ایشالا مطالب روون تر و کنکوری تر رو هم اضافه میکنم.....البته بچه های دیگه هم میتونن نظرات و تجربیاتشون رو بگن اونم باعث غنی تر شدن تاپیک و مطلب میشه

      نقل قول نوشته اصلی توسط indomitable نمایش پست ها
      کاش اسمش اهمال نامه بود
      مرسی زیرو
      هوممم
      آره چرا به ذهنم نرسید
      بی خیال حالا بذار یکم متنوع و متفاوت عمل کنیم


    5. Top | #5
      کاربر نیمه فعال

      Mamoli
      رشته تحصیلی
      تجربی
      مقطع تحصیلی
      دبیرستان
      سن
      16
      جنسیت
      آقا
      استان
      آذربایجان غربی
      شهر
      ارومیه
      تاریخ عضویت
      30 مهر 1399
      نوشته ها
      333
      امتیاز
      1353
      رای موافق دریافتی
      1,641
      رای مخالف دریافتی
      19
      نمایش مشخصات
      آقا یه چیزی الان یادم اومد.
      یه چیزی که خیلی بین من و دوستام رایجه اینه که باید از ساعت رند شروع کنیم(شایدم فقط ما اینطوریم و خل چلیم)هر چند تازگیا درست شده یکم این اخلاقم ولی قبلا خیلی رو مخم بود.راه حلی برای این داری؟؟؟
      الا بذکر الله تطمئن القلوب

      ***

      کاش مستی داشت هر حرامی چون شراب
      آن زمان معلوم میشد در جهان هوشیار کیست

    6. Top | #6
      همکار سابق انجمن
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      رشته تحصیلی
      پزشکی
      مقطع تحصیلی
      دکتری
      نام دانشگاه
      شهید بهشتی
      نوع دانشگاه
      سراسری روزانه
      جنسیت
      آقا
      تاریخ عضویت
      17 بهمن 1398
      نوشته ها
      2,781
      امتیاز
      17918
      رای موافق دریافتی
      18,134
      رای مخالف دریافتی
      349
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط seyed..yousefi نمایش پست ها
      آقا یه چیزی الان یادم اومد.
      یه چیزی که خیلی بین من و دوستام رایجه اینه که باید از ساعت رند شروع کنیم(شایدم فقط ما اینطوریم و خل چلیم)هر چند تازگیا درست شده یکم این اخلاقم ولی قبلا خیلی رو مخم بود.راه حلی برای این داری؟؟؟
      الان مدل برنامه ریزی روزانه ات چه شکلیه ؟

      ساعت به ساعت مشخص میکنی ؟ مثلا نوشتی از ساعت 8 تا 9ونیم زیست و....تا آخر روز ؟


    7. Top | #7
      در انتظار تایید ایمیل

      Khoshhalam
      مقطع تحصیلی
      کارشناسی
      نام دانشگاه
      علوم پزشکی تهران
      جنسیت
      آقا
      استان
      تهران
      تاریخ عضویت
      16 اردیبهشت 1400
      نوشته ها
      74
      امتیاز
      832
      رای موافق دریافتی
      664
      رای مخالف دریافتی
      4
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Zero_Horizon نمایش پست ها
      (مطالب اضافه خواهد شد ! )
      دمت گرم عالی بود زیرو جان خیلی لذت بردم
      در ادامه و برای تکمیل کردن مباحثت من دو تا فایل عالی به بچه ها هدیه بدم
      یکیش گفتگوی کاربردی دو تا استاد بزرگ عرصه موفقیت دکتر شهاب اناری و استاد محمدپیام بهرام پور در مورد اهمال کاری و تنبلیه که فیلمشو تو اپارات بارگذاری کردم و لینکش رو میذارم برید ببینید
      https://www.aparat.com/v/R0bXz
      و دومین هدیه فایل پی دی اف کتاب از شنبه استاد بهرام پوره که جزو مشهورترین کتاب ها در مورد اهمال کاری و تنبلیه و حتما مطالعه کنید اینم لینکش خدمت شما
      https://s18.picofile.com/file/843539...hanbe.pdf.html
      بی صبرانه منتظر ادامه مباحثتم داداش

    8. Top | #8
      کاربر نیمه فعال

      Mamoli
      رشته تحصیلی
      تجربی
      مقطع تحصیلی
      دبیرستان
      سن
      16
      جنسیت
      آقا
      استان
      آذربایجان غربی
      شهر
      ارومیه
      تاریخ عضویت
      30 مهر 1399
      نوشته ها
      333
      امتیاز
      1353
      رای موافق دریافتی
      1,641
      رای مخالف دریافتی
      19
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Zero_Horizon نمایش پست ها
      الان مدل برنامه ریزی روزانه ات چه شکلیه ؟

      ساعت به ساعت مشخص میکنی ؟ مثلا نوشتی از ساعت 8 تا 9ونیم زیست و....تا آخر روز ؟
      نه برنامه ای که نوشتم مثلا اینجوریه که فلان روز قراره دو ساعت زیست بخونم.حالا با توجه به شرایط اون روز اون دو ساعت رو یه جایی جا میدم تو روز(جمعه ها هم مخصوص جبران گذاشتم)
      ولی مشکل اینه که مثلا با خودم گفتم قراره ساعت ۸ شروع می کنم.بعد که یه کاری پیش میاد و مجبور میشم از 8:10(مثلا)شروع کنم میخوره تو ذوقم
      مهم ترین دلیلش فکر کنم ینه که من اوایل کرونا وسواس شدیدی گرفتم و احساس می کنم این کارم یه جور وسواسه.هرچند خیلی بهتر شدم نسبت به قبل ولی بعضی وقتا بازم عود میکنه

      پ.ن:ببخشید موضوع روان شناسی شد
      الا بذکر الله تطمئن القلوب

      ***

      کاش مستی داشت هر حرامی چون شراب
      آن زمان معلوم میشد در جهان هوشیار کیست

    9. Top | #9
      همکار سابق انجمن
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      رشته تحصیلی
      پزشکی
      مقطع تحصیلی
      دکتری
      نام دانشگاه
      شهید بهشتی
      نوع دانشگاه
      سراسری روزانه
      جنسیت
      آقا
      تاریخ عضویت
      17 بهمن 1398
      نوشته ها
      2,781
      امتیاز
      17918
      رای موافق دریافتی
      18,134
      رای مخالف دریافتی
      349
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط seyed..yousefi نمایش پست ها
      نه برنامه ای که نوشتم مثلا اینجوریه که فلان روز قراره دو ساعت زیست بخونم.حالا با توجه به شرایط اون روز اون دو ساعت رو یه جایی جا میدم تو روز(جمعه ها هم مخصوص جبران گذاشتم)
      ولی مشکل اینه که مثلا با خودم گفتم قراره ساعت ۸ شروع می کنم.بعد که یه کاری پیش میاد و مجبور میشم از 8:10(مثلا)شروع کنم میخوره تو ذوقم
      مهم ترین دلیلش فکر کنم ینه که من اوایل کرونا وسواس شدیدی گرفتم و احساس می کنم این کارم یه جور وسواسه.هرچند خیلی بهتر شدم نسبت به قبل ولی بعضی وقتا بازم عود میکنه

      پ.ن:ببخشید موضوع روان شناسی شد

      من خودمم یجورایی این مشکل رو داشتم.
      کارایی که میکردم ... سعی میکردم سحرخیز باشم و صبح ها زود استارت بزنم (وقتی زود استارت میزدم انگار کل روزم منظم تر میشد و زمان بندی هام هم کامل تر انجام میشد)
      و یه کار دیگه هم این بود که یه مدل اجبار و عادت واسه خودم ایجاد کرده بودم که مثلا اگه قراره ساعت 8 شروع کنم زیست بخونم (یاهردرسه دیگه ای) ، بجای اینکه دقیق وایسم 8 بشه ، پنج شیش دیقه زودتر کتاب یا جزوه رو میگرفتم دستم الکی بالا پایین میکردم یا نگاه کلی به چیزی که قرار بود بخونم یا یه نگاه به برنامه ام واسه اون درس مینداختم اینجوری خودمو زودتر مینداختم داخل کار تا از شر اون بقولی وسواس ساعتی خلاص شم
      حالا اگه ناخواسته مجبور میشدم چنددیقه دیرتر شروع کنم ، دراینصورت یا چنددیقه از آخر به اون تایم ذهنی اضافه میکردم یا اینکه بعنوان تنبیه برای ساعات آخر روزم یه تایم دو سه براری نسبت به اون تایم اهمال کاری شده قرار میدادم


    10. Top | #10
      کاربر نیمه فعال

      Mamoli
      رشته تحصیلی
      تجربی
      مقطع تحصیلی
      دبیرستان
      سن
      16
      جنسیت
      آقا
      استان
      آذربایجان غربی
      شهر
      ارومیه
      تاریخ عضویت
      30 مهر 1399
      نوشته ها
      333
      امتیاز
      1353
      رای موافق دریافتی
      1,641
      رای مخالف دریافتی
      19
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Zero_Horizon نمایش پست ها

      من خودمم یجورایی این مشکل رو داشتم.
      کارایی که میکردم ... سعی میکردم سحرخیز باشم و صبح ها زود استارت بزنم (وقتی زود استارت میزدم انگار کل روزم منظم تر میشد و زمان بندی هام هم کامل تر انجام میشد)
      و یه کار دیگه هم این بود که یه مدل اجبار و عادت واسه خودم ایجاد کرده بودم که مثلا اگه قراره ساعت 8 شروع کنم زیست بخونم (یاهردرسه دیگه ای) ، بجای اینکه دقیق وایسم 8 بشه ، پنج شیش دیقه زودتر کتاب یا جزوه رو میگرفتم دستم الکی بالا پایین میکردم یا نگاه کلی به چیزی که قرار بود بخونم یا یه نگاه به برنامه ام واسه اون درس مینداختم اینجوری خودمو زودتر مینداختم داخل کار تا از شر اون بقولی وسواس ساعتی خلاص شم
      حالا اگه ناخواسته مجبور میشدم چنددیقه دیرتر شروع کنم ، دراینصورت یا چنددیقه از آخر به اون تایم ذهنی اضافه میکردم یا اینکه بعنوان تنبیه برای ساعات آخر روزم یه تایم دو سه براری نسبت به اون تایم اهمال کاری شده قرار میدادم
      ممنون.خیلی لطف کردی.حتما امتحان میکنم
      الا بذکر الله تطمئن القلوب

      ***

      کاش مستی داشت هر حرامی چون شراب
      آن زمان معلوم میشد در جهان هوشیار کیست

    11. Top | #11
      کاربر نیمه فعال

      رشته تحصیلی
      تجربی
      مقطع تحصیلی
      فارغ از تحصیل
      جنسیت
      خانم
      تاریخ عضویت
      24 اردیبهشت 1400
      نوشته ها
      118
      امتیاز
      377
      رای موافق دریافتی
      305
      رای مخالف دریافتی
      6
      نمایش مشخصات
      یکی اهمال کاری یکیم کمال گرایی ادمو سرخورده میکنه و یواش یواش به شکست عادت میده به خصوص تو سال کنکور

    12. Top | #12
      کاربر انجمن

      رشته تحصیلی
      ریاضی فیزیک
      تاریخ عضویت
      26 آبان 1399
      نوشته ها
      73
      امتیاز
      184
      رای موافق دریافتی
      298
      رای مخالف دریافتی
      7
      نمایش مشخصات
      اقا به به چه تاپیکی
      من انقدر از چوب این اهمال کاریم خوردم که قرار گذاشته بودم بعد کنکور برم سراغ ریشه یابی و راهکار، اکثرا هم توجیه و ریشه شو پیدا میکنن. کمتر کسی یا کتابی راهکار میزاره جلوی پای ادم.
      فعلا این تدتاک درباره اهمال کاری رو دریابید(هرچند راهکار نداد اما جالب بود):
      https://www.ted.com/talks/tim_urban_...xt?language=fa

      و یه گوش نیوش علیرضا شیری(از اونجایی که علت اهمال کاری اکثر کنکوری ها کمال طلبی هست) :
      https://tavangary.com/blog/%DA%AF%D9...%DB%8C-%D9%88/
      اینو خیلی وقت پیش گوش دادم ولی یادمه راهکار نداد اینم اما کلا آگاهی که بالا بره رو عمل حساب شده تر هم تاثیرشو میزاره مثلا اونجا که گف یکی از ریشه های اصلی کمال طلبی در کمبود اعتماد بنفسه و فرد برای جبران کمبودی که در خودش میبینه ، اهداف بزرگ برای خودش درنظر میگیره ، خب تو میدونی که باید بری رو اعتماد بنفست کار کنی خب این خودش منجر به راهکار شد (یاد تاپیک عزت نفست افتادم! عزت نفس )
      کاری هم ندارم علیرضا شیری از همون رویا فروش ها که میفرمایید هست یا نه ، صحبتش به دردم خورد و همین کافیه.
      اما نظر خودم، درست شبیه یه معتاد در حال ترک که باید با هربار نفس کشیدن به وسوسه کشیدن مواد نه بگه، ما هم در حال جنگ لحظه ای با اهمال کاری هستیم.. شاید عملی ترین راهکار اینه که بدونی داره سوارت میشه و زندگیتو به چوخ میده و بهش نه بگی ، هرروز وهرلحظه

    13. Top | #13
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      Mehrabon
      رشته تحصیلی
      ریاضی - تجربی
      مقطع تحصیلی
      فارغ از تحصیل
      جنسیت
      آقا
      تاریخ عضویت
      07 آذر 1395
      نوشته ها
      4,121
      امتیاز
      5502
      رای موافق دریافتی
      7,357
      رای مخالف دریافتی
      303
      نمایش مشخصات
      واقعیت اینه که تا بحال هیچ دلیل علمی یافته نشده که نشون بده چرا انسان کار ها رو به تعویق می اندازد و دوست دارد به تعویق بیاندازد وآیا جزو بیماریهای روانتی محسوب میشود؟ اگر بله درمانش چیست؟
      ابلها
      مردا
      عدوی تو نیستم من
      انکار تو ام

    14. Top | #14
      همکار سابق انجمن
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      رشته تحصیلی
      پزشکی
      مقطع تحصیلی
      دکتری
      نام دانشگاه
      شهید بهشتی
      نوع دانشگاه
      سراسری روزانه
      جنسیت
      آقا
      تاریخ عضویت
      17 بهمن 1398
      نوشته ها
      2,781
      امتیاز
      17918
      رای موافق دریافتی
      18,134
      رای مخالف دریافتی
      349
      نمایش مشخصات
      عزت نفس پایین، ترس از خطا کردن، کمال طلبی، انگیزه نداشتن و ضعف در برنامه ریزی و انضباط شخصی، تنها نمونه‌هایی از ریشه‌های شناخته‌شده‌ی اهمال کاری هستند



      کسی که احساس می‌کند گاهی تنبلی، سستی و اهمال کاری در رفتارش وجود دارد و در پی رفع این مشکل است، قاعدتاً از این رفتار لطمه دیده یا می‌داند که لطمه خواهد دید (اگر این را قبول نداشت، در پی کمرنگ کردن این عادت نبود).
      وقتی کسی می‌داند که رفتاری به او لطمه می‌زند، چرا آن رفتار را انجام می‌دهد؟
      مگر همین تبعات منفی برای ترک یک عادت و تغییر رفتار کافی نیست؟


    15. Top | #15
      همکار سابق انجمن
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      رشته تحصیلی
      پزشکی
      مقطع تحصیلی
      دکتری
      نام دانشگاه
      شهید بهشتی
      نوع دانشگاه
      سراسری روزانه
      جنسیت
      آقا
      تاریخ عضویت
      17 بهمن 1398
      نوشته ها
      2,781
      امتیاز
      17918
      رای موافق دریافتی
      18,134
      رای مخالف دریافتی
      349
      نمایش مشخصات
      معضله فاصله ی زمانی

      بعنوان معرفیه یکی از عوامل
      فاصله زمانی ، زمانی که میانه شما و هدفتون فاصله ی زمانی ای وجود داره ............... همین فاصله ی زمانی باعث میشه با خودتون بگید حالا کو تا اون موقع بذار فعلا عشق و حال و لذت آنی رو ببرم

      دردِ دور :
      وقتی قرار باشد دردی را در زمانی بسیار دور تحمل کنیم ، فشار روانی آن درلحظه ی حال ، کمتر بنظر میرسد ، به همین علت گاهی آگاهانه یا ناآگاهانه حس میکنیم تجربه ی لذت نزدیک به بهای تحمل
      دردِ دور می ارزد.
      یک مثاله بدیهی و کنکوریه ماجرا اینکه نزدیکای کنکور خیلی از داوطلبا دچار استرس و فشار روانیه زیادی میشن و یسری ها آرزوشون این هست که وقت بیشتری برای مطالعه داشته باشن درحالی که همین داوطلبا چندماه پیش توی تابستون بخاطر فاصله ی زمانی ای که وجود داشت خیلی وقتا اهمال کاری میکردن و لذت درلحظه رو به دردِ دور ترجیح میدادن و خیلی از هدف گذاری ها و برنامه هاشون رو انجام نمیدادن یا کم کاری میکردن


    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 3 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 3 مهمان)




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن