X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    نمایش نتایج: از 1 به 5 از 5
    1. Top | #1
      کاربر برتر
      مدیر برتر
      پاسخگو و راهنما

      تاریخ عضویت
      24 بهمن 93
      نوشته ها
      7,144
      امتیاز
      27292
      تشکر شده
      44,673
      رای موافق دریافتی
      254
      رای مخالف دریافتی
      8
      نمایش مشخصات

      درسی عبرت آموز از دکتر عبدالوهابی استاد آناتومی دانشگاه تهران

      توی بیمارستان فیروز آبادی دستیار دکتر مظفری بودم.
      روزی از روزها دکتر مظفری ناغافل صدایم کرد اتاق عمل و پیرمردی را نشان ‌دادن که باید پایش را بعلت عفونت می بریدیم.
      دکتر گفت که اینبار من نظارت می کنم و شما عمل می کنید...
      به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم و دکتر گفت: برو بالاتر!
      بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر!!
      بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر!!!
      تا اینکه وقتی به بالای ران رسیدم دکتر گفت که از اینجا ببر...
      عفونت از این جا بالاتر نرفته!
      لحن و عبارت «برو بالاتر» خاطره بسیار تلخی را در من زنده می كرد خیلی تلخ.
      دوران کودکی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در محله پامنار زندگی می کردیم.
      قحطی شده بود و گندم نایاب بود و نانوایی ها تعطیل.
      مردم ایران و تهران بشدت عذاب و گرسنگی می کشیدند که داستانش را همه میدانند.
      عده ای هم بودند که به هر قیمتی بود ارزاق شان را تهیه می کردند و عده ای از خدا بی خبر هم بودند که با احتکار از گرسنگی مردم سودجویی می کردند.
      شبی پدرم دستم را گرفت تا در خانه همسایه مان که دلال بود و گندم و جو می فروخت برویم و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم.
      پدرم هر قیمتی که می گفت همسایه دلال ما با لحن خاصی می گفت: برو بالاتر... برو بالاتر... !!!
      بعد از به هوش آمدن پیرمرد برای دیدنش رفتم.
      چقدر آشنا بود...
      وقتی از حال و روزش پرسیدم گفت: بچه پامنار بودم.‌..
      گندم و جو می فروختم...
      خیلی سال پیش...
      قبل از اینکه در شاه عبدالعظیم ساکن بشم...
      دیگر تحمل بقیه صحبت‌هایش را نداشتم.
      خود را به حیاط بیمارستان رساندم.
      من باور داشتم که «از مکافات عمل غافل مشو، گندم از گندم بروید جو ز جو»؛
      اما به هیچ وجه انتظار نداشتم که چنین مکافاتی را به چشمم ببینم...

      دکتر مرتضی عبدالوهابی
      استاد آناتومی دانشگاه تهران

    2. Top | #2
      کاربر برتر
      در انتظار تایید ایمیل

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      27 مهر 93
      نوشته ها
      3,772
      امتیاز
      21618
      تشکر شده
      33,885
      رای موافق دریافتی
      574
      رای مخالف دریافتی
      2
      نمایش مشخصات
      کوه ب کوه نمیرسه ولی آدم به آدم میرسه و دهن گناه کار را سرویس میکنند


      پای دوست داشتنت ایستاده‌ام...
      مثلِ درختِ کاج
      روبروی پاییز...









    3. 2 نفر تشکر کرده اند ... < ForgotteN >, faezeh_r
    4. Top | #3
      کاربر حرفه ای

      Khoshhalam
      رشته تحصیلی
      تجربي
      مقطع تحصیلی
      کارشناسی
      نام دانشگاه
      شیراز
      نوع دانشگاه
      سراسری روزانه
      جنسیت
      دختر
      استان
      فارس
      تاریخ عضویت
      20 تیر 92
      نوشته ها
      1,247
      امتیاز
      557
      تشکر شده
      1,375
      رای موافق دریافتی
      0
      رای مخالف دریافتی
      0
      نمایش مشخصات
      میدونید یاد چی افتادم ؟ چند سال پیش یک خاطره جعلی رو به دکتر شفیعی کدکنی نسبت دادند و ایشون بسیار عصبانی شدند طبق لینک زیر
      https://begaah.persianblog.ir/8w5Ka4...A7%D8%B3%D8%AA
      دوره ی بدی رو داریم سپری میکنیم .یک عده دزدی میکنن و برای ساکت نگه داشتن ما داستان خرافی میسازن.ما رو با وعده ی عدالت الهی از اعتراض باز میدارن.برامون کلید اسرار پخش میکنن تا ما عبرت بگیریم و اونها انگیزه.
      تا فیلمی از خود فرد ندیدید خاطره ای که بهش نسبت داده شده رو باور نکنید.بحثم هم فقط این تایپیک نیست .
      مواظب خودتون و افکارتون باشید.
      ونیز، پُر از توریست‌هایی ست که به کبوترهای ایتالیایی غذا می‌دهند ولی به کبوترهای شهرِ خودشان محل نمی‌گذارند.


      «جزء از کل»، استیو تولتز. ترجمه پیمان خاکسار،نشر چشمه



    5. 4 نفر تشکر کرده اند ... < ForgotteN >, Ali__S, parsa01, Sonnet
    6. Top | #4
      کاربر باسابقه
      همکار بازنشسته

      bi-tafavot
      رشته تحصیلی
      Architectural
      مقطع تحصیلی
      کارشناسی
      نام دانشگاه
      سحروجادوی هاگوارتز
      سن
      99
      جنسیت
      آقا
      استان
      فارس
      تاریخ عضویت
      04 تیر 95
      نوشته ها
      1,181
      امتیاز
      2345
      تشکر شده
      2,828
      رای موافق دریافتی
      213
      رای مخالف دریافتی
      12
      نمایش مشخصات
      صدها نفر بخاطر احتکار و گندم و جو ندادن به مردم توسط این فرد مُردن ، و ایشون در سن پیرمردی که دیگه چندسالی بیشتر زنده نیست ، پاش قطع شد !!!
      این تقاص نیست عزیزدلم ، داستان خوبی بود اما گرسنگی کشیدن و زجرکشیدن مردم ، شبها و روزها = با قطع شدن یک پا به پایان نمیرسه !!! تازه خدا خیلی دوسش داشته که عفونت به پاش زده و فقط پاشو قطع کرده جلوی عفونت گرفته شده ، اونم با پای مصنوعی زندگیشو ادامه میده .
      کسانی که به مردم ظلم میکنند به هر طریقی ، باید خیلی بدتراز این ها رو بچشن ، اون هم نه در سن پیری ، در جوانی یا قبل از پیری و مرگ
      " God is that infinite All of which man knows himself to be a finite part "
      |
      خداوند ، آن بی نهایتی است که هر انسانی خودش را یک بخش محدود از آن میداند|

    7. 2 نفر تشکر کرده اند ... Saeed79 , Sonnet
    8. Top | #5
      کاربر حرفه ای

      Mehrabon
      رشته تحصیلی
      مهندسی عمران
      مقطع تحصیلی
      کارشناسی
      نام دانشگاه
      دانشگاه تبریز
      جنسیت
      آقا
      شهر
      تبریز
      تاریخ عضویت
      22 دی 96
      نوشته ها
      1,009
      امتیاز
      1452
      تشکر شده
      1,928
      رای موافق دریافتی
      1
      رای مخالف دریافتی
      0
      نمایش مشخصات
      مفید
      Civil Eng Of Tabriz University

      T I R A X T U R


    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)



    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن