مشاوره کنکور رایگان کمپانی کنکور
بانک کتاب پایتخت گروه آموزشی ماز
گروه آموزشی ماز مولف
مولف مرجع کنکور

 

نمایش نتایج: از 1 به 5 از 5
  1. Top | #1
    کاربر باسابقه
    کاربر برتر سال
    مدیر برتر سال

    جنسیت
    آقا
    تاریخ عضویت
    24 بهمن 93
    نوشته ها
    6,338
    امتیاز
    25964
    تشکر 
    77,242
    تشکر شده 42,361 بار در 10,088 ارسال
    نمایش مشخصات

    درسی عبرت آموز از دکتر عبدالوهابی استاد آناتومی دانشگاه تهران

    توی بیمارستان فیروز آبادی دستیار دکتر مظفری بودم.
    روزی از روزها دکتر مظفری ناغافل صدایم کرد اتاق عمل و پیرمردی را نشان ‌دادن که باید پایش را بعلت عفونت می بریدیم.
    دکتر گفت که اینبار من نظارت می کنم و شما عمل می کنید...
    به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم و دکتر گفت: برو بالاتر!
    بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر!!
    بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر!!!
    تا اینکه وقتی به بالای ران رسیدم دکتر گفت که از اینجا ببر...
    عفونت از این جا بالاتر نرفته!
    لحن و عبارت «برو بالاتر» خاطره بسیار تلخی را در من زنده می كرد خیلی تلخ.
    دوران کودکی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در محله پامنار زندگی می کردیم.
    قحطی شده بود و گندم نایاب بود و نانوایی ها تعطیل.
    مردم ایران و تهران بشدت عذاب و گرسنگی می کشیدند که داستانش را همه میدانند.
    عده ای هم بودند که به هر قیمتی بود ارزاق شان را تهیه می کردند و عده ای از خدا بی خبر هم بودند که با احتکار از گرسنگی مردم سودجویی می کردند.
    شبی پدرم دستم را گرفت تا در خانه همسایه مان که دلال بود و گندم و جو می فروخت برویم و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم.
    پدرم هر قیمتی که می گفت همسایه دلال ما با لحن خاصی می گفت: برو بالاتر... برو بالاتر... !!!
    بعد از به هوش آمدن پیرمرد برای دیدنش رفتم.
    چقدر آشنا بود...
    وقتی از حال و روزش پرسیدم گفت: بچه پامنار بودم.‌..
    گندم و جو می فروختم...
    خیلی سال پیش...
    قبل از اینکه در شاه عبدالعظیم ساکن بشم...
    دیگر تحمل بقیه صحبت‌هایش را نداشتم.
    خود را به حیاط بیمارستان رساندم.
    من باور داشتم که «از مکافات عمل غافل مشو، گندم از گندم بروید جو ز جو»؛
    اما به هیچ وجه انتظار نداشتم که چنین مکافاتی را به چشمم ببینم...

    دکتر مرتضی عبدالوهابی
    استاد آناتومی دانشگاه تهران
    گوش‌هایت را می‌گیری، چشم‌هایت را می‌بندی، زبانت را گاز می‌گیری، اما حریف افکارت نخواهی شد!
    و چقدر دردناک است درد فهمیدن ...
    #فریدریش_هگل


  2. آموزش تایپ ده انگشتی اپلیکیشن مشاور یار
  3. Top | #2
    کاربر اخراجی

    Sarkhosh
    جنسیت
    آقا
    شهر
    نیشابور
    تاریخ عضویت
    27 مهر 93
    نوشته ها
    3,670
    امتیاز
    18964
    تشکر 
    16,312
    تشکر شده 31,397 بار در 8,539 ارسال
    نمایش مشخصات
    کوه ب کوه نمیرسه ولی آدم به آدم میرسه و دهن گناه کار را سرویس میکنند

  4. 2 نفر تشکر کرده اند ... < ForgotteN >, faezeh_r
  5. Top | #3
    کاربر حرفه ای

    Khoshhalam
    رشته تحصیلی
    تجربي
    مقطع تحصیلی
    کارشناسی
    نام دانشگاه
    شیراز
    نوع دانشگاه
    سراسری روزانه
    جنسیت
    دختر
    استان
    فارس
    تاریخ عضویت
    20 تیر 92
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    557
    تشکر 
    1,557
    تشکر شده 1,373 بار در 726 ارسال
    نمایش مشخصات
    میدونید یاد چی افتادم ؟ چند سال پیش یک خاطره جعلی رو به دکتر شفیعی کدکنی نسبت دادند و ایشون بسیار عصبانی شدند طبق لینک زیر
    https://begaah.persianblog.ir/8w5Ka4...A7%D8%B3%D8%AA
    دوره ی بدی رو داریم سپری میکنیم .یک عده دزدی میکنن و برای ساکت نگه داشتن ما داستان خرافی میسازن.ما رو با وعده ی عدالت الهی از اعتراض باز میدارن.برامون کلید اسرار پخش میکنن تا ما عبرت بگیریم و اونها انگیزه.
    تا فیلمی از خود فرد ندیدید خاطره ای که بهش نسبت داده شده رو باور نکنید.بحثم هم فقط این تایپیک نیست .
    مواظب خودتون و افکارتون باشید.
    ونیز، پُر از توریست‌هایی ست که به کبوترهای ایتالیایی غذا می‌دهند ولی به کبوترهای شهرِ خودشان محل نمی‌گذارند.


    «جزء از کل»، استیو تولتز. ترجمه پیمان خاکسار،نشر چشمه



  6. 4 نفر تشکر کرده اند ... < ForgotteN >, Ali__S, parsa01, Sonnet
  7. Top | #4
    کاربر باسابقه
    همکار بازنشسته

    جنسیت
    آقا
    تاریخ عضویت
    04 تیر 95
    نوشته ها
    1,079
    امتیاز
    1620
    تشکر 
    308
    تشکر شده 2,344 بار در 1,075 ارسال
    نمایش مشخصات
    صدها نفر بخاطر احتکار و گندم و جو ندادن به مردم توسط این فرد مُردن ، و ایشون در سن پیرمردی که دیگه چندسالی بیشتر زنده نیست ، پاش قطع شد !!!
    این تقاص نیست عزیزدلم ، داستان خوبی بود اما گرسنگی کشیدن و زجرکشیدن مردم ، شبها و روزها = با قطع شدن یک پا به پایان نمیرسه !!! تازه خدا خیلی دوسش داشته که عفونت به پاش زده و فقط پاشو قطع کرده جلوی عفونت گرفته شده ، اونم با پای مصنوعی زندگیشو ادامه میده .
    کسانی که به مردم ظلم میکنند به هر طریقی ، باید خیلی بدتراز این ها رو بچشن ، اون هم نه در سن پیری ، در جوانی یا قبل از پیری و مرگ
    " God is that infinite All of which man knows himself to be a finite part "
    |
    خداوند ، آن بی نهایتی است که هر انسانی خودش را یک بخش محدود از آن میداند|

  8. 2 نفر تشکر کرده اند ... Saeed79, Sonnet
  9. Top | #5
    کاربر حرفه ای

    Mehrabon
    رشته تحصیلی
    مهندسی عمران
    مقطع تحصیلی
    کارشناسی
    نام دانشگاه
    دانشگاه تبریز
    نوع دانشگاه
    سراسری روزانه
    سن
    18
    جنسیت
    آقا
    استان
    آذربایجان شرقی
    شهر
    تبریز
    تاریخ عضویت
    22 دی 96
    نوشته ها
    992
    امتیاز
    1414
    تشکر 
    711
    تشکر شده 1,895 بار در 749 ارسال
    نمایش مشخصات
    مفید
    Civil Eng Of Tabriz University

    T I R A X T U R


افراد آنلاین در تاپیک

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)