X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 89
    نمایش نتایج: از 121 به 129 از 129
    1. Top | #121
      کاربر اخراجی

      تاریخ عضویت
      11 فروردین 99
      نوشته ها
      119
      امتیاز
      330
      تشکر شده
      112
      رای موافق دریافتی
      436
      رای مخالف دریافتی
      5
      نمایش مشخصات
      پدرم الکلی بود و در سن چهل سالگی مرد. چند هفته قبل از مرگش، یک شب مرا به نزد خود خواند و تاریخچه‌ی زندگی خود را برای من حکایت کرد، یعنی تاریخچه‌ی شکستش را. ابتدا از مرگ پدرش، یعنی پدربزرگم با من شروع به صحبت کرد. پدرش به او چنین گفته بود: “من فقیر و ناکام می‌میرم، ولی همه‌ی امیدم به تو است، شاید تو بتوانی آنچه را که زندگی به من نداده است، از او بگیری!” پدر من نیز وقتی حس کرد که اجلش فرا رسیده است به من گفت که حرفی به جز تکرار آنچه پدرش به او گفته بوده است، ندارد: “من نیز ای فرزند عزیزم، اینک فقیر و ناکام می‌میرم. امیدم به تو است و آرزومندم بتوانی آنچه را که زندگی به من نداده است، تو از او بگیری! “بنابراین آرزوها هم مثل بدهی‌ها از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شوند. من اکنون سی و پنج سال دارم، و می‌بینم در همان نقطه‌ای هستم که پدر و پدربزرگم بودند. من نیز آدمی هستم شکست خورده و زنم پا به زا است. فقط همین حماقتم باقی هست که معتقد شوم، فرزندم خواهد توانست آنچه را که زندگی به من نداده است از او بگیرد. من می‌دانم که او نیز نخواهد توانست از این سرنوشت محتوم بگریزد، او نیز از گرسنگی خواهد مرد، یا از آن بدتر نوکر دولت خواهد شد!


      – نان و شراب اثر اینیاتسیو سیلونه
      ویرایش توسط aysan 18 : 02 شهریور 99 در ساعت 13:21

    2. 2 نفر تشکر کرده اند ... azaf, Mysterious
    3. Top | #122
      کاربر فعال

      Romantic
      تاریخ عضویت
      22 آذر 96
      نوشته ها
      484
      امتیاز
      2346
      تشکر شده
      1,143
      رای موافق دریافتی
      1,908
      رای مخالف دریافتی
      20
      نمایش مشخصات
      آدمیزاد فراموشکاره... وقتی درد داره، قیل و داد می کنه، داد می کشه و بعد یادش می ره
      درد که همیشه درد نمی مونه. یا درمون می شه یا آدم بهش انس می گیره...!



      خواب زمستانی- گلی ترقی
      و خدایی که در این نزدیکی
      میزند لبخندی
      به تمام گره هایی که تصور دارم
      همگی کور شدند...!

    4. 3 نفر تشکر کرده اند ... eng.zahra, Mysterious, zhi.a
    5. Top | #123
      کاربر فعال

      Romantic
      تاریخ عضویت
      22 آذر 96
      نوشته ها
      484
      امتیاز
      2346
      تشکر شده
      1,143
      رای موافق دریافتی
      1,908
      رای مخالف دریافتی
      20
      نمایش مشخصات
      خدا در هر لحظه تغییر چهره می‌دهد، و خوشا به سعادت کسی که بتواند او را در زیر هر نقابی بشناسد!
      خدا گاهی به صورت لیوانی آب خنک است،
      گاهی به صورت پسرکی که به روی زانوان شما می‌جهد،
      یا زنی افسونگر
      و یا فقط به صورت یک گردش کوتاه سحری ...

      ♥ زوربای یونانی ♥
      و خدایی که در این نزدیکی
      میزند لبخندی
      به تمام گره هایی که تصور دارم
      همگی کور شدند...!

    6. Top | #124
      کاربر اخراجی

      رشته تحصیلی
      تجربی
      مقطع تحصیلی
      فارغ از تحصیل
      سن
      18
      تاریخ عضویت
      08 شهریور 99
      نوشته ها
      78
      امتیاز
      472
      تشکر شده
      119
      رای موافق دریافتی
      567
      رای مخالف دریافتی
      9
      نمایش مشخصات
      رمان عامه پسند اثر بوکفسکی
      من بااستعداد بودم. یعنی هستم. بعضی وقت‌ها به دست‌هام نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی بشوم. یا یک چیز دیگر. ولی دست‌هام چه‌کار کرده‌اند؟ یک‌جایم را خارانده‌اند، چک نوشته‌اند، بند کفش بسته‌اند، سیفون کشیده‌اند و غیره. دست‌هایم را حرام کرده‌ام. همین‌طور ذهنم را.

      صبر کردیم و صبر کردیم. همه‌مان. آیا دکتر نمی‌دانست یکی از چیزهایی که آدم را دیوانه می‌کند همین انتظارکشیدن است؟ مردم تمام عمرشان انتظار می‌کشیدند. انتظار می‌کشیدند که زندگی کنند، انتظار می‌کشیدند که بمیرند. توی صف انتظار می‌کشیدند تا کاغذتوالت بخرند. توی صف برای پول منتظر می‌ماندند و اگر پولی در کار نبود، سراغ صف‌های درازتر می‌رفتند. صبر می‌کردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر می‌کردی تا بیدار شوی. انتظار می‌کشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق‌گرفتن می‌شدی. منتظر باران می‌شدی و بعد هم صبر می‌کردی تا بند بیاید. منتظر غذاخوردن می‌شدی و وقتی سیر می‌شدی باز هم صبر می‌کردی تا نوبت دوباره به خوردن برسد. توی مطبِ روان‌پزشک با بقیه‌ی روانی‌ها انتظار می‌کشیدی و‌ نمی‌دانستی آیا تو هم جزء آنها هستی یا نه.

      مشکلات و رنج تنها چیزهایی هستند که یک مرد را زنده نگه می‌دارد. یا شاید هم اجتناب کردن از مشکلات و رنج. خودش کاری تمام‌وقت است. بعضی وقت‌ها آدم موقع خواب هم آسایش ندارد. آخرین خوابی که دیدم این بود که زیر یک فیل گیر کرده بودم.

      روی‌هم‌رفته در زندگی‌ام نمایش بدی نداشتم. شب‌ها در خیابان‌ها نخوابیده بودم. البته کلی آدم خوب بودند که در خیابان می‌خوابیدند. آن‌ها احمق نبودند، فقط به‌درد نیازهای تشکیلات زمانه نمی‌خوردند. نیازهایی که مدام تغییر می‌کردند. این توطئه‌ی شومی بود. اگر قادر بودی شب‌ها در رخت‌خواب خودت بخوابی خودش پیروزی پرارزشی بود بر قدرت‌ها. من خوش‌شانس بودم، ولی بعضی از حرکت‌هایی که کردم، خیلی هم بدون فکر نبودند. روی‌هم‌رفته دنیای واقعا وحشتناکی بود و بعضی وقت‌ها دلم برای تمام آدم‌هایی که درش زندگی می‌کردند می‌سوخت. به جهنم. اغلب بهترین قسمت‌های زندگی اوقاتی بوده‌اند که هیچ‌کار نکرده‌ای و نشسته‌ای درباره‌ی زندگی فکر کرده‌ای. منظورم اینست که مثلا می‌فهمی که همه‌چیز بی‌معناست، بعد به این نتیجه می‌رسی که خیلی هم نمی‌تواند بی‌معنا باشد. چون تو می‌دانی بی‌معناست و همین آگاهی تو از بی‌معنا بودن، تقریبا معنایی به آن می‌دهد.می دانی منظورم چیست؟ بدبینی خوش‌بینانه.

      تمام غم دنیا در دلم ریخته و روی صندلی نشسته‌ام و لیوان پنجم هم کنار دستم است. تلویزیون را روشن نکردم. به این نتیجه رسیده‌ام که وقتی حال آدم بد است این حرامی فقط حال آدم را بدتر می‌کند. یک مشت چهره‌ی خالی از روح که پشت‌سر‌هم می‌آیند و می‌روند و تمامی هم ندارند. احمق پشت احمق، احمق‌هایی که بعضاً مشهور هم هستند.
      ویرایش توسط poker_ch : 15 شهریور 99 در ساعت 00:45

    7. 2 نفر تشکر کرده اند ... eng.zahra, Monica
    8. Top | #125
      کاربر فعال

      Romantic
      تاریخ عضویت
      22 آذر 96
      نوشته ها
      484
      امتیاز
      2346
      تشکر شده
      1,143
      رای موافق دریافتی
      1,908
      رای مخالف دریافتی
      20
      نمایش مشخصات
      هیچ موجود زنده‌ای، تا زمانی که با مرگ از نزدیک روبه‌رو نشده، تا زمانی که مرگ از کنار گوشش نگذشته، نمی‌تواند خوشبختی زنده بودن را درک کند...

      دانه‌ی زیر برف
      اینیاتسیو سیلونه
      و خدایی که در این نزدیکی
      میزند لبخندی
      به تمام گره هایی که تصور دارم
      همگی کور شدند...!

    9. 1 نفر تشکر کرده است ... eng.zahra
    10. Top | #126
      کاربر باسابقه

      Mehrabon
      مقطع تحصیلی
      کارشناسی
      جنسیت
      خانم
      تاریخ عضویت
      03 اسفند 95
      نوشته ها
      507
      امتیاز
      5743
      تشکر شده
      3,390
      رای موافق دریافتی
      266
      رای مخالف دریافتی
      4
      نمایش مشخصات
      من ادم های مبارزی را که هیاهو به پا میکنند دوست دارم
      من عاشق کسی هستم که به خاطر خواسته هایش شرمنده نیست،و اجازه نمیدهد دیگران ناامید و منصرفش کنند.
      منظورم این نیست که این افراد هرگز نترسیده اند،منظورم این نیست که هرگز در دام نظرات دیگران گرفتار نشده اند،نه ان ها هم انسان هستندو مثله همه ما گاه دچار نبود اعتماد به نفس شده اند،
      اما وقتی نوبت عمل فرارسیده است،شک به دلشان راه نداده و دو دل نشده اند
      فقط سرشان را پایین انداخته و بدون توجه به دیگران به کارشان ادامه دادند!

      شرمنده نباش دختر
      ریچل هالیس

    11. Top | #127
      کاربر نیمه فعال

      Romantic
      رشته تحصیلی
      تجربی
      مقطع تحصیلی
      فارغ از تحصیل
      سن
      20
      جنسیت
      خانم
      استان
      تهران
      شهر
      شهر آرزوها:))
      تاریخ عضویت
      28 فروردین 99
      نوشته ها
      223
      امتیاز
      444
      تشکر شده
      229
      رای موافق دریافتی
      1,048
      رای مخالف دریافتی
      26
      نمایش مشخصات
      الْقَنَاعَةُ مَالٌ لَا یَنْفَدُ
      قناعت ثروتی است پایان ناپذیر
      حکمت ۵۴ نهج البلاغه

    12. Top | #128
      کاربر انجمن

      Sharmande
      رشته تحصیلی
      تجربی
      مقطع تحصیلی
      دبیرستان
      جنسیت
      آقا
      استان
      خوزستان
      شهر
      ابادان
      تاریخ عضویت
      15 بهمن 98
      نوشته ها
      7
      امتیاز
      76
      تشکر شده
      19
      رای موافق دریافتی
      12
      رای مخالف دریافتی
      0
      نمایش مشخصات
      ترسیدن از مرگ، آقایان محترم، چیزی بیش از این نیست که کسی خود را آگاه بداند وقتی نیست،که فکر کند چیزی را می داند وقتی نمی داند .
      عذر خواهی افلاطون

    13. Top | #129
      کاربر باسابقه

      نام دانشگاه
      علوم پزشکی
      نوع دانشگاه
      سراسری روزانه
      جنسیت
      خانم
      تاریخ عضویت
      23 بهمن 91
      نوشته ها
      736
      امتیاز
      7841
      تشکر شده
      11,182
      رای موافق دریافتی
      25
      رای مخالف دریافتی
      0
      نمایش مشخصات
      قانون زندگی این است هرگاه که احساس میکنیم همه چیز را از ما گرفته اند,باز درمی یابیم که هنوز چیزی برایمان باقی مانده.

      دخمه
      ساراماگو

    صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 89

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    کلمات کلیدی این موضوع



    مشاور خودت رو از بین رتبه های برتر کنکور انتخاب کن


    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن