پ ن 1 : از نگاه عاشقانه برادر کوچیکم به دختر خالم (پایین سمت راست ) که بگذریم
از هیجان شدید پسر عمه ام از مزه ناب کیک (سمت چپ) نمیشه گذشت
بعد جالبه من از بچگی به افق خیره بودم
خدا وکیلی به تیپ و کلاهم نخندینا
![]()
تنهایی تمامی معادلات را بهم میزند
عشق و تنهایی ، چون دم و بازدم دچار یکدیگرند
گاهی برای فرار از تنهایی ، عاشق میشوی و گاهی برای فرار از عاشقی تنها
میدونم میدونم عکس خیلی قدیمیه!
آخ آخ یادش بخیر چقد فرز و چابک بودم فکر می کردم این دنیا ر.یدن برام!
الهییییییییییییییییی
عکس خودم نیس این!عکس بچمه قربونش برم!
نگا چشاش برو مامانش رفته رنگیه!
البته کلا ب رو مامانش رفته خداروشکر!
دادادادام!و بالاخره اونی که منتظرش بودین!
فقط برید کنار زیر سم اسبم له نشید!
بله دیگه!چی فکر کردید؟! حاجی گنگش بالاست!حالا هی برید تو بیو اینستاتون بنویسید سوارکاری اموجیه اسبم بزارید بغل دسش!سوارکار بودیم اون موقع که سوارکاری هنوز مد نبود!
خوب دقت کنین ب عکس اسبم بهتون زبون دراورده!!!!
Cowboy یه کی بودم من!!!!!!
پی نوشت:عجب تاپیکه نابی هسش الله وکیلی نشستم همه عکساتون و دیدم!کاش تو همون بچگی می موندید چرا بزرگ شدید آخه؟!(ستاد زیبا سازیه جامعه!
)
بیشتر ازین تاپیکا بزنید انجمن قشنگ شه چیه از فردا شروع کنم می شه از دیروز شروع کنم می شه! اون طرفه شد تو هم بشو!من شدم تو هم آخرش می شی!اصن هممون تهش می شیم!
خوب بود امروزه قرنطینم ساخته شد باهم رفتیم آلبوما قدیمی و باز کردیم هم کلی خندیدیم هم بالاخره کلی غصه خوردیم!: (
راسی یه نصیحت برادرانه ب داداشیام!نگا کنین یه قانون نانوشته هس که می گه هر چی بچگیاش زشت تر بزرگیاش قشنگ تر!و بالعکس!دیگه خود دانید!
![]()
نخندین بهم
افاده ها طَبَق طَبَق
*یقیــن چه خوب اندوه را میراند...*علی(ع)
ویرایش توسط spring__girl : 26 اسفند 1398 در ساعت 23:28
در حال حاضر 13 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 13 مهمان)