X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 3 از 3 نخستنخست ... 23
    نمایش نتایج: از 31 به 39 از 39
    1. Top | #31
      کاربر باسابقه

      Sarkhosh
      نام دانشگاه
      Drop out
      سن
      25
      جنسیت
      آقا
      تاریخ عضویت
      24 بهمن 92
      نوشته ها
      1,218
      امتیاز
      10401
      تشکر شده
      10,001
      رای موافق دریافتی
      6
      رای مخالف دریافتی
      0
      نمایش مشخصات
      سلام دوستان
      فیلم کوتاه room 8 رو تقریبا همتون دیدید اما امروز با یه دیدگاه جدید ( جهان موازی ) اونو دوباره دیدم . به نظرم جالب میومد (مخصوصا سکانسی که بهم دست میدن )
      اونایی که این فیلم کوتاه رو ندیدن ، حتما مشاهده کنن ، ذهن آدمی رو از ورای خودش خارج میکنه و نتایج جالبی رو دربرداره
      مدت زمان فیلم : 7 دقیقه


      لینک آپارات :

      http://www.aparat.com/v/uA8ft/%D8%A7...%D8%A7%D9%82_8

      هرروزی که بهترازروزهای قبلت باشه،تکه ای ازپازل رویاهای توست که سرجاش قرار میگیره، سعی کن هرروز بهترازروزقبل باشی تاپازل رویاهات روهرچه سریعتر کامل کنی

      Sina
      CEO of Parsipak
      "write environment , read life "
      by the way here's my channel : @MrRich

      ویرایش توسط SonaMi : 15 تیر 94 در ساعت 01:55 دلیل: لینک

    2. 6 نفر تشکر کرده اند ... comet97, Defne, Faghat Pezeshki, Hellion, kahkoo, saj8jad
    3. Top | #32
      کاربر برتر
      مدیر برتر
      پاسخگو و راهنما

      تاریخ عضویت
      24 بهمن 93
      نوشته ها
      7,033
      امتیاز
      27105
      تشکر شده
      44,410
      رای موافق دریافتی
      66
      رای مخالف دریافتی
      7
      نمایش مشخصات

      سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیزم
      خب همونطوری که بحث بالا گرفته ، لازم است برای فهم صحیح جهان های موازی ، با مبحث مهم کوانتوم آشنایی لازم داشته باشیم.


      قسمت پنجم ؛ کوانتوم به زبان ساده (5)




      بخش پنجم ؛ پاي ات را به اندازه ي گليم ات دراز كن ـ اصل عدم قطعيت :

      اصل عدم قطعيت كه از نتايج اساسي مكانيك كوانتومي است، توسط ورنر هايزنبرگ ارائه شد، او پي برد كه نظريه ي كوانتوم چند پيشگويي غير منتظره در خود دارد، آزمايش ها هيچ وقت كاملا مستقل از آزمايش گر نيستند و هر اندازه گيري بر نتيجه تاثير گذار است، وي رابطه ي بين اندازه گيري و نتيجه را در غالب اصلي با عنوان اصل عدم قطعيت بيان كرد.

      محدوديت در اندازه گيري :

      فرض كنيد مي خواهيد، پنجره هاي خانه يتان را اندازه بگيريد، متري نواري برداريد، اگر كوچكترين واحد آن متر نواري، سانتيمتر باشد، شما ميتوانيد با دقت سانتيمتر اندازه ي پنجره را بفهميد، يعني اگر عرض پنجره ي شما ٩٩.٤سانتيمتر باشد و يا ٩٩.٢ شما عدد ٩٩ را برخواهيد گزيد، اگر متر مدرج نواري شما ميليمتر را داشته باشد ميتوانيد ٩٩.٤ را اندازه بگيريد اما ٩٩.٤٣ را چطور؟ هرچقدر كه متر نواري شما واحدهاي كوچكتري داشته باشد، دقت اندازه گيري شما بيشتر باشد باز هم خطايي دارد، اين خطا ناشي از دقت وسيله ي اندازه گيري شماست، اما هايزنبرگ بيان متفاوتي از اين عدم قطعيت ارائه داد!

      وي بيان كرد هرچقدر هم كه دقت وسيله ي اندازه گيري شما بالا باشد، باز نميتوانيد همزمان از جفت كميت هايي مانند تكانه (يا سرعت) و مكان يك ذره به طور همزمان و با دقت بالا آگاهي يابيد! هرچقدر دقت شما در اندازه گيري يكي بالا رود در ديگري پايين خواهد آمد، به محض تمركز براي يافتن يكي ديگري نامعين خواهد شد!

      هايزنبرگ فرض كرد كه بخواهيم حركت يك ريز ذره مانند نوترون را اندازه بگيريم، براي داشتن بيشترين دقت براي فهميدن مكان آن بايد از امواج با طول موج كوتاه مانند اشعه ي گاما استفاده كنيم، اما اشعه ي گاما انرژي بسيار بالايي دارد و هنگام برخورد با نوترون ضربه ي بزرگي بدان وارد مي كند، در نتيجه سرعت آن به طرز پيش بيني نشده اي از آنچه كه مي دانستيم تغيير مي يابد! حال اگر بخواهيم اين برخورد و تغيير سرعت را به حداقل برسانيم بايد از امواج با طول موج بلندتر استفاده كنيم كه انرژي كمتري دارند، اين كار گرچه تغيير سرعت را بسيار كم مي كند به علت طول موج بالاتر دقت اندازه گيري مكان ذره را پايين مي آورد! اين يك محدوديت غيرقابل رفع است كه هايزنبرگ در غالب اصل عدم قطعيت بيان كرد.

      وي در نامه خود به ولفگانگ پاولي ديگر فيزيكدان برجسته ي آن زمان گفت:

      ” هرچه مكان با دقت بيشتري تعيين شود، تكانه در آن لحظه با دقت كمتري معين مي شود و بالعكس”


      عدم قطعيت :

      معناي اين اصل كه هايزنبرگ خود از آن با اطلاع بود به شدت با ديدگاه رايج فيزيك در آن زمان مغايرت داشت، اين اصل به واقع بيان مي كند كه رفتار يك ذره ي بنيادي تا زماني كه اندازه گيري نشده مشخص نمي شود به عبارتي “مسير تنها زماني كه ما آن را مشاهده مي كنيم به وجود
      مي آيد” اين گفته فرض هاي فيزيك نيوتني كه مي پنداشت جهان خارج و مستقل از ناظر وجود دارد را به چالش كشيده و نشان مي داد كه اين سخنان در سطح اتمي پوچ و بي معناست! تنها مي شد از احتمال صحبت كرد! نتايجي كه بيش از پيش بسياري همچون آلبرت انيشتين را آشفته ساخت هرچند كه در برابر آنچه معادلات نشان مي داد كاري از آنها بر نمي آمد!





      منبع : drnayerimehbang.com

      🩸
      🌈
      ویرایش توسط saj8jad : 15 تیر 94 در ساعت 05:22

    4. 4 نفر تشکر کرده اند ... Faghat Pezeshki, Hellion, kahkoo, SonaMi
    5. Top | #33
      کاربر برتر
      مدیر برتر
      پاسخگو و راهنما

      تاریخ عضویت
      24 بهمن 93
      نوشته ها
      7,033
      امتیاز
      27105
      تشکر شده
      44,410
      رای موافق دریافتی
      66
      رای مخالف دریافتی
      7
      نمایش مشخصات

      سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیزم
      خب همونطوری که بحث بالا گرفته ، لازم است برای فهم صحیح جهان های موازی ، با مبحث مهم کوانتوم آشنایی لازم داشته باشیم.


      قسمت ششم ؛ کوانتوم به زبان ساده (6)





      بخش ششم ؛ ريش و قيچي دست خود شما ـ تعبير كپنهاگي :

      در قسمت هاي پيشين از رشد و شكوفايي كوانتوم گفتيم، معادلات كوانتوم پاسخ هاي به مراتب دقيق و درستي به پديده ها مي دادند، اما بر سر اينكه اين پاسخ ها دقيقا به چه معنا هستند رقابت سختي در جريان بود، شرودينگر سعي در بيان موجي كوانتوم داشت و هايزنبرگ از بيان ماتريسي دفاع مي كرد، در اين ميان نيلز بور فيزيكدان دانماركي، با درهم آميختن معادله ي موج شرودينگر و اصل عدم قطعيت هايزنبرگ، تفسير جديدي از كوانتوم ارائه داد كه به تفسير كپنهاگي معروف شد و درحال حاضر مقبول ترين تفسير مكانيك كوانتومي در بين فيزيكدانان است!

      اصل مكمليت :

      در ادبيات كهن ما، داستاني هست كه ممكن است آن را شنيده باشيد، داستان فيلي كه در اتاقي تاريك قرار داشت و عده اي با دست كشيدن به بدن فيل قصد توصيف آن را داشتند، يكي پاهاي فيل را لمس كرده و فيل را ستون مي پنداشت، ديگري دست بر گوش هاي فيل كشيده و آن را بادبزن فرض مي كرد و… هركس مطابق تجربه ي خود بخشي از فيل را توصيف مي كرد! كه بخشي از واقعيت بود اما نه تمام آن! نيلز بور فيزيكدان برجسته ي دانماركي در كوران رقابت ها بر سر توصيف كوانتوم به يك رهيافت فلسفي دست زد كه بي شباهت به اين داستان نيست!

      او عنوان كرد كه در كوانتوم رفتار ريز ذرات شامل ديدگاه هاي گوناگوني است كه گرچه ممكن است جمع آنها متناقض باشد اما هريك بخشي از واقعيت هستند و براي توصيف كامل پديده ما نيازمند استفاده از تمامي آنها هستيم، در عين حال كه نمي توان تمامي اين ديدگاه ها را در غالب يك پديده جمع كرد!

      آزمايش دو شكاف یانگ را به خاطر بياوريد، نور هم ذره است و هم موج، ما با آزمايش خصوصيت ذره اي نور، بلافاصله خصوصيت موجي نور را از دسترس مشاهده خارج خواهيم كرد و بالعكس. اما هر دوتاي اين توصيفات براي توصيف كامل پديده نياز است، اين ايده تحت عنوان “اصل مكمليت” ارائه شد.


      رمبش تابع موج :

      بور ضمن پذيرش اصل عدم قطعيت دريافت كه اين اصل كاستي هايي نيز دارد، او بيان مي داشت كه هرگز نمي توان ناظر را از پديده ي مورد مشاهده جدا كرد، در واقع اين مشاهده ي ناظر بود كه بين رفتارهاي احتمالي موج ـ ذره فيزيك كوانتومي، رفتار نهايي سيستم را انتخاب مي كرد، اين سخنان به شدت اصل بي طرفي علم را مورد ترديد قرار داده و مخالفت هاي بسياري برانگيخت.

      گفتيم كه ما ذرات بنيادي و امواج را در يكي از حالت هاي ممكن مي بينيم، اما چه چيزي تصميم مي گيرد كه كدام يك از حالت ها نمايان شود؟
      چرا اگر بخواهيم فوتون را كه از يك شكاف مي گذرد گير بياندازيم رفتار ذره گونه از خود بروز مي دهد اما وقتي از دو شكاف مي گذرد مانند امواج الگوي تداخلي ايجاد مي كند؟

      طبق نظر بور و حاميان تفسير وي كه به تفسير كپنهاگي معروف شد، نور همزمان در هر دو حالت وجود دارد، هم موج و هم ذره، فقط هنگامي كه مورد مشاهده و اندازه گيري قرار مي گيرد به يكي از دو حالت نمود پيدا مي كند، بنابراين اين ما هستيم كه تصميم مي گيريم كه چگونه تبديل شود! به اين اتفاق رمبش تابع موج مي گويند.

      در واقع تمام احتمالات براي نتايج در معادله ي موج شرودينگر در نظر گرفته شده و به محض مشاهده سيستم، تمام احتمالات ديگر از بين رفته و پديده بصورت يكي از نمود هاي خود كه همان نتيجه است، ظاهر مي شود.


      اين تفسيرها و نتايج آنچنان آلبرت انيشتين را آشفته ساخت كه جمله ي معروف
      ”من در هر حال مطمئنم كه خداوند تاس نمي اندازد ”را به زبانآورد.




      منبع : drnayerimehbang.com





      🩸
      🌈
      ویرایش توسط saj8jad : 15 تیر 94 در ساعت 05:22

    6. 4 نفر تشکر کرده اند ... Faghat Pezeshki, Hellion, kahkoo, SonaMi
    7. Top | #34
      کاربر باسابقه

      Sarkhosh
      نام دانشگاه
      Drop out
      سن
      25
      جنسیت
      آقا
      تاریخ عضویت
      24 بهمن 92
      نوشته ها
      1,218
      امتیاز
      10401
      تشکر شده
      10,001
      رای موافق دریافتی
      6
      رای مخالف دریافتی
      0
      نمایش مشخصات
      درود
      یه مقاله دیگه واستون آماده کردم دوستان ، امیدوارم مفید واقع بشه
      جهان های موازی ( نظریه چند جهانی )



      نظریه چند جهانی((Multiverse ))یکی از عجیبترین و دور از ذهن ترین نتایج نسبیت و نظریه ریسمانهاست. در دنباله آزمایشی موسوم به آزمایش یانگ را در رابطه به جهان های موازی بررسی میکنیم. ماجرا از اینجا آغاز شد که ریچارد فاینمن در آزمایشهای دو شکاف ( ۱ )خود در زمینه پراش نور به حقیقت عجیبی دست پیدا کرد. همینطور که میدانیم در پدیده پراش وقتی چند فوتون از روزنه ای عبور میکنند به علت خاصیت موجی میتوانند با هم تداخل کنند و اثر یکدیگر را خنثی و یا تقویت کنند و به همین دلیل ما در پرده جلوی روزنه
      به جای یک دایره روشن دوایر روشن و تاریک را بطور متوالی می بینیم دوایر تاریک جائی هستند که فوتونها به آنجا نمیرسند چون تحت تاثیرتداخل با یک فوتون دیگر قرار گرفته اند.





      فاینمن این آزمایش را دوباره طوری انجام داد که روزنه فقط قابلیت عبور دادن یک فوتون در هر زمان را داشته باشد، به این ترتیب فوتونها یکی یکی از روزنه رد میشوند و قاعدتا دیگر تحت تداخل با فوتون دیگر نخواهند بود پس باید ما فوتونها را در هر نقطه از پرده ببینیم یعنی پرده باید یک دایره روشن را به ما نشان دهد اما نتیجه این آزمایش بر خلاف نظر فاینمن دوباره همان حلقه های روشن و تاریک را نشان داد. در آن زمان فاینمن هیچ توجیهی در این باره نتوانست پیدا کند. در نظر او فوتونهایی نامرئی میتوانستند روی فوتون های او تاثیر بگذارند. این موضوع مقدمه ای بر نظریه چند جهانی است. طبق نظریه جهانهای بسیار زیادی وجود دارند که کنار هم بطور موازی حرکت میکنند به طور عادی ما نمیتوانیم هیچ ارتباطی با جهان های دیگر داشته باشیم این جهانهای دیگر ممکن است حتی شامل خود شما هم باشند هرجهان ممکن است با جهان مجاور خود اختلاف بسیار جزئی داشته باشد. در این جهان شما این مقاله را میخوانید و در جهان دیگر از خواندن آن صرف نظر میکنید البته همان طور که شاخه های ریسمانها در نظریه ریسمان در شرایط خاصی با هم برخورد میکنند امکان ارتباط میان دو جهان هم وجود دارد.


      این امکان تنها در ابعاد کوانتومی و بخصوص کوانتومی نسبیتی مطرح میشود منظور از کوانتومی نسبیتی ابعاد فوق العاده کوچک و سرعتهای بینهایت بزرگ است. به عنوان مثال همان آزمایش فاینمن میتواند به وسیله این نظریه توجیه شود فوتونها که با بیشترین سرعت حرکت میکنند براساس شرایط خاصی که ما نمیدانیم و نمیتوانیم حدس بزنیم میتوانند اثری بر دنیای مجاور خود داشته باشند یعنی عامل منحرف شدن تک فوتونهای فاینمن همان فوتونهایی هستند که در جهان مجاور وجود دارند و بنا به دلایلی می توانند اثر مختصری بر این جهان بگذارند. به این ترتیب ماهیت بعضی از آزمایشهای ما مانند جابجائی کوانتومی زیر سوال میرود آیا آن فوتونی که ناپدید شد و لحظه ای بعد چند متر جلوتر ظاهر شد همان فوتون اولیه است یا با وارد شدن فوتون اول به یک جهان دیگر از آن جهان به این جهان رانده شده ؟ یکی دیگر از نتایج این نظریه از احتمال برخورد دو جهان بدست می آید اگر شرایطی پیش بیاید که دو جهان با یکدیگر برخورد کنند چه اتفاقی می افتد ؟ بهترین پاسخی که به این پرسش داده شده این است که نتیجه آن یک بیگ بنگ جدید است یعنی پیش از بیگ بنگی که ما آنرا میشناسیم احتمال وجود فضا و زمان هست و ممکن است جهان کنونی ما از بر خورد دو جهان دیگر شکل گرفته باشد. این نظریه آنقدر عجیب و دور از ذهن است که ممکن است شما را یاد داستانهای علمی وتخیلی بیندازد؛ ولی مطمئن باشید برای تک تک این نتایج سرنخها و توجیهاتی وجود دارد که دانشمندان به کمک نظریه ریسمان به آن رسیده اند.
      به تازگی هم دانشمندان دانشگاههای کارولینالی شمالی و کارنگی ملون موفق به شناسایی اولین گواه قطعی از وجود جهانهای دیگر شدند. کیهان‌شناسان با بررسی نقشه‌ای از جهان از داده‌های فضاپیمای پلانک نتیجه گرفته‌اند که این نقشه نشانگر ناهنجاری‌هایی است که تنها می‌توانند توسط کشش گرانشی جهانهای دیگر ایجاد شده باشند.
      این نقشه نشان‌دهنده تابش‌های بیگ بنگ در ۱۳٫۸ میلیارد سال پیش موسوم به تابش زمینه کیهانی است که هنوز در جهان قابل مشاهده است. دانشمندان پیش‌بینی کرده بودند که این تابش باید بطور مساوی توزیع شده باشد؛ اما این نقشه تمرکز بیشتری از آن را در نیمه جنوبی آسمان و یک نقطه سرد را نشان داد که با درک کنونی از فیزیک قابل توضیح نیست.یافته‌های دانشمندان نشان می‌دهد که تعداد نامحدودی از جهانهای دیگر در خارج از جهان ما وجود دارد. اگرچه برخی دانشمندان در مورد نظریه جهانهای دیگر تردید دارند، این یافته‌ها می‌تواند گامی رو به جلو در جهت تغییر دیدگاه فیزیک باشد.

      هرروزی که بهترازروزهای قبلت باشه،تکه ای ازپازل رویاهای توست که سرجاش قرار میگیره، سعی کن هرروز بهترازروزقبل باشی تاپازل رویاهات روهرچه سریعتر کامل کنی

      Sina
      CEO of Parsipak
      "write environment , read life "
      by the way here's my channel : @MrRich

      ویرایش توسط SonaMi : 18 تیر 94 در ساعت 11:14

    8. 5 نفر تشکر کرده اند ... ehsan7777777, Faghat Pezeshki, Hellion, kahkoo, saj8jad
    9. Top | #35
      کاربر برتر
      مدیر برتر
      پاسخگو و راهنما

      تاریخ عضویت
      24 بهمن 93
      نوشته ها
      7,033
      امتیاز
      27105
      تشکر شده
      44,410
      رای موافق دریافتی
      66
      رای مخالف دریافتی
      7
      نمایش مشخصات
      جهان های موازی کوانتومی




      آیا جهان های موازی واقعا وجود دارند؟ نوعی از جهانهای موازی می تواند وجود داشته باشد که باعث سر درگمی اینشتین شده بود و هنوز هم برای فیزیکدانان دردسرساز است. این جهان موازی کوانتومی است که با مکانیک کوانتومی عادی پیش بینی می شود.
      پارادوکس های فیزیک کوانتومی گویی آنقدر حل ناشدنی اند که برنده ی نوبل ریچارد فاینمن دوست داشت بگوید که هیچکس واقعا از نظریه کوانتوم سر در نمی آورد.



      گزنده ترین مثال این معما عبارت است از مسئله مشهور « گربه شرودینگر » ( ۱ ) . شرودینگر با گفتن اینکه « اگر کسی مجبور شود که سراغ این پرسش کوانتومی لعنتی برود، آنگاه تاسف می خورم که چرا در این کار دست داشته ام » پاردوکس گربه شرودینگر به این قرار است: گربه ای در جعبه ای سر بسته گذاشته می شود. درون جعبه تفنگی به سمت گربه نشانه روی شده ( و ماشه ی آن به شمارنده ی گایگری در کنار تکه ای اورانیوم متصل است. ) بطور عادی زمانی که اتم اورانیوم واپاشی کند، شمارنده ی گایگر و سپس ماشه ی تفنگ را بکار می اندازد و گربه کشته می شود. اتم اورانیوم می تواند واپاشی کند یا نکند. گریه یا زنده است یا مرده. عقل سلیم چنین می گوید.اما در نظریه کوانتوم، با اطمینان نمی دانیم که اورانیوم واپاشی کرده باشد. پس مجبوریم دو احتمال را جمع بزنیم، تابع موج اتم واپاشی کرده به اضافه ی تابع اتم دست نخورده. اما این بدین معناست که، برای توصیف گربه، مجبوریم دو حالت گربه را جمع بزنیم. پس گربه نه زنده است نه مرده. جانور، بصورت مجموع گربه ی زنده و مرده ارائه می شود!

      همانطور که فاینمن زمانی نوشت: مکانیک کوانتومی ( ۲ )، از دیدگاه عقل سلیم، طبیعت را بی معنی توصیف می کند و این کاملا با آزمایش همخوانی دارد. پس امیدوارم که شما طبیعت را به همین صورت بی معنی بپذیرید. از دیدگاه اینشتین و شرودینگر این چرندی بیش نبود.




      در نگاه نخست مفهوم کیهانشناسی کوانتومی گویی عبارتی متناقض است: نظریه ی کوانتومی به جهان بی نهایت ریز اتم اشاره دارد، حال آنکه کیهان شناسی به کل جهان باز می گردد. ولی به این توجه کنید: در لحظه ی بیگ بنگ، جهان بسیار کوچک تر از الکترون بود. هر فیزیکدانی با این موافق است که الکترونها باید کوانتیده باشند، یعنی آنها با یک معادله ی موج احتمالاتی ( معادله دیراک ) ( ۳ ) توصیف می شوند و می توانند در حالت هایی موازی وجود داشته باشند.

      بنابراین اگر الکترون ها باید کوانتیده باشند، و اگر جهان زمانی کوچکتر از الکترون بوده است، آنگاه جهان نیز باید در حالت های موازی وجود داشته باشد، نظریه ای که بطور طبیعی با رهیافت « چند جهانی » ( ۴) ختم می شود.


      جهان به سادگی در حالت های موازی وجود دارد که همگی یک تابع موج اصلی موسوم به « تابع موج جهان » تعریف می شوند. در کیهان شناسی کوانتومی جهان از افت و خیز کوانتومی خلاء سر بر آورده است، یعنی بصورت حبابی کوچک در کف فضا- زمان. بیشتر بچه جهانها در کف فضا- زمان دارای بیگ بنگ هستند و پس از آن فورا داری بیگ کرانچ می شوند. به همین دلیل است که ما هرگز آنها را نمی بینیم، زیرا آنها بسیار کوچک هستند و عمر کوتاهی دارند. یعنی « هیچ چیز » جوشان از بچه جهانهایی است که به وجود می آیند و از بین می روند، ولی در مقیاسی آنچنان کوچک که با دستگاههای ما آشکارسازی نمی شوند.




      استیون هاوکینگ ادعا می کند که جهان ما، جهان ویژه ای است. زیرا تابع موج جهان برای جهان ما بزرک است و تقریبا برای بیشتر دیگر جهانها برابر صفر است. این نظریه که جهان ما از « هیچ چیز » کف فضا-زمان به وجود آمده، شاید آزمون ناپذیر باشد ولی با چندین مشاهده ی ساده سازگار است.
      نخست: بسیاری از فیزیکدانان خاطر نشان که بسیار شگفت آور است که مقدار کل بارهای مثبت و منفی در جهان ما دست کم با صحت آزمایشی دقیقا صفر می شود. این امر را که گرانش در فضای بیرونی نیروی غالب است بدیهی می دانیم، ولی دلیل آن تنها این است که بارهای مثبت و منفی دقیقا همدیگر را خنثی می کنند. یک راه ساده برای توضیح این پرسش وجود دارد و که فرض کنیم جهان ما از هیچ چیز به وجود آمده و هیچ چیز دارای بار صفر است.دوم، جهان ما اسپین صفر دارد. اگر چه کورت گودل سال ها کوشید نشان دهد که جهان، با جمع زدن اسپین ( ۵ ) کهکشانهای مختلف دارای اسپین است، امروزه اخترشناسان عقیده دارند که اسپین کل جهان صفر است. اگر گیتی از هیچ چیز آمده باشد، توضیح این پدیده آسان می شود چون هیچ چیز اسپین ندارد.

      سوم، آمدن جهان ما از هیچ چیز به تشریح این نکته کمک می کند که چرا مقدار کل ماده ـ انرژی جهان چنین اندک یا حتی صفر است. هنگامی که ما انرژی مثبت ماده و انرژی منفی همراه گرانش را جمع بزنیم، گویی آنها همدیگر را خنثی می کنند.





      پی نوشت :

      گربه شرودینگر : http://en.wikipedia.org/wiki/Schr%C3%B6dinger%27s_cat

      مکانیک کوانتومی : https://en.wikipedia.org/wiki/Quantum_mechanics

      معادله دیراک : http://en.wikipedia.org/wiki/Dirac_equation

      چند جهانی : http://en.wikipedia.org/wiki/Multiverse

      5ـ اسپین: همه ذرات داری ویژگی بنام اسپین هستند که مربوط می شود به اینکه ذره از جهتهای مختلف به چه شکلی و شمایلی بنظر می رسد.



      منبع : bigbangpage.com


      🩸
      🌈
      ویرایش توسط saj8jad : 24 تیر 94 در ساعت 08:38

    10. 3 نفر تشکر کرده اند ... Faghat Pezeshki, kahkoo, SonaMi
    11. Top | #36
      کاربر باسابقه

      Sarkhosh
      نام دانشگاه
      Drop out
      سن
      25
      جنسیت
      آقا
      تاریخ عضویت
      24 بهمن 92
      نوشته ها
      1,218
      امتیاز
      10401
      تشکر شده
      10,001
      رای موافق دریافتی
      6
      رای مخالف دریافتی
      0
      نمایش مشخصات
      درود بر همه عزیزان ، با یه مقاله جالب در مورد جهان های موازی ، این تاپیک رو زنده میکنم .
      دوستان علاقمند لطفا پست های قبلی رو کامل مطالعه کنند . نظرات و ایده هاتون رو ارسال کنید !
      سپاس از همراهی

      کشف جدید کوانتوم: با تابع موج، خداحافظی و به جهان های موازی سلام کنید!


      همه چیز از ۵ سال پیش و با یک سوال شیمی آغاز شد! زمانیکه Bill Poirier در مورد رفتار کوانتومی ملکول های پیچیده تحقیق می کرد و به شواهدی درباره ی جهان های موازی دست یافت.
      نمیدانم قصه ی آلیس در سرزمین عجایب را خوانده اید یا نه. اگرچه به نظر می رسد این قصه، یک داستان علمی تخیلی است، اما باید بگویم جهان کوانتومی واقعی خودمان، بسیار عجیب تر از سرزمینی است که آلیس در آن گم شد! مکانیک کوانتومی، قلمروی عجیبی از واقعیت است. ذرات در این سطح اتمی و زیراتمی، می توانند در آن واحد در دو مکان ظاهر شوند. از آنجایی که رفتار این ذرات، با احتمال و ابهامات زیادی همراه است، دانشمندان فقط می توانند چیزی که از نظر ریاضی اتفاق می افتد را با تابع موج توصیف کنند.
      شیمی دانانی مثل Poirier که استاد شیمی دانشگاه تگزاس است، برای درک بهتر واکنش های شیمیایی، منظره ی تازه ای را کشیدند. علیرغم عدم قطعیت موقعیت ذرات، مکانیک موجی کوانتوم به دانشمندان اجازه می دهد تا پیش بینی های دقیقی انجام دهند. قواعد انجام این کار به خوبی شناخته شده است. اما Poirier فهمید که راه کاملاً جدیدی برای رسم منظره ی کوانتومی وجود دارد! جهان های موازی باید جای امواج را بگیرند! این نظریه که “جهان های چندگانه ی تعاملی” نامیده می شود، درست مثل افسانه های علمی است! این نظریه برای اولین بار در سال ۲۰۱۰، منتشر شد و منجر به بحث های زیادی شد. Poirier می گوید: در سال ۲۰۱۳ در سمپوزیومی در وین، من طرح خود را طی یک سخنرانی ارائه کردم. هیچ کس اعتراضی نکرد و این واقعاً مرا شگفت زده کرد، چرا که نشان می داد ریاضیات من اشتباه نبود”.
      در این نظریه، Poirier فرض کرد ذرات کوچک جهان های چندگانه، از طریق برهمکنش با خودشان نفوذ می کنند و برهمکنش آنها، پدیده های جالب مکانیک کوانتومی را رقم می زند. مثلاً ذراتی که در آن واحد در چند مکان هستند یا از فواصل دور باهم ارتباط برقرار می کنند. ابهامی در این نظریه وجود ندارد و در هر جهان، ذرات در موقعیت های معینی قرار دارند. اما این موقعیت ها از جهانی به جهانی دیگر تغییر می کنند و به همین دلیل است که یک ذره را در آن واحد در چند موقعیت می ببینیم. بعلاوه ارتباط کوانتومی ذرات خیلی دور، چیزی که اینشتین آن را حرکت شبه گونه نام گذاری کرد، واقعاً ناشی از برهمکنش جهان های نزدیک است!
      خداحافظی با موج؟!

      نظریه ی جهان های چندگانه ی تعاملی ثابت نمی کند که موج کوانتومی وجود ندارد یا جهان های چندگانه وجود دارد. با اینکه نظریه ی موجی در اکثر جنبه ها، کامل و با تجربه سازگار است، اما نظریه ی جهان های چندگانه، ریاضیات متفاوتی را استفاده کرده و پیش بینی های تجربی درستی هم می کند. در این مقیاس نانو، ذرات مثل اجسام بزرگتر رفتار نمی کنند، اجسام دنیای ماکروسکوپی، مانند هواپیما یا سیبی که از درخت روی سر نیوتون افتاد، مکان معلومی دارند. اما در عوض زمانیکه دانشمندان به یک ذره ی کوانتومی نگاه می کنند، مثل یک ذره رفتار می کند و زمانیکه به آن نگاه نمی کنند، مثل یک موج رفتار می کند! این ذره می تواند در آن واحد در چندجا باشد. اینشتین در این مورد، جمله ی مشهوری دارد: “دوست دارم فکر کنم ماه آنجاست، حتی اگر من به آن نگاه نکنم!”

      دانشمندان با چیزی که دقیقاً در این مقیاس کوچک اتفاق می افتد، توافق ندارند. اگرچه آنها با اطمینان نمی دانند چه چیزی اتفاق می افتد، اما حداقل می دانند چگونه رفتار موج مانند ذره ی کوانتومی را پیش بینی کنند. به همین دلیل، آنها از معادله ی شرودینگر استفاده می کنند، یک توصیف ریاضی که چگونگی حرکت موجی ذرات را در طول زمان توصیف می کند. اما پس از یافته ی جدید Poirier، نگاه جدیدی به وجود آمد.
      اگرچه بعضی فیزیکدانان در مورد فلسفه ی مکانیک کوانتومی صحبت می کنند، اما شیمیدانی مانند Poirier، کمتر به فلسفه علاقه مند است و بیشتر به حل معادله ی موجی شرودینگر برای کمک به درک واکنش های شیمیایی علاقه دارد. Poirier می گوید: “در شیمی-فیزیک، ما به حل مسائل مقیاس های بزرگ و ملکول های پیچیده با بهترین دقت علاقه مندیم. ما به دنبال یافتن سرعت واکنش های شیمیایی، حالات کوانتومی مجاز یک ملکول و نشانه ی طیفی هر ملکول (برانگیختگی در اثر برهمکنش با نور) هستیم. برای پاسخ گفتن به این مدل سوالات، دقیقا به مکانیک کوانتوم نیاز داریم، اما حل مسائل مکانیک کوانتوم برای سیستم های بزرگ(بیشتر از ۳ ذره)، فوق العاده مشکل است. شیمیدانان از روش های سنتی مبتنی بر گرید برای حل تابع موج استفاده می کنند، اما ملکول های پیچیده تر، نیاز به محاسبات بسیار پیچیده تری دارند، مثلاً به ازای هر اتمی که به یک ملکول اضافه می شود، اعمال محاسباتی، ۱۰۰۰۰ بار بیشتر می شوند!
      برای سرعت بخشیدن به محاسبات، شیمیدانان، از ایده ای مهندسانه استفاده می کنند، یعنی به نقاط گرید اجازه می دهند تا مثل یک مایع حرکت کرده و با موج کوانتومی جریان یابند. نقاط گرید، مسیرها را دنبال می کنند، درست مانند بازی بیس بال. شیمیدانان از این روش برای محاسبه ی حرکت موج کوانتومی یا همان هیدرودینامیک کوانتومی استفاده می کنند. Poirier می گوید: ” ایده ی کلیدی من این بود که بفهمم مسیرهای کوانتومی تمام چیزی هستند که ما نیاز داریم!” نیازی نیست موج کوانتومی چگونگی حرکت مسیرها را به شما بگوید، بلکه مسیرها خودشان این اطلاعات را به شما می دهند. بنابراین شما برای هیچ چیز دیگری به موج، نیاز نخواهید داشت. در نتیجه هر سوال علمی را که می توان با دانستن حرکت موج، پاسخ داد، با دانستن حرکت مسیرها هم می توان پاسخ داد. بنابراین موج کاملاً غیر ضروری به نظر می رسد و نهایتاً می توان آن را دور انداخت.
      پنجره ای رو به سرزمین عجایب!

      مفهوم جهان های چندگانه ی کوانتومی، آنقدرها هم جدید نیست. در سال های ۵۰ میلادی، یک دانشجوی لیسانس دانشگاه پرینستون که Hugh Everett نام داشت، توضیح مشابهی برای شگفتی مکانیک کوانتومی ارائه داد. نظریه ی جهان های چندگانه ی Everett، برپایه ی ریاضیات موجی کوانتوم است، بنابراین به روشنی معلوم نیست که این جهان ها از کجا آمده اند یا چگونه تعریف می شوند. به همین دلیل، منتقدان با این نظریه ی موافق نیستند. اما در رویکرد جهان های تعاملی Poirier، این جهان ها، درست از همان ابتدا با ریاضیات آغاز می شوند، بنابراین لازم نیست دانشمندان برای توضیح آن کار خاصی انجام دهند. Poirier می گوید: این نظریه به خوبی کار می کند چرا که مبتنی بر ریاضیات موجی نیست و از آن استفاده نمی کند. این جهان ها بر خلاف جهان های Everett، هیچ گاه چندشاخه یا ادغام نمی شوند، بلکه با هم در تعامل اند. در حالیکه جهان های Everett، قادر به تعامل نبودند. در واقع نظریه ی جهان های چندگانه ی تعاملی، بیشتر شبیه گروهی از پرندگان، رفتار می کند تا درختی با بی نهایت شاخه!
      Poirier ، مکانیک کوانتوم را بدون تابع موجی بنا می کند، یعنی ساختاری درونی درست می کند و سپس به شما می فهماند که تنها به یک داربست نیاز دارید و از دید کاربردی، ریاضیات کمتر، به معنی سادگی بیشتر است. این نظریه همچنین سوالات جالبی را در مورد فلسفه ی فیزیک موجی و اینکه اگر شما به آن نیاز نداشته باشید، به چه معناست، مطرح می کند. مسیرهای کوانتومی شاید بیشتر از یک ابزار محاسباتی باشند. آنها واقعاً توضیح می دهند که در سطوح کوانتومی چه می گذرد.
      “مردم برای مدتی طولانی، در مورد اینکه تابع موج از نظر فلسفی چه معنایی دارد و اینکه چطور باید آن را تفسیر کرد، بحث کرده اند. اما حالا فهمیده ایم ممکن است تابع موج، راه کاملاً اشتباهی باشد. سوال بسیار اساسی تر این است که “حتی آیا تابع موج وجود دارد؟ و اگر نه، چه چیزی جای آن را می گیرد؟” در حال حاضر ما نمی توانیم به طور روشن بگوییم که تابع موج وجود ندارد. تنها چیزی که می دانیم این است که وجود آن لازم نیست، چرا که ما روش ریاضی ساده تری را یافته ایم که تمام اطلاعات لازم را به ما میدهد و چیزی که از این ریاضیات بدست می آید، جهان های موازی است.
      Poirier می گوید: در جهان فیزیکی کلاسیکی ما آدم ها، هرچیزی از لحاظ سرعت و موقعیت در حالت معلوم و معینی است. به هواپیماها یا سیب هایی که از درخت (روی سر نیوتون مرحوم) می افتند، فکر کنید. ما به راحتی می توانیم جایی که اشیا هستند و جایی که خواهند رفت را محاسبه کنند. اما در مکانیک کوانتومی، دانشمندان مجبورند تسلیم شوند! آنها می توانند بفهمند ذرات کجا هستند یا کجا خواهند رفت، اما نه هر دو را! مسیر کلاسیکی با ویژگی های ذره ای معینش، جای خود را به تابع موج احتمال می دهد، یعنی دنیای عدم قطعیت ها! اما به شما مژده می دهم که در نظریه ی جهان های چندگانه ی تعاملی، حداقل بعضی از مفاهیم کلاسیکی، بازگردانده می شوند. مثلاً ذرات کوانتومی واقعاً ویژگی های معینی داشته و مسیرهای کوانتومی معینی را دنبال می کنند.
      در حقیقت، خود رفتار کوانتومی را می توان به عنوان شاهد ذرات معینی از جهان های دیگر دانست. این افراطی ترین و جالب ترین بخش این نظریه است. حالا ما به جای یک موج، از مسیر استفاده می کنیم. باید بپرسیم این مسیرها واقعاً از نظر فیزیکی، به چه معناست. تنها تفسیر ملموس این است: هر مسیر به منزله ی یک جهان متفاوت است! در این جهان ها، هیچ چیزی، موج مانند یا نامعین نیست. هرچیزی، دقیق و معلوم است. در واقع رفتارها و عدم قطعیت های کوانتومی از تغییر طول این جهان ها،ناشی می شوند. عدم قطعیت در موقعیت ذره را می توان به عنوان برهمکنش بین اینجهان ها درنظر گرفت.
      ما شاهدی برای اینکه یک “من” یا “شما” ی دیگر حاضر است، نداریم. من نمی توانم بگویم کدام یک از آن جهان ها وجود دارند یا ندارند. طبق این نظریه، ما تنها با جهان هایی می توانیم مستقیماً تعامل کنیم که بسیار نزدیک به جهان خودمان هستند و البته به جز در مقیاس کوانتومی، به سختی می توانیم آنها را جدا از خودمان بدانیم. اما فعلاً هیچ شاهد مستقیمی در این مورد نداریم.
      منبع: phys.org


      هرروزی که بهترازروزهای قبلت باشه،تکه ای ازپازل رویاهای توست که سرجاش قرار میگیره، سعی کن هرروز بهترازروزقبل باشی تاپازل رویاهات روهرچه سریعتر کامل کنی

      Sina
      CEO of Parsipak
      "write environment , read life "
      by the way here's my channel : @MrRich


    12. 5 نفر تشکر کرده اند ... Faghat Pezeshki, kahkoo, milad65, saj8jad , terme1
    13. Top | #37
      در انتظار تایید ایمیل

      تاریخ عضویت
      30 مهر 96
      نوشته ها
      35
      امتیاز
      724
      تشکر شده
      580
      رای موافق دریافتی
      0
      رای مخالف دریافتی
      0
      نمایش مشخصات
      up

    14. Top | #38
      در انتظار تایید ایمیل

      تاریخ عضویت
      30 مهر 96
      نوشته ها
      35
      امتیاز
      724
      تشکر شده
      580
      رای موافق دریافتی
      0
      رای مخالف دریافتی
      0
      نمایش مشخصات
      interstellar_film_poster.jpg
      Interstellar

    15. مرجع کنکور
    16. Top | #39
      کاربر فعال

      رشته تحصیلی
      علوم تجربی
      مقطع تحصیلی
      دبیرستان
      جنسیت
      آقا
      تاریخ عضویت
      30 مهر 97
      نوشته ها
      694
      امتیاز
      803
      تشکر شده
      1,465
      رای موافق دریافتی
      53
      رای مخالف دریافتی
      4
      نمایش مشخصات
      UP
      !KONKUR IS COMING

    صفحه 3 از 3 نخستنخست ... 23

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    موضوعات مشابه

    1. پاسخ: 9
      آخرين نوشته: 22 دی 96, 10:12
    2. پاسخ: 10
      آخرين نوشته: 18 شهریور 95, 09:04
    3. درخواست راهنمایی برای منبع مناسب دروس ریاضی دانشگاه
      توسط Coyote در انجمن مهندسی کامپیوتر
      پاسخ: 5
      آخرين نوشته: 11 دی 93, 21:56
    4. قسمتی از وصیت نامه مرتضی پاشایی
      توسط nahid در انجمن موسیقی ایران
      پاسخ: 1
      آخرين نوشته: 23 آبان 93, 17:43
    5. dvd بخرم نخرم؟؟!!! بچه هایی ک دارید لطفا راهنمایی
      توسط طراوت در انجمن CD و DVD های کمک آموزشی
      پاسخ: 12
      آخرين نوشته: 18 اردیبهشت 93, 20:22

    کلمات کلیدی این موضوع



    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن